۳ پاسخ

من یک هفته اول روزا گرفتم هفته دوم شبا ولی هفته اول شبا تو خواب بهش میدادم بیداربود نمیدادم هفته دوم همونم قطع کردم سر بچه اولم سر دوهفته خیلی راحت رفت ولی الان هوا خوب نیست برای از شیرگرفتن مواظب باشید اسهال نشه بچه من مهرماه اولیو گرفتم یک ماه به تولد ۲سالگیش این یکی هم همینطور مهر ماه میگیرم ۱ماه به تولد ۲سالگیش که هم هوا خوب باشه هم ۲سال شیرشو کامل خورده باشه

چرا میخوای از شیر بگیری

خیلی هم عالی تدریجی بهترین روشه من یهویی گرفتم مردم و زنده شدم

سوال های مرتبط

مامان دوران مامان دوران ۲ سالگی
تجربه روز دوم از شیر گرفتن تا الان :
دیشب خیلی شب سختی بود😔پسرم طبق عادتش ساعت۴:۳۰ بیدار ش برای شیر من نزدیکش نشدم تا شیر نخواد خیلی گریه کرد شوهرم تا ساعت۵:۳۰ سرگرمش کرد تا بالاخره خوابید دوباره طبق عادت ساعت۸ بیدار شد و شروع کرد گریه کردن شوهرم سیبزمینی سرخ کرد یکم سرگرم شد خورد و بعد بریدمش بیرون تا نزدیکای ظهر تابش دادیم براش هندونه هم خریدیم اومدیم خونه موقع خوابش بود چون عادت به خوابیدن با میومدی داشت باز کلی گریه کرد منم پا به پاش گریه کردم😭خیلی سخته
با هندونه سرگرمش کردیم یادش رفت شروع کرد خندیدن بعد شوهرم بردش حموم بعد من سوپی که درست کرده بودم رو دادم خورد و بعد ناهار با باباش رفتن خوابیدن

واقعا دم شوهرم گرم خیلی داره همکاری میکنه دوشبه نخوابیده و مدام نگهش میداره نمیذاره من نزدیک شم که پسرمون من رو نبینه بهونه می‌می کنه ،امروزم نرفت سرکار و مرخصی گرفت موند و کلی کمک حالم شد
اگه امروز نبود اصلا نمیتونستم تنهایی از پسش بربیام🥺
مامان پارسا مامان پارسا ۱ سالگی
دومین روز ترک شیر
با اینکه شیر شب قطع شده بود ساعت 4 صبح بلند شد و تقاضای شیر کرد راه بردیمش یکم آب خورد و خوابید ساعت 6 دوباره بلند شد و این شیر پاستوریزه خورد و یادش رفت و شروع کرد به بازی کردن صبحونه تخم مرغ آبپز خورد و از خونه زدیم بیرون
بیرون چندباری یادش افتاد ولی خب حواسش به ماشین ها پرت شد و درویر خوردن بادام زمینی شد نزدیک های ظهر بردمش آرایشگاه و خب چون هم خوابش می اومد و هم باباش نبود کلی گریه کرد و بعدش تقریبا نصف یک رانی چند دونه پفک و یکم چیپس خورد (باج گرفت اینا رو) ناهار چون قهر بود بخاطر شیر خوردن نخورد و یکم با سختی خوابید وسط خواب بلند شد شیر پاستوریزه خورد و دوباره خوابش برد
عصرونه بستنی خونگی خورد چندساعت بعدش سیب زمینی سرخ شده چون ناهار نخورده بود
شام هم جون حواسش به بازی بود نخورد
ولی یکم هندونه و هلو بعدش خورد
شب تو راه خونه خوابش برد و تا صبح اصلا بیدار نشد
امیدوارم بقیه روزها هم به خوبی بگذره
در کل سخت تر از روز اول بود