۷ پاسخ

خب بچه الان سن اموزش مستقیمش نیس، زیر هفت سال نمیتونه و نباید یک مدت یک جا بشینه و تازه اموزشم بخواد ببینه، اینجوری بدتر زدش میکنید، اگر قرارع اموزشی هم باشه ب صورت بازی و کاملا غیر مستقیم باید باشه، گناه دارع طفلک از حالا درگیر کلاسش کردید

ببین مشکل از بچه نیست تو سن بچه های ما این رفتارا طبیعی منتها طرف باید خیلی کار بلد باشه که این پسر پرانرژی که از درون علاقمند فعالیت کنه رو جذب کنه نگو چرا بقیه میتونند که اشتباه.دختر بچه ها میتونند تو این سن ولی پسرا برای هر نوع کلاسی بفرستی زیر ۷ سال نباید ازش انتظاری داشته باشی مگه اینکه مربیش خیلی خیلی خیلی کار بلد باشه که اکثرا نیستند وبرای بچه های سن بااالا میتونند مربی خوبی باشند‌من واسه همین گذاشتم همون۶.۵ -۷سال ببرمش.چون استعداد موسیقی داره ولی الان اگه میبردمش مثل شما چون هزینه میکنم مطمئنا ازش انتظارم باید میداشتم و این انتظار داشتن تو این سن اشتباه محض.لطفا یا فعلا نبر یا میبری اصلا تا ۷ سالگیش هیچ انتظاری نداشته باش که یاد بگیر یا نه‌...

پسرتون چندوقت کلاس رفته؟ ارف ثبت نام کردین یا ساز مشخص؟

اگر بخاطر موسیقی دعواش کنی مطمئن باش از موسیقی زده میشه......دختر منم موسیقی میره و استادش تاکید داره روی این موضوع

سلام عزیزم گوشش و میگیره به خاطر اینکه سرش دهد و بیداد کردی و لجباز شده حرف حرف خودش میخواد باشه
چون تبسم هم این جوری میگم الان آوردمش مهد ۱ ماه وابستگی شدید به منم داره بامشاوره در ارتباطم که این مشکل که گوش و میگیره حل بشه بعدها گناه دارن من خیلی پشیمونم که این کا رو کردم
به نظر من حتما ببر مشاوره

آره حق با شماست اشتباه از من بود که زود ثبت نامش کردم

یا گرفته خوب میزنه ولی وسطا اشتباه میکنه یا نمیدونم انتظار من خیلی بالاست

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت اول
خلاصه ای از استرس و اضطراب کودکان

در رابطه با اضطراب اجتماعی:👇🏻👇🏻👇🏻
وقتی بچه سختشه در جمع قرار بگیره
مهمترین چیز الگوگیری هست
حتما خودتون در جمع ها شرکت کنید، بگو بخند کنید، و اون رفتاری ک دوست دارید فرزندتون داشته باشه رو انجام بدین

مجبورش نکنید سلام کنه، مثلا موقع ورود قبلش بگید اگه دوست داشتی میتونی سلام کنی، چون سلام کردن یک رفتار خوب هست

رو اخلاقیات بد اجتماعیش تمرکز نکنید، برعکس روی اخلاقیات مثبتش تمرکز کنید و مثلا اگه سلام کرد یا تو جمع حرف زد بعذا بهش بگی دیدم سلام کردی، خیلی خوشم اومد، رفتار خوبی بود، دوست داشتم و ...

بهش یاد بدید چجوری دوست پیدا کنه، کتابهایی در این رابطه براش بخونید، مثلا کودک باید بدونه که برای اینکه با کسی ارتباط. بگیره باید بهش لبخند بزنه، سلام کنه یا اسمش رو بپرسه، یا مثلا بگه چه لباس قشنگی داری و ... اینارو باید به کودک آموزش بدید با هم دیگه در موردش حرف بزنید، و با عروسک هاش بازی کنید که مثلا تو پارک یا تو مهمونی ان و قراره دوست شن

بهش یاد بدید چه رفتارهایی باعث ناراحت شدن دیگران میشه( مثلا استفاده از لوازمشون بدون اجازه و ...)

اصلا کودک رو برای رفتارهای اجتماعی اشتباهش سرزنش نکنید ؛, مثلا نگید دیدی فلانی چه بچه خوبی بود سلام داد یا سلام نکردی کار بدی کردی و ...،. فقط رو ویژگی های مثبتش تمرکز کنید این معجزه می‌کنه مثلا بگید دیدم بهش لبخند زدی برای شروع عالی بود و ...
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سبک فرزندپروری مقتدرانه
تو این سبک وضع قوانین ساده به صورت شفاف و ایستادگی روی قانون خیلی مهمه
یک مثال می‌خوام براتون بزنم
خب فک کنید مثلا شما ماهی یک اسباب بازی برای کودکتون می‌خرید
قبل از رفتن ب مغازه باید خیلی روشن بگید عزیزم داریم میریم برات اسباب بازی بگیریم، و می‌دونی که فقط یک اسباب بازی میتونی انتخاب کنی
اگه اونجا ناراحتم کنی و بخوای بیشتر از یک اسباب بازی داشته باشی باید بدونی که ماه بعد از اسباب بازی خبری نیست
بعد میرید مغازه و کودک دو تا اسباب بازی انتخاب می‌کنه و شما قانون رو یادآوری میکنید و اون گریه و زاری میکنه
والد آسان گیر بیخیال قانون میشه و میگه بچم مگه چقد قرارها بچه باشه و هر دو رو میخره
والد مستبد به شدت باهاش دعوا می‌کنه و سر بچه داد و بیداد. می‌کنه و عصبانی بودن رو به بچه آموزش میده
اما والد مقتدر، قانون رو یادآوری می‌کنه و میگه عزیزم میتونی انتخاب دومت رو ماه آینده بخریم ولی اگه یکم دیگه به این کارات ادامه بدی از اسباب بازی ماه بعد خبری نیست
و درصورت ادامه داد و بیداد همون اسباب بازی اول رو حساب می‌کنه و دیگه توجهی ب داد و بیداد نمیکنه
و وقتی اومدن خونه هم میگه قانون رو زیر پا گذاشتی پس ماه دیگه خبری از اسباب بازی نیست
از اجرای قانون نترسید
این قانون گذاری برای کنترل بچه ها تو نوجوانی به شدت لازمتون میشه
شاید الان درخواست فقط یه اسباب بازی بیشتر باشه و برای شما مشکلی نداشته باشه ولی باید بدونید اگه بچه ها بدونن والدین در اجرای قوانین مقتدر نیستن علاوه بر اینکه تو دوران کودکی کنترلشون سخت میشه و کودکان متوقع میشن در دوران نوجوونی هم واقعا ممکن هست مشکلات رو نتونید کنترل کنید
مامان دوتا گل پسر❤️❤️ مامان دوتا گل پسر❤️❤️ ۵ سالگی
شده خسته بشید از مادر بودن.
شده کم بیارید.
من بچه اولم خیلی‌ ارومه از بچگی همیشه برای خودش بازی می‌کرد سرگرم میشد
منم وقت داشتم برای همه چیزش برنامه ریزی کنم غذا میان وعده خواب بازی همه چیزش با آرامش بود.
ولی بچه دومم خیلی وقتا منو به جنون میرسونه همش چسبیده به پای من یک دقیقه خودش بازی نمیکنه داداشش بیچاره مجبور میشه سرشو گرم کنه البته گاهی اوقات منم همیشه مجبورم بچه بغل غذا بپزم
ظرف بشورم جارو کنم.
وقتی میشینم میره بازی می‌کنه بخدا روانی شدم با اینکه کوچیکه گاهی صبرم تموم میشه سرش داد و بیداد میکنم آخه بچه ای که غذاشو خورده پوشکش تمیزه خوابش رفته نباید یکم بازی کنه.
عذاب وجدان ولم نمیکنه .
پسر بزرگم بیچاره همش میگه مامان برسا آروم شد بهم آب میدی
برسا آروم شد خوراکی میدی
اصلا وقت نمیکنم باهاشون بازی کنم
وقتی خوابه هم مجبورم رو دور تند کار کنم.
کتابای پیش دبستانی رو گرفتم وقت نکردم باهاش کار کنم.
خداروشکر بابت وجود شون .
ولی گاهی کم میارم.
خسته میشم از زندگی و زنده موندن.