۸ پاسخ

عزیزم تا دو ماه وضعیت همینه
من الان تازه زندگیم برگشته به روال قبل
کسی ازت توقع نداره به همه کارات برسی کم کم انجام بده ولی بیشتر به نی نی برس و خودت مهترین

الان کمک بخواه از بقیه. کم کم هم خودت یادمیگیری هم بچه بزرگتر‌میشه سرت خلوت تر میشه نگران نباش

من یک ماه بعد عروسیم حامله شدم از اون موقع هم چون ویار داشتم غذا نپختم همش برام پختن کار خونم نکردم یک ماهم قراره مامانم پیشم باشه تا کمکم به خودم بیام

عزیزم هنوز زوده خیلیا نمیتونن منم همین بودم زود باردار شدم من خودمم الان که پسرم نزدیک دوماهشه واقعا تازه‌ فهمیدم چیکار کنم
وقتی بیداره سعی کن هرچیزی از هرجا برمیدارید بذارید سرجاش
اینجوری خونه زیاد ب هم نمیریزه میمونه ظرف شستن و غذا پختن که هروقت نینی خواب بود انجام بده مثلا حتی اگه ظهره شامتو بذار نگو هنوز زوده چون امکان داره دیگه نخوابه سعی کن بزنی رو دور تند
بعد باز اگه بخوابه وقت پیدا می‌کنی که بخوابی البته منم اصلا وقت خواب ندارم

سعی کن تایم های ک نی نی خوابه به کارات برسی.
من یه پسر ۶ ساله دارم دخترمم دوماه و نیمشه هم به کارام میرسم هم به خودم هم به بچه ها هم غذام آماده اس همیشه... چون قلق بچه ها دستم امده...
سر پسرم عین تو بودم تجربه نداشتم تا هاکان میخوابید منم میخوابیدم یا میرفتم توی گوشی همیشه یه لنگم رو هوا بود کارام میموند. کم کم فهمیدم باید بچه رو سیر کنم جاشو عوض کنم و بخوابونمش و بدو بدو کارامو کنم.
بچه ی اول خیلی سخت تر از دومیه.
چون اولی رو تنهایی و بی تجربه
ولی دومی رو راحت تری چون بچه ی اول یکم کمک دسته ادمه.

چقدر سخت من اوایل ازدواجم برای یه شام پختن از ظهر میفرتم تو اشپز خونه‌تازه بعد شام یه اشپز خونه ترکیده داشتم طپل کشید تا یاد بگیرم سریع و فرز کارامو بکنم ولی اینو بهت بگم سعی کن بچتو بغلی نکنی که خیلی سختت میشه

هممون همینجوری هستیم عزیزم اگرم نتونستی خونه رو بهم بچینی زیاد غصه نخور الان باید به خودت برسی و تغذیه خوب داشته باشی فقط اکه میتونی غذا بپز که هم خودت و هم شوهرت بخورین کم کم رو به راه میشی اگرم میارن برات که چه بهتر

بنظرم بهترین چیز اینه از مادرت و همسرت کمک بخوای الان کسی از تو توقع نداری به همین راحتی و زودی از پس همه چی بربیای

سوال های مرتبط