۹ پاسخ

بهش یاد بده از خودش دفاع کنه

دختر من همیشه از خودش دفاع می‌کنه
بهش یاد بده دفاع کردن رو

چقدر وصف حال هانای من بود...فکر میکنم هیچ کس از دختر من مظلوم تر نباشه تا الان حتی یک نفر یک بچه رو نه زده نه هل داده نه واسه اسباب بازی یا چیز دیگه ای داد و بیداد راه انداخته کلا آروم و ساکت و مهربون و مودب به معنای واقعی ...بچه ها شده هلش بدن یا داد بزنن سریع دست میکشه رو سر طرف میگه نازی نازی بیا دوست باشیم

من‌ از دوسالگی یادش دادم کسی زدش اول بهش بگه نباید منو بزنی مادوستیم اگه بازم ادامه داد توام بزنش مامان پشتته خداروشکر قشنگ از خودش دفاع میکنه

باید یادش بدی مظلوم نباشه

بهش یاد بده از خوش دفاع کنه من جدیدا دارم به فرهاد یاد میدم

پسر منم اصلا بلا نیست .اشکال نداره بچه ان بزرگ تر میشن کلی تغییر میکنن و یاد میگیرن چطوری از خودشون دفاع کنن

دختر منم همینه یبار یکی اسباب بازی از دستش کشید دخترم بهش گفت بیا باهم بازی کنیم دوست باشیم انقدر دلم سوخت

بهش یاد بده صدات کنه

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما