۲۹ پاسخ

من دخترم ۵ سالشه هنوز میترسم بیارم البته اینکه هیچکس هم ندارم غریبم دلیل اصلیشه

اوا من فک میکردم بهترین اختلاف سنیه
اسم قشنگتو نمیدونم چیه
ولی
حس میکنم کمال گرایی به شدددت
با توجه به تاپیکات
دلت میخاد بچه هات ایده آل ترین باشن
دمت گرم
ولی یکم راجتتر بگیر خودت اذیت داری میشی این وسط
بذار بچگی کنن
راحتتتر بگیر تا از آب و گل دران
نمیدونم متوجه حرفم شدی یا نه

من پسرم5سالشه دخترم یسال ولی اذیت نمیشم....بچه ها باهم فرق دارن

اح آخ دقیقا چقد پسزم اذیت شد 😭

همه چی بستگی به برخورد اولت موقع بدنیا اومدن بچه دوم داره
بچه های من ۳/۵ سال اختلاف دارن ولی الان عاشق همن
چون هم من هم بقیه مواظب بودیم که با شاهان رفتار بهتری داشته باشیم و یسره راجع به اینکه چه خوب و خوشبخت شده که داداش داره صحبت کنیم
الان خداروشکر هیچ مشکلی ندارن
فقط خستگی کار زیاد دارم چون باید به هر دو رسیدگی کنم از لحاظ غذا و …

منم همینطور با فاصله دوسال. و ده ماه برای اولی خیلی سخت شد دختر اولی من خیلی گریه میکنه سرهر چیزی و این که جفتی هم به من چسبیدن و بابایی نیستن اصلا شوهرمو بیشتر ناراحت میکنه سر اولی با بحث زیاد داریم

من ۱سال ۹ماهش بود وای وحشتناک بود .خیلی خیلی سخت گذشت ولی الان بزرگه کمبود داره ‌دقیقا هر رفتاری با کوچیکه انجام بدم‌بزرگه هم‌میخواد حتی یه ّبغل ساده

من رابطه شون ۴ سال ۳ ماه بود خیلی خوب بود اوایل ولی الان مثل نوش و گربه بهم میفتن دعوادمیکنن🫠😅

هم دردیم
منم رد دادم دیگه 😭

هربچه ای یه جور با بچه بعد خودش کنارمیاد ونمیشه گفت چه اختلاف سنی بینشون باشه، بهتره، برای من که اختلاف سنیشون زیاده، باز هم با هم دعوا دارن، بستگی به اخلاق وروحیات بچه ها داره، من دخترم، عاشق بچه بود الان اصلا با داداشش نمیسازه، سرچیزهای الکی دعواشون میشه، جرأت ندارم طرف یکیش رو بگیرم، بیشتر ناراحتی پیش میاد
به نظرم رفتار پدرومادرواطرافیان، توی سازش بچه ها با هم تاثیر داره، برای من مادرشوهر وهمسرم، خیلی طرف یکیش رو میگیرن ودعوا بالا میگیره

چند ماه دیگ رابطه شون خوب میش .دختر بزرگ من دوسال و ۷ ماهش بود من زایمان کردم درکت میکنم خیلی سخت بود الان یکم بهتر شدن

منم همینطور با فاصله دوسال. و ده ماه برای اولی خیلی سخت شد دختر اولی من خیلی گریه میکنه سرهر چیزی و این که جفتی هم به من چسبیدن و بابایی نیستن اصلا شوهرمو بیشتر ناراحت میکنه سر اولی با بحث زیاد داریم

منم همینطور با فاصله دوسال. و ده ماه برای اولی خیلی سخت شد دختر اولی من خیلی گریه میکنه سرهر چیزی و این که جفتی هم به من چسبیدن و بابایی نیستن اصلا شوهرمو بیشتر ناراحت میکنه سر اولی با بحث زیاد داریم

منم همینطور با فاصله دوسال. و ده ماه برای اولی خیلی سخت شد دختر اولی من خیلی گریه میکنه سرهر چیزی و این که جفتی هم به من چسبیدن و بابایی نیستن اصلا شوهرمو بیشتر ناراحت میکنه سر اولی با بحث زیاد داریم

منم همینطور با فاصله دوسال. و ده ماه برای اولی خیلی سخت شد دختر اولی من خیلی گریه میکنه سرهر چیزی و این که جفتی هم به من چسبیدن و بابایی نیستن اصلا شوهرمو بیشتر ناراحت میکنه سر اولی با بحث زیاد داریم

بچه های‌ من‌ فاصلشون‌ ۲‌ دوساله‌ دوجنس‌ مخالف ‌ نابود‌ شدم‌ هر‌ کدوم یه‌ چیز‌ میگن مغزم‌ سوت میکشه دیگه‌ نمیتونم‌ تحمل کنم‌

