۱۷ پاسخ

من دخترم ۱۴سالشه پسرم ۵سالشه
ولی بخدا کوچکترین سازشی باهم ندارن
اونکه بزرگتره بدتر داد و جیغ میزنه
میگم شاید بخاطر تفاوت سنیشون هست خسته شدم دیگه

من که یه بچه دارم ولی بنظرم موقع دعاهاشون دخالت نکن خودشون یاد میگیرن چطور باهم کنار بیان

دکتر عزیزی که می گفت اصلا دخالت نکنید حالا نمی دونم درسته یا نه. من شکر ایزد فقط یکی دارم😂

دختر بزرگ منم خیلی خیلی زیاد رو وسایلش حساسه واسه همین ی قانون گذاشتیم ک بدون اجازه به وسایل بقیه دست نزنیم البته خیلی طول کشید تا جا افتاد الان کوچیکه بخواد وسیله از بزرگه بگیره اجازه میگیره اگه هم بخواد با قلدری و بدون اجازه برداره بزرگه اوایل با صدای گریه بهش میداد ولی ایقد بهش گفتم که اگه فکر می‌کنی حق با تو هست نباید کوتاه بیای ب خاطر گریه هاش که الان توجه نمیکنه به گریه هاش.چون کوچیکه خیلی اهل گریه هست با کوچکترین چیز گریه می‌کنه اونم طولاااانی

بچه هاتوواتساپ یه دکتر روانشناس هست به اسم دکتر عزیزی خیلی روانشناس خوبیه فقط راجب رفتار بچه ها اصول رفتاری و تربیتی کودکان مشکلات همسرداری خیلی خوب حرف میزنه،من از وقتی حرفهای ایشون رو گوش میدم خیلی چیزهاورفتارها رویادگرفتم 🌹🌹

منم دخترم ۸سالشه وپسرم ۵سالشه هر۲ساعت یک بار دعوادارن🥴یا بیخیال میشم یابه هردوتذکرمیدم به بزرگتره میگم نبایداینکاروکنی اون داداشته کوچیکتره نمیفهمه تادوستش داشته باشه وبه اشتباهش پی ببره

پسربزرگ منم ۵سالشه کوچیکه ۲سالشه بزرگه اصلا وابدا نمیزاره به اسباب بلزیش دست بزنه چه برسه بخواد بده ...من رفتم یه سری قدیمیا روجمع کردم جون مشابهشون نبود چنتا جدید خریدم دوتا دوتا شبیه هم ...هرچی حرف میزنم فایده نداره کلا وسیله هاشو به هیجکس نمیده بزرگم

والا من خودمو به نشنیدن میزنم ولی حکاسم هست که بحرانی نباشه یا نشه اگه شد میرم میگم موضوع چیه چی شده و نهایتا همون موقع میگ همو بغل کنید عذرخواهی کنید .دیشب اتفاقا سر توت فرنگی دختر کوچیکم که ۲.ع سالشه ظرف و برداشت و اجازه نداد خواهرش که ۵سالشه بخوره دختر بزرگ من از همون بچگی جیغ و دادش بالا بود متاسفانه شروع کرد گریه کردن منم ظرف توت و گ فتم گذاشتم یخچال دومی هم گریش گرفت بعد هردو را خیلی آروم بردم تواتاقشون و در بستم چراغم روشن بود گفتم کارهردوتون بد بود گریه هاتون و کردین بعد بیاید بیرون .بعد چند دقیقه‌آروم شدن در زدن که در وباز کن باز کردم ولی اعتناییم نکردم بهشون خودشون اومدن چسبیدن بهم و گفتن ببخشید منم گفتم نباید ظرف و برمیداشتی گفتم هردوتون بخورید شمام نباید جیغ میزدی و گریه میکردی می یومدی بهم میگفتی تا حلش میکردیم بعد دیگه همو بغل کردن منم رفتم توت فرنگیا رو آوردم خوردن باهم تازه دهن همدیگم گذاشتن😉 ولی کلا چون فاصله سنیشون کمه خیلی سراسباب بازی باهم درگیرن بیشترم دختر بزرگم میگه ایناهمش برا منه 🙄

