۴ پاسخ

اره گلم بچه ها دوست دارن باهاشون بازی کنی در حد یه قایم موشک بپربپر دنبال دنبال. منم خیلی وقت نمیکنم اگرم اون روز باهاش بازی نکنم همس ناراحته.

قرار نیس نیست بازیا حتما بپر بپر باشن!
اینجوری هم میشه بازی کرد مثلا حسین اینجا چی قایم کردی!پهلوشو نشون میدی.یه کوچولو قلقک میدی.دوباره اینجا چی داری.اونورشو قلقک میدی!
البته نه جوری که اذیتش کنی.اخر سرم حس خودتو میگی.من وقتی باهات بازی میکنم خیلی بهم خوش میگذره.
یا این بازی که تو اتاق اشیا رو انتخاب کن بعد چشماتو ببند و ۵ تاشو بگو!کارای خنده دار بکن که بخنده
یا ظرفا رو مایع بزن بذا ابکش کن.توهم بشین کنارشو و قربون صدقه اش برو
بذار موقع کیک درست کردن تخم مرغ بشکنه! ارد الک کنه ،هم بزنه.ریخت و پاش داره ولی کیف میکنی
خودت هم هر وقت از بودن باهاش لذت میبری بگو که واااای چقد از کنار پسر خوبم بودن لذت میبرم

حق اخه عزیزم ، دیگه چقدر کارتونو گوشی ؟؟
من اگه پسرم نبود دخترم قطعا با بازی بازی گفتنا وجدان منو بهم میریخت
پسرم دوسالشه اما شکر خدا خوب باهم سرگرمن

دخترمنم کلاس اوله همش میگه باهام بازی کنین البته من بچه دوم آوردم یکم سرگرم تر شد ولی کلا میگه باهام بازی کنین با اینکه مدرسه هم میره کلا دوست داره بازی کردن رو

سوال های مرتبط

مامان دوتا گل پسر❤️❤️ مامان دوتا گل پسر❤️❤️ ۵ سالگی
شده خسته بشید از مادر بودن.
شده کم بیارید.
من بچه اولم خیلی‌ ارومه از بچگی همیشه برای خودش بازی می‌کرد سرگرم میشد
منم وقت داشتم برای همه چیزش برنامه ریزی کنم غذا میان وعده خواب بازی همه چیزش با آرامش بود.
ولی بچه دومم خیلی وقتا منو به جنون میرسونه همش چسبیده به پای من یک دقیقه خودش بازی نمیکنه داداشش بیچاره مجبور میشه سرشو گرم کنه البته گاهی اوقات منم همیشه مجبورم بچه بغل غذا بپزم
ظرف بشورم جارو کنم.
وقتی میشینم میره بازی می‌کنه بخدا روانی شدم با اینکه کوچیکه گاهی صبرم تموم میشه سرش داد و بیداد میکنم آخه بچه ای که غذاشو خورده پوشکش تمیزه خوابش رفته نباید یکم بازی کنه.
عذاب وجدان ولم نمیکنه .
پسر بزرگم بیچاره همش میگه مامان برسا آروم شد بهم آب میدی
برسا آروم شد خوراکی میدی
اصلا وقت نمیکنم باهاشون بازی کنم
وقتی خوابه هم مجبورم رو دور تند کار کنم.
کتابای پیش دبستانی رو گرفتم وقت نکردم باهاش کار کنم.
خداروشکر بابت وجود شون .
ولی گاهی کم میارم.
خسته میشم از زندگی و زنده موندن.