بماند به یادگار از اولین شبی که بدون می‌می‌خوابیدی🥹
دو‌هفته پیش رفتیم سفر و من از همون موقع تصمیم کرفتم شیر هامون کم کنم، درطول روز که مشغول بازی بود ‌‌سرش گرم‌مبکرذم‌ و فقط موقع خواب ظهر و‌خواب شب بهش می می میدادم،، دو شب شد که تا صبح اصلا شیر درخاست نکرد
منم تصمیم گرفتم‌کلا بهش ندم، امروز یه تیکه چسب روی سینم‌زدم‌و‌وقتی اومد سراغش گفتم اوف شده لباسم داد پایین و‌گفت نازی
اما شب که میخاست بخابه یه مقدار کلافه بود و‌دنبال می می‌ میگشت با گریه رفت سراغش ‌‌میدید چسب داره خودش میداد پایین یه خرده بهونه گرفت و خابید
راستش بخای تا اینجا راحت‌تر از اون چیزی بود که فکرش میکردم
اما الان قلبم داره کنده میشه ‌اشکام بند نمیاد ار اینکه به این فکر میکنم پسرم با اون چشمهای دکمه ایش موقع می می خوردن دیگه نگاهم نمیکنه، وقتهایی که شیطون میشد باهاشون بازی میکرذ ‌‌مدام از این سینه به اون سینه میرفت
میدونم خیلی دلم برای این لحظه ها تنگ میشه🥺
اما پسرم تو بزرگ شدی و وارد مسیر جدیدی از زندگیت میشی و من مثل همیشه همراه و کنار تو هستم❤️
یک دنیا از خدای خودم و تو ممنونم که اینقدر آقا هستی 🙏🏽
منو‌بابایی امشب برای بزرگ شدنت ، برای اینقدر خوب بودن و همراهی کردنت، اشک شوق ریختیم و برات ارزوی عاقبت بخیری ‌‌سلامتی کردیم جان مادر❤️
۴۰۵/۱/۲۴

تصویر
۴۴ پاسخ

اوخی چشام اشکی شد🥲🥲🥲

با هر خوندن هر کلمه اش اشک ریختم🥲فکر نکنم من بتونم بچمو از شیر بگیرم من طاقتشو ندارم 😭😭

طبیعیه منم بغض کردم الان 🥹

اخی عزیزم
تا صبح گرسنش نمیشه؟
اخه من شیر شبد گرفتم از پسرم ولی ۶ صبح بی تاب میشه میدم بهش

وای منو بگو که پسرمو هنوز از شیر نگرفتم ولی با این دلنوشته ت کلی گریه کردم 😭
فکر کنم من خودم بیشتر از پسرم بی‌قراری کنم موقع از شیر گرفتن 🥺
انشاالله خیلی راحت بگذره براتون 💝

الهی موفقیتاشوجشن بگیرید تنش سلامت🥹❤️
عزیزم چجوری میخوابونیش اگه شیر نخوره پسر من زیر سینه یا روپا میخوابه

عزیزممم🥹متنت خیلی قشنگ بود با تمام وجود حسش کردم

منم وقتی از شیر میگرفتم همین حسو داشتم خیلی وابسته اون لحظه ها بودم انگار منم کنارش ترک میکردم

اوووخیی گوگولی🥺🥺🥺
تنش سالم باشه و همچنین پدر و مادر مهربونش💕

عزیزمم خدا حفظش کنه❤️
منم خیلی دلم میخواست اروم اروم کمش کنم ولی دختر من خیلی وابسته بود اصلا نتونستم کم کنم شیرشو. وقتی میمی میخواست هیچ جوره سرگرم نمیشد یعنی قشنگ از زندگی مینداخت منو انقدر آویزونم میشد تا شیر بدم بهش. غذا هم نمیخورد این شد که مجبور شدم یهو قطع کنم سخت گذشت ولی بالاخره ترک کرد اما من خیلی عذاب وجدان دارم😔

چه احساساتی نوشتی دلم گرفت ازاینکه چجور ممه از دخترم بگیرم دخترم تنها دلخوشیش ممه 🥺🥺

