۱۰ پاسخ

عزیزدلم میرفتی دکتر ی سرمی میزدی حالت خوب بشه
باور کن همه همینیم انگار این چندسال اخیر نفرین شدیم ک حال هیچکس خوب نیس

چرامیگی۶تابچه؟۴دخترویه پسرمگه نداری

من دو تا بچه دارم هیچکس هم کمکم نکرد دخترم دوسالش بود پسرم بدنیا اومد اصلا یه ثانیه استراحت نداشتم نه خواب کافی نه استراحت نه غذای به موقع .یه روز دیگه بدنم کم اورد هر کاری کردم نتونستم از شدت سردرد وسرگیجه بلند بشم شوهرم هم سرکار بود برگشت خونه سریع منو رسوند فشارم رو ۶ بود .منظورم اینه کاملا حالتو درک میکنم میفهمم خسته ای

خودت ایرانی شوهرت افغانستانی؟؟؟؟

اون طفلی هم کلی درد سر کشیده با بقیه خاهراش
پنج تا بچه داری یا شش تا

وای بگردم برو ی دوش بگیر🥲

تخم مرغ بشکن حتما چش خوردی
چرا بچهارو نبردی

حالا شوهر من که نه خودش مهمه نه من چی بگم

عزیزم تنهایی چیکار میکردن بچه‌ای کوچیکتو کی نگه می‌داشته توی خونه
بچات چند سالشونع؟؟؟

عزیزم ناراحت نباش
یه چایی دم‌کن بخور
مامانت نزدیک نیس برو خونشون

سوال های مرتبط

مامان ملکا مامان ملکا ۱ سالگی
#درد و دل
ما تو روستا زندگی میکنیم از روز دوشنبه برادر شوهرم سه تا دختراشو که ۱۴،۱۰،۸،ساله هستن اورده روستا انداخته خودش رفته با زنش یه خونه باغ دارن اونجان از طرفی خاهرشوهرمم دخترشو اورده اینجا انداخته از تهران اومدن اینجا هم خونه دارن رفته خونه خودش من موندم و یک گله بچه زبون نفهم که نمیشع بهشون گفت بالا چشت ابرویه دختر خاهر شوهرم مریض بود اومدن دختر منم مریض کریه دیروز بردم دکتر امپول زدن الان سه شبه نمیخابه همش بهانه میگیره
یه ادم چقد میتونه نفهم باشه که تو این گرونی و بد بختی این همه بچه بندازه گردن یکی دیگه خودش هم عین خیالش نباشه اونایی که روستا ان میدونن کار روستا چقد زیاد من که دیگه نا ندارم از یه طرفی اون بچه ها از یه طرف هم دخترم خاهر شوعرم که اصلا انگار نه انگار که بچش مریض دیروز گفتم دخترت مریضه خندبد گفت اره اون تهران بودیم مریض شد دکتر نبردمش حالا من با اینا چیکار کنم شوهرمم عین خیالش نیس نمیشه حرفی بهش زد سری به اقا بر میخوره
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۱ سالگی
*چجوری از خودش دفاع کنه؟*

*اول باید به بچه یاد بدی وقتی کار به دعوا یا برخورد فیزیکی رسید، بلند و محکم حرف بزنه؛ نه جیغ بزنه نه گریه کنه، با صدای رسا بگه:* «نزن! من دوست ندارم!» این کار هم اعتمادبه‌نفسش رو می‌بره بالا هم طرف مقابل می‌فهمه شوخی نیست.

بعد یادش بدی بدنش رو سفت و محکم بگیره؛ شونه‌ها عقب، دست‌ها جلوی بدن مثل حالت توقف. این حالت بدن پیام می‌ده «من قوی‌ام، نمی‌ذارم منو بزنی».🙅🏻‍♂️
بهش یاد بده یه قدم عقب بره ولی نگاهش رو ندزده. یعنی ترسو نباشه ولی درگیرم نشه.
اگه همچنان ادامه داد، باید از محیط دور بشه و بره سراغ یه بزرگ‌تر یا کسی که بتونه کمک کنه. این کار نشونه‌ی ضعف و ترس و بی‌عرضگی نیست، نشونه‌ی اینه که فرق خوب و بد و درست و غلط رو می‌فهمه ...

حتماً تو خونه باهاش تمرین نقش بازی کردن انجام بده؛ مثلاً تو نقش بچه‌ای که هل میده باشی و اون نقش خودش. این‌جوری یاد می‌گیره تو موقعیت واقعی چی بگه و چی‌کار کنه...

ادامه دارد...