شده خسته بشید از مادر بودن.
شده کم بیارید.
من بچه اولم خیلی‌ ارومه از بچگی همیشه برای خودش بازی می‌کرد سرگرم میشد
منم وقت داشتم برای همه چیزش برنامه ریزی کنم غذا میان وعده خواب بازی همه چیزش با آرامش بود.
ولی بچه دومم خیلی وقتا منو به جنون میرسونه همش چسبیده به پای من یک دقیقه خودش بازی نمیکنه داداشش بیچاره مجبور میشه سرشو گرم کنه البته گاهی اوقات منم همیشه مجبورم بچه بغل غذا بپزم
ظرف بشورم جارو کنم.
وقتی میشینم میره بازی می‌کنه بخدا روانی شدم با اینکه کوچیکه گاهی صبرم تموم میشه سرش داد و بیداد میکنم آخه بچه ای که غذاشو خورده پوشکش تمیزه خوابش رفته نباید یکم بازی کنه.
عذاب وجدان ولم نمیکنه .
پسر بزرگم بیچاره همش میگه مامان برسا آروم شد بهم آب میدی
برسا آروم شد خوراکی میدی
اصلا وقت نمیکنم باهاشون بازی کنم
وقتی خوابه هم مجبورم رو دور تند کار کنم.
کتابای پیش دبستانی رو گرفتم وقت نکردم باهاش کار کنم.
خداروشکر بابت وجود شون .
ولی گاهی کم میارم.
خسته میشم از زندگی و زنده موندن.

۷ پاسخ

دختر منم ۵سالش همش بازی میخواد دلم ی وقتایی نیم ساعت تنهایی میخواد نمیزاره اما تو دلم میگم خوب تنها پناهش منم ،من تنهایی میخواد ولی اون میخواد کنارم باشه🥺

من پسر دوم ۹ماهشه خداروشکر خودش بلده خودشو سرگرم‌کنه مگه خوابش بیاد و گرستخ باشه که نق بزنه و بیاد سمتم و به پاهام بچسبه ولی برعکس بزرگه همش میگه باهم بازی کن تنهایی نمیتونه خودشو سرگرم‌کنه

منم همینطوره شرایطم عزیزم بازخداروشکر پسر بزرگت ماشالله عاقل و ارومه من چی بگم که ۳ تاییشون اویزون منن یکیشون اروم نیست مغزم داغون شده دیگه

من دخترم مریض شده مونده خونه روانی شدم
کاش زودتر خوب بشه بفرستم مهد

من پسرم همینجوریه و پنج سالشه واقعا نابودم

بچه دوم منم همینه ده ماهشه مثل کوالا چسبیده بهم ،حالا پسر بزرگ شما دوسش داره پسر من دوسش نداره و باهاش بازی نمیکنه یعنی اجازه نفس کشیدن بهم نمیدن خودم شیر میدم لاغر شدم داغون شدم از طرف شوهرم درک نمیشم و تمام کارت بچه خونه غذا همش افتاده سر من ،منم کم آوردم دیگه بدنم به شدت خالی کرده😞

بله عزیزم ما مادرا هم آدمیم کم میاریم.من دو روزه بشششدت عصبی شدم یهو دیدم نزدیک پریودم و واقعا هورمونام بدتر دیونه م کردن .ولی ماشالله بچه هامم وروجک و پرانرژین. شبها کم پیش میاد از خودم راضی باشم و با عذاب وجدان نخوابم

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سبک فرزندپروری مقتدرانه
تو این سبک وضع قوانین ساده به صورت شفاف و ایستادگی روی قانون خیلی مهمه
یک مثال می‌خوام براتون بزنم
خب فک کنید مثلا شما ماهی یک اسباب بازی برای کودکتون می‌خرید
قبل از رفتن ب مغازه باید خیلی روشن بگید عزیزم داریم میریم برات اسباب بازی بگیریم، و می‌دونی که فقط یک اسباب بازی میتونی انتخاب کنی
اگه اونجا ناراحتم کنی و بخوای بیشتر از یک اسباب بازی داشته باشی باید بدونی که ماه بعد از اسباب بازی خبری نیست
بعد میرید مغازه و کودک دو تا اسباب بازی انتخاب می‌کنه و شما قانون رو یادآوری میکنید و اون گریه و زاری میکنه
والد آسان گیر بیخیال قانون میشه و میگه بچم مگه چقد قرارها بچه باشه و هر دو رو میخره
والد مستبد به شدت باهاش دعوا می‌کنه و سر بچه داد و بیداد. می‌کنه و عصبانی بودن رو به بچه آموزش میده
اما والد مقتدر، قانون رو یادآوری می‌کنه و میگه عزیزم میتونی انتخاب دومت رو ماه آینده بخریم ولی اگه یکم دیگه به این کارات ادامه بدی از اسباب بازی ماه بعد خبری نیست
و درصورت ادامه داد و بیداد همون اسباب بازی اول رو حساب می‌کنه و دیگه توجهی ب داد و بیداد نمیکنه
و وقتی اومدن خونه هم میگه قانون رو زیر پا گذاشتی پس ماه دیگه خبری از اسباب بازی نیست
از اجرای قانون نترسید
این قانون گذاری برای کنترل بچه ها تو نوجوانی به شدت لازمتون میشه
شاید الان درخواست فقط یه اسباب بازی بیشتر باشه و برای شما مشکلی نداشته باشه ولی باید بدونید اگه بچه ها بدونن والدین در اجرای قوانین مقتدر نیستن علاوه بر اینکه تو دوران کودکی کنترلشون سخت میشه و کودکان متوقع میشن در دوران نوجوونی هم واقعا ممکن هست مشکلات رو نتونید کنترل کنید