من باشم به زورم ک شده درو روش قفل میکنم نمیزارم بره یعنی از دستش میگیرن میندازنش تو پله اون بچست متوجه نمیشه شما باید سفت سخت جلوشو بگیری من مادرشوهرم باهام قهر بود دخترم شیش ماهه ماهه بود با من قهر بود با بچه شیش ماهه هم حرف نمیزد شوهرم میبرد بغلش نمگیرفت دیگه نذاشتم روی دخترمو ببینن شوهرم جنگ میکرد باهام میگفت بچرو بده ببرم میگفتم کجا بچه ای ک تحویلش نمیکرین نمیزارم بره دوسال دخترمو ندیدن الان ک اشتی کردیم نمیدونن چطور با دخترم خوش رفتاری کنن
باشمامشکل دارن با بچه هم مشکل دارن ازخونه بابات نیاوردی که نوه خودشونه ازخون خودشون
اگه میتونید یه خونه مستقل بگیرید راحت شید
وگرنه در قفل کن نزار بره
وای منم دقیقا مث شمام ما ازاول ازدواج دور بودیم هفته ای یکبار میاومدیم خیلی هم خوش میگذشت خونه پدرشوهرم مال شوهرمه ماهم طبقه بالاش ساختیم نیمساز همش متلک میزدن جرانمیسازید منم به شوهرم فشار که بیا بسازیم فردا داداشت مجرده تکمیلش میکنه میره توش ساختیم دوسه ماه خونشون بودیم تا نما کردن اینقد به پسرم خوش میگذشت هنش تو خیابون بابچه ها عمه اش و ننه وپدربزرگش بودن یهو زدن سر پسرم بی اجازه کچل کردن دعوامون شد قهر کردیم شانس چند روز بود یه خرگوش اوردیم پسزم افسرده شده بود همه دعخوشیش شد این خرگوش میرفت توحیاط تو سرما با خرگوش بازی اینقد نزاشتم بره که عادت کرد الانم میره اما اونها هم بعد چند دیقه نیفرستنش بالا من بخاطر پسرم اشتی کردم تو هم راه حلش همینه نگاه اینقد مظلوم بود بچه ام با همه فضولیش میدونست دعواشده و فقط اینجوری تنها وناراحت بود
براش برنامه کودک بزار.کوکوملون دانلود کن براش ببینه.باهم کیک بپزین هرجور شده سرگرمش کن نزار بره
من الان یکسال قطع ارتباطم یه بار حال بچمو نپرسیدن
از بچگی عادتش دادن الان که بزرگ شده اذیت میشن چقدر نفهم وبیشعورن
چ بی انصافا
از بس اجازه دادی بره پیششون از همون اول
الآنم سعی کن خونه جدا بگیرین اون بچه نمیفهمه ک
در و قفل کن نزار بره اصلا.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.