۵ پاسخ

نمیدونم شاید بااین حرفم ناراحت بشی اما کارتون اشتباه بوده و نباید یهویی بچه از شیر بگیری باید کم کم غذا اب میوه ماست و... بهش معرفی کنی که قوت غالب بشه غذا نه اینکه اول از شیر بگیری بعد غذا بدی
من پسرم خیلی بدغذاس و اصلا تا بعد دوسالگی به حذف شیر فکر نمی‌کنم شیر شب کامل حذف کردم پسرم ۱۲ شب تا ۱۰ صبح هیچ شیری نمیخوره اما طی روز میزارم بخوره بااینکه نزدیک ۱ سال و ۹ ماهش هست

عزیزم سختیش سه روز تا یه هفته هست . شیر گرفتن خیلی راحتتره پوشک گرفتنه

پسر منم خیلی وابستس و مطمئنم هر وقت بخوام بگیرمش همین حس ها رو دارم. مادر بودن سخت ترین کار دنیاست

عزیزم منم براتون بغض کردم ولی عزیزم همه اون تلاشا برای گرفتن سینه و شیر دادن به نفع خودش بوده و این از شیر گرفتن هم به نفع خودشه دو سه روز. سخته براش بعدش عادت میکنه هیچ مادری بد بچشو نمیخاد فقط الان که گرفتی یوخ باز بهش ندی که توی روحیه بچه خیلی تاثیر منفی داره

چرا من بغض کردم🥺🥺🥺🥺🥺😔😔😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊
مامان محسن مامان محسن ۱ سالگی
من الان روز دوم از شیر گرفتن رو گذروندم رسیدم به شب دوم😥خدا امشبو بخیر کنه🤲روزا خیلی بهونه گیری نمیکنه دیشب که حسابی خمار خواب بود و منم سینم داشت میترکید بهش شیر دادم و خوابید و دوبار بیدار شد شیر میخواست ندادمش،نخوابید گریه و جیغ و داد و منم عی تو خونه راه میبردمش و باباشم کمکم بود تا ساعت ۵صبح که کاملا بیدار شد و نخوابید منو باباشم حسابی خوابمون میومد،باباش خوابید من تا ساعت ۹صبح با بچه بازی می‌کردم و صبحونشو دادم و گزاشتمش تو گهوارش انقدر تاب دادم تا خوابید منم خوابیدم،ساعت ۱۲هممون از خواب بیدار شدیم به بچه غذاشو دادم و دیگه نخوابید تااااااااا ساعت ۸ امشب،۸خوابید ۹ونیم بیدار شد از اونجایی که بدن من حسابی درد میکرد و شیر تو سینم جمع شده بود یکمی به باباش غر زدم و اون بچه رو برداشت برد بیرون،امشب یکمی از شیرمو خالی کردم امشب قصد ندارم بهش شیر بدم تا برای عادی بشه به سینم ماژیک قرمز زدم و هر سری اومد گفتم هاپو خورده و اوف شده و یکم ادا گریه درمیاوردم و بچم بغلم میکرد🥲🥺و یدونه دستمالو خیس کردم گذاشتم تو فریزر هر چندساعت یکبار میزارم رو سینم،و اینکه بچه هربار که بهونه شیر رو گرفت ببریدش و یه چیزی بهش بدید بخوره و در طول روژ اب دادن خیلی مهم که بدنش کم اب نشه میگن سیته رو زیر آب یخ بگیری بهتره شیر زودتر خشک میشه و کمتر اذیت میکنه تا الان فرصت نکردم که امتحان کنم یا برم دوش بگیرم
مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۲ سالگی
#قطع کامل شیر
من شیر شب پسرمو بصورت تدریجی قطع کردم و خیلی زیاد هم بچم هم خودم اذیت شدیم چهل شب من با این بچه داستان داشتم بیدار می‌شد و گریه های وحشتناک ،اینسری که دکتر بردم دیدم وزنم کم کرده ،تصمیم گرفتم کلا شیرشو قطع کنم ،دکتر گفت بهتر بچه تا دو سال شیر بخوره ولی نه به این صورت رفتم شیر کم کنم و تدریجی قطع کنم دیدم هی میاد سمتم غذا نمیخوره در یک حرکت تصمیم گرفتم یهویی شیر قطع کنم اصلا نمی‌خوام بگم خوبه یا بده هر بچه ای فرق می‌کنه ولی واقعا برای بچه من با این حجم از وابستگی به سینه تنها راه این بود چون هی سرگرمش میکردم پنج دقیقه بعد باز یادش میومد و گریه شدید چسب زدم نوک سینم گفتم بوف شده مامان دیگه پسر بزرگی شدی باید با لیوان بخوری کلی هم با همسرم باهاش بازی کردیم بهش کلی محبت کردم همش بغلش کردم و میکنم ولی خدایی یهویی خیلی خوب بود خودش میاد میگه بوف و اصلا هم گریه نکرد و تمام تلاشمو کردم نبینه هی سینمو که براش خاطره بد بمونه چسب بهش دادم زدم به پاش گفتم ببین پات بوف شده چسب بزنیم تا از چسب هم خاطره بدی نمونه خلاصه سرتونو درد آوردم قطع شیر یهویی برای من و بچم خیلی خوب بود اصلا گریه هم نکرد وابستگی به خواب هم نداشت که با شیر بخوابه اینارو قبلا قطع کرده بودم انشاالله که وزن گیریش خوب بشه
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