همزمان جفتشون رو تو بغل میگیرم

نمی‌دونم دکتر عزیزی بود یا روانشناس دیگه ای
می‌گفت تو دعوا و بحث بچه ها اصلا دخالت نکنین مگه اینکه آسیب جانی بخوان بهم بزنن
منم از موقعی که اینو شنیدم اصلا دخالت نمیکنم
جالبه که گریه میکنن داد میزنن بعد با هم خوب میشن‌ و بزرگه بدون اینکه من بگم خودش کوچیکه رو آروم می‌کنه البته بعد کلی گریه
بنظرم طرفداری هیچ کدوم رو نکن

بخدا مال من یدونه هس از بس بهانه و گریه من و شوهرم بعضی موقه ها فقط میخوایم از دستش گریه کنیم
نمیدونم میگم شاید بخاطر تنهایی اس
که بهانه میکنه بخدا کلافم سر چیز کوچک گریه و قهر میکنه میگیم بخاطر تک فرزندی هس اینقد ناز و ....خسته ترین حالت هستم

باید بگم این بهترین کاریه ک میکنی.
بی طرفی تا زمانیکه اسیب جدی بهم نزدن.
من متاسفانه نمیکشم.چون لنا اخم نمیکنم با پاش محکم میزنه و هانا میوفته باسر،با ی جای سالم تو دستش نیست انقدر هانارو چنگ انداخته،به هیچ وجه هیچ اسباب بازی رو نمیده بهش ،حتی وسایلی ک برای هانا بخریم میگه مال منه و نمیده.

من تو دعواشون دخالت میکنم ولی شوهرم میگه اصلا دخالت نکن بزار مشکلشون رو خودشون حل کنند.اخه بچه ها به دعوا و گریه ادامه میدن بنظرم اصلا این وسط باهم کنار نمیان باید یکی متقاعدشون کنه

جفتشون بغل میکنم و آرومشو ن میکنم بعد با هاشون حرف میزنم و مشکلو حل میکنم

منم معمولا بیخیال به کار خودم مشغولم حالا شده بعضی وقتا دیگه جیغشون خیلی بالا گرفته کلا ازشون میگیرم میگم برید با یه چیز دیگه بازی کنید ...😂دیگه همو بغل میکنن یه ذره بخاطر کار من گریه میکنن وبعد باهم میرن یه بازی دیگه میکنن

پسرم ۱۳سالشه دخترم ۵ساله یک ساعت خوبن دوساعت میجنگن منم فقط نگااههههههههه🤒

معمولا به حال خودشون می‌زارم ولی دخترم ۹سااشه ازش میخام که برادرش رو ساکت کنه
حالا نمی‌دونم درسته یا ن
حوصله دعواشون رو ندارم 🤕

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم

تجربه خود من
رزا به شدت تو کلاس ها کم حرف بود
و نمیتونین از حقش دفاع کنه

یه روز تو کلاس ژیمناستیک، من شنیدم که مربی گفت همه این حرکت رو زدن؟ و رزا بلند گفت نه من نرفتم؛
( رزا کلا بچه خجالتی ای هست، ژنتیکیه من خودمم بچگی خجالتی بودم)
من بعد از. کلاس این رفتار رو بزرگ کردم و گفتم واقعا خیلی عالی بوده
به پدرش هم شب گفتم و اونم تشویقش کرد

از اون جلسه به بعد رزا انقد سر کلاس حرف میزنه که مغز مربی رو میخوره😅
همش نظر میده
و من واقعا خوشحالم که کمکش کردم

باید قبول کنیم که یک سری اخلاقیات ذاتی هستن مثلا دختر دوم من بسیار اجتماعی هست و قطعا نیازی نداره من اصلا کمکش کنم
ولی من چون خودم بچه خجالتی ای بودم و قبل رفتن ب مهمانی همش استرس داشتم الان رزا رو بهتر درک میکنم
اگه بچتون از جمع استرس میگیره حتما بهش کمک کنید چون با کمی کمک خوب میشه

رزا قبلا از مهمونی رفتن و مهمون اومدن خونمون بدش میومد!
ولی الان دیگه انقد که از آداب اجتماعی براش گفتم و با عروسک اش شبیه سازی کردیم مهمونی هارو و همچنین سعی کردم تو جمع بهش توجه کنم نه اینکه رهاش کنم
الان مدام با من چونه میزنه که چرا مهمون دعوت نمیکنی!!
مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