من پسرام یک سال و ۷ ماه بینشونه و واقعا گاهی کم اوردم ولی الان خداروشکر بهترن

اختلاف سنی بچه های منم همینه ،سه سال و یک مال بینشونه

من دوس داشتم الان بیارم که جرات نمیکنم دیگه

من بیشتر به خاطر پسرم آوردم ولی از همین الان باهاش نمیسازه دیوانه شدم.اوضاع منم به هم ریختست درست و حسابی هم به بزرگه نمیتونم برسم

منم برا همین چیزا هنوز جرات نکردم دومی بیارم بیشتر بخاطر اینکه میترسم اولی آسیب ببینه و از توجه بهش غافل شم

من اوایل خیلی خیلییی راضی بودم پسر اولم خیلی خوشحال بود ازینکه همبازی پیدا کرده روزی ده باز ازم تشکر میکرد ک براش داداش اوردم🤣
پسر دومم هم خیلی اروم بود صداش درنمیومد خلاصه زندگی بر وفق مراد بود

ولی الان ک دومی یکم بزرگتر شده اشک هردومونو دراورده هرچی داداش بزرگش برمیداره این همونو میخواد ولی بچم همچنان خوشحاله از وجود برادرش

به نظر من که خیلی سخته
برای مادر بیشتر از همه

یعنی برای مادری که هنوز بدنش ترمیم نشده دوباره حاملگی
برای مادری که تازه بدنش خودشو پیدا کرده دوباره زایمان
برای مادری که هنوز خواب درست رو تجربه نکرده ،دوباره شب بیداری برای یه نوزاد و دوباره 24 ساعته هوشیاری 😥😥


چقدر بهشت کمه برای مادرا

حالا یه دقیقه اگ دنبالم نمیکنی کامنت بزارم 😂

خب برا شما شاید بد بوده
وگرنه من با تفاوت سنی ۳ سال خیلییییی راضی و اوکیم

عزیزم این تایم کوتاهیه میگذره بزرگتر ک بشن کلی کیف میکنی از رابطشون

من دخترم ۵ سالشه هنوز میترسم بیارم البته اینکه هیچکس هم ندارم غریبم دلیل اصلیشه

عزیزم این تایم کوتاهیه میگذره بزرگتر ک بشن کلی کیف میکنی از رابطشون

خسته نباشی.
بالاخره مادریم ربات که نیستیم.
این روزها هم میگذره.
بچهای من دوسالو 9 ماه اختلاف سنی دارن. منم واقعا گاهی اذیت میشم ولی خب برگردم همین مسیر رو میام. قطعا کفه خوشی ها ی ترازوی زندگی از سختی هاش سنگین تر بود.

خدا قوت بهت مامان جان
میفهمم ک سخته

ولی من حسرت میخورم نیاوردم پسرم دائم میگه یه نی نی نیاوردی با من بازی کنه دوستام داداش دارن آبجی دارن

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم

تجربه خود من
رزا به شدت تو کلاس ها کم حرف بود
و نمیتونین از حقش دفاع کنه

یه روز تو کلاس ژیمناستیک، من شنیدم که مربی گفت همه این حرکت رو زدن؟ و رزا بلند گفت نه من نرفتم؛
( رزا کلا بچه خجالتی ای هست، ژنتیکیه من خودمم بچگی خجالتی بودم)
من بعد از. کلاس این رفتار رو بزرگ کردم و گفتم واقعا خیلی عالی بوده
به پدرش هم شب گفتم و اونم تشویقش کرد

از اون جلسه به بعد رزا انقد سر کلاس حرف میزنه که مغز مربی رو میخوره😅
همش نظر میده
و من واقعا خوشحالم که کمکش کردم

باید قبول کنیم که یک سری اخلاقیات ذاتی هستن مثلا دختر دوم من بسیار اجتماعی هست و قطعا نیازی نداره من اصلا کمکش کنم
ولی من چون خودم بچه خجالتی ای بودم و قبل رفتن ب مهمانی همش استرس داشتم الان رزا رو بهتر درک میکنم
اگه بچتون از جمع استرس میگیره حتما بهش کمک کنید چون با کمی کمک خوب میشه

رزا قبلا از مهمونی رفتن و مهمون اومدن خونمون بدش میومد!
ولی الان دیگه انقد که از آداب اجتماعی براش گفتم و با عروسک اش شبیه سازی کردیم مهمونی هارو و همچنین سعی کردم تو جمع بهش توجه کنم نه اینکه رهاش کنم
الان مدام با من چونه میزنه که چرا مهمون دعوت نمیکنی!!