عزیزم همینکه دراین حد درک می کنی که مادر از خونه پسرش نباید ناامید بشه یعنی دلت صاف وزلال تو این مدت به هیچ کدوم از کارهایی که کرده فکر نکن احساس کن تازه بااین خانواده آشنا شدی و شناختی نداری اینجوری بهتر می توتی کنار بیایی❤️
بااینکه ناراحتی ازشون وبدی درحقت کردن بازم میگی نمیخوای ازخونه پسرش ناامیدبشه خداحفظت کنه چقدر بادرک وشعوری گلم برای رضای خدا بکن بگو خدایامن تحمل میکنم فقط برای رضای خودت انشالله خدااجر وصبرشوبهت بده گلم
چرا واقعا؟؟ نمیدونم چی با خودشون فکر میکنن این مادررشوهرا ،یه ذره با خودشون فکر نمیکنن اگر این رفتار با دختز خودشون بشه چی؟؟چرا فکر میکنن عروس پسرشونو دزدیده؟؟
همیشه میگم خووووش ب حالم زنداداشم مامانم انقدرررر دوسش داره انقددددد باهاش پایه اس با وجود تفاوت سنی بالا مثل دوتا دوستن گاهی وقتا شک میکنم ک مامانم اونو بیشتر از من و خواهرم دوست دار
اگه کسی بگه عروست فلان طرفم قورت میده مامانم 😑
خیلی سرد و خشک...همینکه براشون غدادرست میکنی بسشونه...سعی کن سرت رو با کارخونه گرم کنی
فقط دوای دردت و تحملت تریاکه سیم سنجاق دم دست داشته باش 🤣🤣🤣🤣
سعی کن بهش فکر نکنی فقط حرمت اینکه مهمان هستن رو نگه دار این روزام میگذره
موافق نیستم با حرفات چون اچه اون ادم بچشو دوست داشت باید به زن بچه شم حداقل احترام میزاشت و عمدا آزاراش نمیداد.و بنظرم همین رفتار شما اونو جری تر میکنه.چون دیدم تفاوت رفتار مادرشوهر با عروسی که آرومه و عروسی که میدونع اگه چیزی بگه آشوب ب پا میکنه
والابامنکه مادرشوهرم خیلی خوبه..درک این همه بدی یکم سخته
ولی درکت که میگه خونه پسرمونه بهشون بدنگذره عالیه...به هیچی فکرنکن شماخوبی وکمک کن روایشون هم مطمینا تاثیرمیزاره ایشالا مهربیشتری خواهیدداشت
آفرین بهت که اینقد با درک وشعور...ولی کاش قدرتو بدونن
کاش خودت شاغل بودی میزدی بیرون
عزیزدلم از الان بخوای فک کنی سخت میگذزه مطعن باش سخت میشه برات . یکم بیخیال باش تاراحت بگذره بلاخره میان و میرن تموم میشه بخوای حرص بخوری فک کنی روانت بهم میریزه کوچکتری . صبوری کن
خداهواتوداره
فقط میتونم بهت بگم خدا صبر عجیل بهت بده
حتی از خوندن کلمات یه لحظه گذاشتم جات قشنگ حستو فهمیدم،چقدر بددددد،نمیدونم این زنای بزرگ با اینهمه سن چراباید اینهمه بدی کنن،دل بشکنن،ایکه بندازن تا این جوونا اینهمه استرس وناراحتی تو اول زندگی بکشن،مادرشوهر من گشاددددددترین و پروترین،دیشب بعد یکماه رفتم خونش به اصرار پسرش برگشته میگه سرپایی از یخچال میوه بیار بخور ،من به این چی بگم اخه،مگه من هروز خونت هستم که اینهمه پروازی درمیاری،بابا یکم ادب داشته باش ،از وقتی رفتیم نشست دیگه پانشد،واقعا متاسفم واقعا بد میگن چرا دیر به دیر میای،،،،حالا مادررررر من با اون کمر عملیش دولا پامیشه واسه عروس داماد سریع پذیرایی میکنه،واقعا متاسفم
چون هم عمل کلیه دارن هم چشم حدود یک ماه اونجان . اگر دو چشم باشه دو تا سه ماه
بعضی وقت ها ادم باید بپذیره که فلان مشکل در راه هست
هر جور بگیری همونجور میگذره
سعی کن سخت نگیری و بتونی خودت رو باهش وقف بدی
تلقین خوب کن
نمیخواد همش هم تو خونه باشی
مثلا عصرا با شوهرت برو ی دور بزن ی قهوه بخور ی کم خرید کن تا بگذره
اونم مادره
با گفته هات روانم بهم ریخته
خدا بهت صبرو توان بده
خدا به دادت برسه🫢
وای چه بد 🥺
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.