اشکال نداره گلم بخاطر سلامتی خودش خوبه عزیزدلم بعداز مدتی کاملا گرفتیش هر از گاهی حتما هوس میکنه بده باهاش بازی میکنه دیگه خیالتم راحت میشه قشنگم خداروشکر کن براش راحت باشه صبرش زیاد باشه تحمل کنه عزیزم جاش موقع خواب عروسکی بالشی چیزی دستش بده که باهاش راحت بخوابه گلم

ای جانم خداحفظش کنه ❤️❤️❤️🧿

عزیزدلم اشکام ریخت چقدر مادری کردن سخته
چون منم چند وقت دیگه باید پسرمو از شیر بگیرم خیلی هم وابستس جوری که وسط غذا
خوردن میاد شیر میخواد ازم🥺🥺
ولی یه چیزی بگم جهت روحیه دادن عوض کردم فضا
به این فکر کن چندسال دیگه ایشالله داماد میشه دوباره تا آخر عمر می میای خانومشو میخوره غصه نخور 🥰😅😅

وای منم ازین که دخترم زود میپذیره انقد دلم میگیرههههه اشکم درومد سر پستونکش

ای خدا منم همینطور 🥹🥹🥹🥹اصلا دلم نمیاد بالشتشو میاره میزاره کنارم میگ مامان جیجی😭😭😭

اولین دفعه س با یه متن اشک ریختم ،الهی همیشه سالم باشن این فرشته کوچولو ها بودنشون قشنگترین حس دنیاست🥲🥰

خدا برات نگهش داره امیدواریم که برای هر دوتون آسون بگذره

ای جانِ من🥹

خیلی ناراحت شدم یعنی یه روزی میشه دیگه شیر نمی‌خورن وایییی دیگه این روزا برنمیگرده🥲🥲🥲

اخی چقد بغضی شدم🥹

منم پسرم امشب اولین شبیه که بدون می می یا به قول خودش نی نی خوابید ولی خیلی بی‌تابی کرد چون خیلی وابسته بود

منم الان یه هفته هست که به دخترم شیر نمیدم هر شب تا گریه نکنم خوابم نمیبره چقد سخته این کار برای مادر🥲🥲

اخی عزیزممم 🥹🥹منم بغضی شدم امروز یهویی گفتم بزار رژلب بزنم رو سینم ببینم واکنش پسرم چیه گفت اوف شده ولی خورد 😱😳بخدا ب غول بزرگ برام موندم چجوری از شیر بگیرمش

وای دقیقا من امشب پسرم اولین شبیه که بدون ممه خوابید چقد من احساس غمگین و دلتنگی دارم 🥲🥲🥲🥺🥺

ای ننه 😍

وای منم میخوام از فردا شروع کنم از شیر بگیرمش😭😭

شییه پسر من خوابیده 🥺

بسلامتی عزیزم

عزیزدلم🥲
اشکم در اومد
چ مامان خوب و مهربونی😘😘

به سلامتی خیلی خوب بوده گرفتی
منم بچه ام به شدت به می می وابسته است میخام بگیرم ازش
ولی نمی‌دونم چجوری
یک بار چسب زدم آمد اولش تعجب کرد بعدش قشنگ چسب کند خورد

اخیییی چشام اشکی شد و منی ک دارم شیرشو کم میکنم فعلا شیر شبو گرفتم تا حدودی

ای خدا🥲😍 با این ک پسر من شیر خشک میخوره ولی دلم گرفت متن رو خوندم 😢

🥺اوخ گلبم😔
با این حسه دلتنگی برا اون روزاش چیکارکنیم😢

عزیزمم .‌منم دیروز گرفتم از دیروز یهو قط کردم دیگه ندادم دیشب کلی تو خواب گریه کرد ولی ندادمش

اشکم ریخت

اوخی قلبم درد گرفت
منم پسرم داره به مرحله جدا سازی نزدیک میشه و دقیقا کارای که گفتی پسر منم انجام میده از الان دلم تنگ شد🥺

