سوال های مرتبط

مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۱ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره
مامان دلبرک مامان دلبرک ۱ سالگی
ادامه تاپیک قبل...

اینم بگم که من از ۶ ماهگی شیر شب دخترمو قطع کرده بودم (منظورم اینه کلا از آخرین وعده شیر بعد شام دیگه اصلا بین خواب برای شیر بلند نمیشد)
برای همین ۱۵ ماهگی سه تا وعده شیر ۵ درجه‌ای داشت (۱۵۰سی‌سی)
یکی صبح بعد صبحونه حدود ۹:۳۰-۱۰
یکی بعد‌ازظهر حدود ۳-۳:۳۰
یکی هم غروب ساعت ۸-۸:۳۰
و ۹ شب میخوابید تا ۸ صبح

وقتی خواستم شیرشو قطع کنم شروع کردم به رسوندن وعده‌ها به یه وعده
میخواستم اروم اروم شروع کنم و اول وعده بعد صبحونه رو قطع کنم و ...
روز بعدش شروع کردم به سرگرم کردن و سیر کردنش، شیرموز میدادم، آبمیوه، خوراکی، میبردمش بیرون و خلاصه سرگرمش میکردم صبح و نهایت ساعت ۱۲ ظهر ۴ درجه دادم بهش (یعنی همزمان هم تایم شیرنخوردنش بیشتر کردم هم یه وعدشو کم کردم)
ساعت ظهرش رو هم در کمال تعجب دیدم خودش نخواست دیگه
و اخرین وعده شیرش رو هم به پاستوریزه تغییر دادم و با نی‌میدادم
چند روز که گذشت دیگه عادت کرد به یه وعده فقط ۱۲ یا ۱ ظهر

ادامه تاپیک بعد...
مامان مایا مامان مایا ۱ سالگی
دختر من از ماه های اول رفلاکس داشت
وزن تولدش هم ۲٫۷۶۰ بود
هر منو میدید دل منو میشکست

برای کمکی شیر خشک سیمیلاک گلد دادم. همراه شیر خودم.. وقتی برای چکاب بردم دکتر گفت چکار کردی وزنش خوب شده همون کارو ادامه بده
از ۶ ماهگی شبا نمیخورد بیشتر میخوابید من با بازی و کلک بهش شبا شیر میدادم
اوایل میخورد تا ۱۱ ماهگی شبا شیر خشک هم کنار شیر مادر میخورد. اگه چند شب شیر نمیخورد مشخص بود که لاغر شده

تا ۱ سال و ۴ ماهگی شیر خودم رو شب میخورد از بس به بچه شب بزور شیر خشک داده بودم که وزن بگیره
دیکه خودش عادت کرده برای شیر مادر بیدار می‌شد

تصمیم گرفتم شیر شب رو قطع کنم وزنش دیکه خوبه رشدش هم خوبه
شیر جلوی غذا خوردن طبیعی رو میکیره

۱ سال و ۴ ماهگی برای قطع شیر شب دیره بچه هوشیار شده روتین داره
پس روتین جدید چیدم
بازی با فعالیت زیاد توی غروب -شام- حموم و بازی توی حموم با پدرش- سرلاک رو که تا حالا ندادم به برنامه ش اضافه کردم که دیگه سیر سیر باشه -مسواک-
بعد کمی شیر مادر و خواب


یک هفته بعد کاملا عادت کرد فقط دو شب سخت بود
شب اول دو ساعت گریه کرد
همسرم تسلیم شد میگفت شیر بده اما من ندادم


بچه عادت کرد بدون شیر شب بخوابه اما با آب زیاد


حالا دیگه وقت این بود که شیر موقع خواب هم قطع بشه چون مسواک‌میزد اما بعدش دندونش شیری می‌شد

این شیر هم دو شب طول کشید

خدا روشکر
این وظیفه رو انجام دادم قبل اینکه به دندون هاش آسیب برسه