سوال های مرتبط

مامان جوجوم مامان جوجوم ۱ سالگی
خدایا این بچه من چرا اینطوری.... امشب هیر سرم بعد از ماه ها رفتم مهمونی کاش هیچ وقت نمیرفتم از لحظه ورودم به خونه بچم گذیه کرو و جیغ زد منم سرپا بودم تا 11 شب که برگشتیم شوهرمم چون خونه عموش یود سرکار موند ساعت 10 اومد نمیشد زودترم برگردم بخدا دارم دیوونه میشم تو ماشین از بس گریه کرد و ساکت نشد منم نشستم گریه کردن و همش رو پام میکوبیدم اخر سر هیچ جور ساکت نشد کتکش زدم خیلی پشیمونم ولی نمیدونم چیکار کنم بچم کلا ادم ببینه زیرو رو میشه فقط منو باباشو ببینه. خوبه نه میتونم مهمونی برم نه مهمون بیاد نه پارک برم نه خانه بازی هیچی به هیچی بچه هم سن خودش ببینه که دیگه از بس گریه مسکنه و میترسه تب میکنه شبا اصلا نمیدونم چیکار کنم از بچگی همین بوده همش یدترم میشه حتی تو شکمم بود صدای بلند میموند خودشو میکشید بالا و وحشت ناک تکون میخورد بخدا خیلی حالم یده حتی انیمیشن تو گوشیم بهش نشون یدم گریه میکنه اگه بچه باشه باید حتما جوجه و هاپو باشه تا ببینه