امروز ۲۶ م هست البته🫣

اوخ چشمام اشکی شد 🥺

گریم گرفت
منم فقط شبا موقع خواب دارم بهش میدم تا به کل دیگه قطع کنم🥺

عزیزمممم

عزیزم تنتون سلامت 🥲😍

عزیزم ب سلامتی .
اگه دل تنگ شیر دادن شدی اقدام کن ب بعدی 😄

ای جان

سوال های مرتبط

مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام
امروز روز دوم از شیر گرفتن دخترمه،شرایط خیلی سخته و واقعا برای مانلی جونم می‌دونم سخته.
دیروز رفتیم و تلخک گرفتیم و تو ماشین یه خرده به می می زدم ،اما در کمال ناباوری خورد و داشتیم به این فکر میکردیم که حالا از چه روش دیگه ای استفاده کنیم و بعد دیگه رفتیم طبیعت ،برای اینکه فراموش کنه و خداروشکر بیرون از خونه خوب بود...
اما موقع خواب تصمیم گرفتیم چون بی تابی کمتر داشته باشه ،و از قبل هم شنیده بودم شیر روز و شب نباید همزمان قطع بشه ،برای همین موقع خواب شیرش رو دادم..
اما بعد چند ساعت با گریه شدید بیدار شد و همش دست و پا میزد که بهش شیر بدم ولی مقاومت کردیم و همسرم از اتاق خواب برد بیرون و واسش کتاب خوند و بازیش داد اما همش گریه میکرد و می گفت می می .
از ساعت ۴صبح تا ساعت ۸:۳۰ صبح بیدار بود و بعد اومد پیش من و شیفت من شروع شد و رفتیم تو اتاقش و همونجا از شدت خستگی بعد یه ساعت وول خوردن خوابید .

خیلی سخته و هر لحظه دلم واسش میسوزه که مجبور شدم شیرش رو قطع کنم آخه اصلا غذا نمی خورد و خیلی به من وابسته شده بود و هر بار که می‌رفتیم بیرون همش دنبال می می بود..‌

امروز چندین بار خودش اومد سمت من و گفت می می ولی هربار تا بهش گفتم به نظرم طعمش بد شده، باز رفت سراغ بازی کردنش...

امیدوارم این روزها به آسونی بگذره و دخترم خیلی اذیت نشه .

شما چه تجربه ای برای این دوران دارین؟؟

#شیر
#ترک شیر
#فرزند پروری
#مانلی
#برایم بمان
#بچه
مامان کایا 🐣 مامان کایا 🐣 ۱ سالگی
راستش من هنوز نتونستم پستونک و از پسرم بگیرم اصلا دلشو‌ ندارم 🥲
به موقع شیر شب و قطع کردیم ، خواب مستقل و یاد گرفت ، شبا تا صبح تو اتاقش تنها میخوابه ... هیچ قسمتی از بچه داری برام سخت نبود اما پستونک ... 😭
تنها کاری که کردم روزا دیگه اصلا نمی دم‌ بهش ، یه روز اذیت کرد بعد اوکی شد الان میدونه که فقط موقع خواب میدم بهش ، یه بار ظهر یه بارم خواب شب ... بهش گفتم روزا پیشی میبره فقط موقع خواب میاره برات. از یه طرفم این کتاب و گرفتم‌ و‌مرتب براش میخونم ... چوپی که دیگه تصمیم گرفت پستونک نخوره ، یه شب پستونکشو داد به مامانشو گفت من بدون پستونکم میتونم بخوابم 😂 اخرین صفحه کتاب نوشته : حالا تو‌ به من بگو هنوز‌ پستونک میخوری؟ کایا هم سریع میگه اره بعدم پستونکشو میگیره و میخوره و‌ میخوابه 😁 ولی برام مهمه از نظر روانی اماده شه. حالا سوالم اینه بعد اینکه این مرحله رو گذروندیم پستونکشو دیگه بهش نشون ندم؟ یا پارش کنم بگم خراب شده؟ کدوم بهتره؟ کاش بگذره این مرحله ام بچم عاشق پستونکشه🥺