۱۵ پاسخ

از شیر بگیرش
اگر میبینی این شیرخوردن باعث شده غذاشم کم بشه بهتره از شیر بگیریش جایگزینم شیشه بهش بده واقعا سلامت خود مادرم مهمه چیزی که خیلیا بهش توجه ندارن

عزیزم پسر منم همین طوری بود چند شبه بیشتر بهش غذا میدم آب میدم دیگه کمتر برا شیر بیدار میشه

اخرشب بهش غذا بده شاید گشنش میشه.. من اگه یه شب قبل خواب بهش غذا ندم همینه همش بیدارمیشه

ی نصیحت بهت بکنم خودم عین چی پشیمونم حال تورو داشتم ناشکری کردم ولی وقتی ک از شیر بگیرمش غصمه تحمل کن اونا خیلی ب ما وابستن
این روزا تموم میشه

بگیرش از شیر هم خودت حالت بهتر شه هم بچه
بهوای شیر تا دوسالگی اینجوری میشه دیگه عادت به مکیدن میکنن شیره ی جون مادرو میخورن دیگه شمام عصبی میشی میزنیش حقم داری
ولی بجای این دوستی خاله خرسه
بگیرش ازشیر خوب میشه
خودتم خوب میشی

عزیزم خیلی سخته درکت میکنم اگه میخوره بهش شیر خشک بده

دختر منم همینه ببین شب از ساعت ۸ونیم ۹ شروع کن هر یکساعت بهش غذا و مایعات بده شیر خودتم بده کم کم قطعش کن خیلی سخته ولی چاره چیه من ک واکسن ۱۸ماهگی رو بزنم شروع میکنم ب قطع کردن شیر

بنظرم داره دندون درمیاره منم چند شییه همین طوریم

بچه منم همینه فک میکنم نمیخوره بیشتروقتافقط حالت وابستگی داره منم گاهی کم میارم دیگ آخه شب تاصب خیلی بیدارمیشه وتوروزم فقط بایدشیربخوره تابخوابه

عزیزم‌ همیشه سعی کن با عشق بهش شیر بدی میدونی شاید داره دندون در میاره پسر منم یه مدت مدام بهم چسبیده بود بعد که بررسی کردم دیدم دندون نیشش از بالا داره در میاد و غذا هم نمی‌خورد منم کاریش نداشتم تا اینکه دندنش از لثه زد بیرون شیرخوردنش کمتر شد و شروع به غذا خوردن کرد خدایی شاید لثه هاش خارش و درد داره

سلام پسر منم اینجوری بود جالبه به هر کی می گفتم اون موقع می گفتن تقصیر خودت هست در صورتیکه چاره دیگه ای نداشتم پسرم فقط با سینه توی دهنش می خوابید تا در می آوردم همش جیغ و گریه می کرد تا صبح برنامه همین بود دیگه دیدم من که تا صبح باید بیدار بمونم پس از شیر گرفتمش بجای شیر تا صبح بغلش می کردم و راه می رفتم دو ماهه طول کشید ولی دیگه عادت کرد و خیلی سخت بود درکت می کنم چه حسی داری

شیر شب را زیر یکسال باید قطع میکردی،حالا قطع کن

عزیز پستونک نمیگیره بهش بدی

منم همینم اینقدر نوک سینه هامم فشار میده داغون شدم
فقط تا میتونی قرص تقویتی تا وقتی از شیر بگیری
من ک دیگه پذیرفتم تا دوسال همینه واقعا راهی نداره چون وابستگیه

عزیزم شیرش رو کم کن شیشه شیر آب بده دستش سرشو گرم کن هروقت ممه خواست بگو بریم بازی ببرش حموم ببرش بیرون ببرش از پنجره بیرون ببینه

سوال های مرتبط

مامان آوینا مامان آوینا ۱۸ ماهگی
دخترم خیلی خوابش سبکه به کوچکترین صدا یا تکون بیدار میشه اینو اون شوهر بی همه چیزمم میدونه دیشب دخترم خواب بود رفت بغلش کرد جا به جاش کرد که یعنی صاف بخوابه اونم بیدار شد دیگه نخوابید بهش میگم چرا لجبازی می‌کنی آخه ولش کن حرف تو گوشش نمیره بخدا تا صبح نخوابیدم ، امروزم ساعت ۱۱ دخترم کلاس داشت از صبحم همینجور تو بغل من بوده هرچی گذاشتمش زمین گریه گریه یعنی من اینجوری میگم ولی وحشتناک جوری گریه میکرد یکی می‌شنوید فکر میکرد دارم میزنمش یا بلایی سرش میارم ساعت ۱۰ ونیم شوهرم اومده جا اینکه کمک کنه بچمو آماده کنم بریم رفته جارو و تی میزنه اینقدر وسواسه بقران دیوونه شدم از دستش رفته کاراشو کردم گوشیم داده دست دخترم که سرشو گرم کنه از ۶ ماهگی با گوشی برا این بچه فیلم گذاشته تا الان که یکسال و نیمشه دخترمم اینقدر بد معتاد گوشی شده بخدا صبح تا شب سرش تو گوشیه اینقدر حرص خورده به امام حسین قلب درد گرفتم هرچی میگم نده بهش لجبازی می‌کنه انگار میگه ولش کن فقط میخواد بچه رو از سر خودش باز کنه خلاصه ساعت ۱۱ گفت پاشو بچه رو اماده کن برین گفتم نمی‌رم دیگه نمیبرمش ، آخه ساعت ۱۱ کلاس شروع میشه تا ۱۲ونیم خب ۱۱ تا من بیام اونو آماده کنم و خودم آماده شم و این مسیرو بریم خب تموم شده میگم جا اینکه اومدی جارو بزنی میخواستی کمک کنی بچه رو آماده کنی ببریم ، میگه تو مادر نیستی تو شمری من ریدم به تو مادر من با طناب تو رفتم تو چاه ، آخه مگه مقصر من بودم ؟ بقران دیگه مغزم نمی‌کشه از دست این کاراش بخدا دیگه نمی‌دونم چیکار کنم تا حالا چندبار به سرم زده خودمو بکشم از دستش میگم بچم چی میشه 😥