۹ پاسخ

عزیزم من میخام ب پسرم ساعت خواندن یاد بدم نرم افزاری یا مطلبی داری نمیدونم چ جوری یادش بدم

عزیزم من میخام ب پسرم ساعت خواندن یاد بدم نرم افزاری یا مطلبی داری نمیدونم چ جوری یادش بدم

حالم خیلی بده گیجم

خدا قوت بانو جان ...
یه چیزی بگم امیرعلی الان نزدیک پنج سالشه پیش یک می‌ره دو هفته اول خوب بود بعد چالش جدایی پیدا کرد تا مدتها مهد میموندم .. از بعد از اون ماجرا ناخن میجوه و کلن همیشه حتی قبل از مهد رفتن هم اسم هیولا دیو آدم بد میاره ما برنامه ای که مناسبش نباشه براش نذاشتیم واقعا نمی‌دونم این ترس و دلهره از هیولا و اینا از کجا اومده و این ناخن جویدن ...لاک تلخ استفاده کردم بیفایده بود
چی کار کنم

چه خوب که کتاب قصه رو معرفی کردین.من یه مجموعه گرفتم راضی نیستم‌ چون قصه های ملل مختلف حس میکنم باهاش ارتباط نمیگیرن.اسمش قصه های برای قبل خواب کودکان.

شما چقدر الگوی خوبی هستین ...
از این ک برای فرزندانتون اینقدر وقت میزارید واقعااا لذت میبرم...

خدا قوت😍.خسته نباشید دلاور😂

اووووف دست رودلم نزارامشب اعصابم خطخطیه یعنی آقا رفت دوتاکتاب داستان خریدحالا یه دعوایی درست کردن محمدحسین دوتابرداشته نمیده ونرگسوجیغ جیغاش شروع شداخرشم نگم برات حالاقول دادم فرداخودم برم براش بخرم خسته نباشی عزیزم مادرنمونه

ایناش
من چقد از بچگی این بشر رو دوست داشتم😍

تصویر

سوال های مرتبط

مامان مهرسام مامان مهرسام ۵ سالگی
فرزند پروری.پوشک شیرخشک
سلام دوستای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه من که اصلا حالم خوب نیس خیلی اذیتم.فشار سه تا بچه یه طرف شوهر نادونم یه طرف.اصلا کمک حالم نیس بدتر باریه رو دوشم.فک کن عصر هر سه تا بچه ها بهونه می‌گرفتن و گریه میکردن سام حاضر میکنم غر میزنه بیابچه رو بگیر نمیخواد شام بیاری اومدم گرفتم میگه اونو بزار زمین شام بیار.ازونور دخترم گریه میکرد دوساعتی بود از خواب بیدار شده بود بهونه و گریه کلافه شده بودیم ولی من حوصله میکردم قاطی کرده بچه رو برده گذاشته بیرون میگه برو خونه عزیز گریه نکن پسرمم ترسید از حرکت شوهرم یا مثلا به دخترم شام میدم گرسه میکرد برداشته ظرف غذای بچه رو پرت میکنه داد میزنه گریه نکن.بدتر دیوونه می‌کنه بچه هارو. ازونور دومتر زبون داره به من فحش میده که تو زنیت نداری برنامه ریزی نداری وگرنه ساعت نه شده شام نیاوردی و ... واقعا خدا بهم رحم کنه چجوری با این آدم بی منطق می‌خوام این بچه های قد و نیم قد و بزرگ کنم
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم

تجربه خود من
رزا به شدت تو کلاس ها کم حرف بود
و نمیتونین از حقش دفاع کنه

یه روز تو کلاس ژیمناستیک، من شنیدم که مربی گفت همه این حرکت رو زدن؟ و رزا بلند گفت نه من نرفتم؛
( رزا کلا بچه خجالتی ای هست، ژنتیکیه من خودمم بچگی خجالتی بودم)
من بعد از. کلاس این رفتار رو بزرگ کردم و گفتم واقعا خیلی عالی بوده
به پدرش هم شب گفتم و اونم تشویقش کرد

از اون جلسه به بعد رزا انقد سر کلاس حرف میزنه که مغز مربی رو میخوره😅
همش نظر میده
و من واقعا خوشحالم که کمکش کردم

باید قبول کنیم که یک سری اخلاقیات ذاتی هستن مثلا دختر دوم من بسیار اجتماعی هست و قطعا نیازی نداره من اصلا کمکش کنم
ولی من چون خودم بچه خجالتی ای بودم و قبل رفتن ب مهمانی همش استرس داشتم الان رزا رو بهتر درک میکنم
اگه بچتون از جمع استرس میگیره حتما بهش کمک کنید چون با کمی کمک خوب میشه

رزا قبلا از مهمونی رفتن و مهمون اومدن خونمون بدش میومد!
ولی الان دیگه انقد که از آداب اجتماعی براش گفتم و با عروسک اش شبیه سازی کردیم مهمونی هارو و همچنین سعی کردم تو جمع بهش توجه کنم نه اینکه رهاش کنم
الان مدام با من چونه میزنه که چرا مهمون دعوت نمیکنی!!