ماهان دلش بازی میخواست از اونجایی ک خیلی کار داشتم
بهش گفتم :میای با هم یه بازی خیلییی جالب انجام بدیم ؟
ظرف بشور بازی 😬
گفت : یعنی چه جوری ؟
گفتم :یعنی من ظرف بشورم تو آب بکشی ، واقعیِ واقعی
گفت : اخ جووووون 😁
من : 🤌🏻😎
باباش : 😶‍🌫️
ظرفای تو جا ظرفی : 🤣

یه وقتایی هست که بازی جدید تو دست و بال مون نداریم
باید یه سری کارها رو تیک بزنیم
وقت بازی نداریم
یا اقا اصلا حوصله ی بازی نداریم !
هیچ اشکالی هم نداره چون من و تو هم آدمیم دیگه 😏

اینجور وقتا دست بذار روی
*کارایی که بچت دوست شون داره*
*باعث همکاری دو‌ نفره تون میشه*
*و فعالیت مشترک تونو تیک میزنه*
خدا منو ببخشه ولی من ظرفا رو باهاش شستم
لباس ها رو ریختیم تو ماشین
پهن کردیم روی بند و آخرشم گفت مامان خیلییی خوش گذشت 😁🤌🏻

البته وسط همهههه ی اینکارا تا دلت بخواااد مسخره بازی در میاوردم
و بگم با همکاری بچه جون درسته سرعت مون کمتر میشه ولی یه تیر و دو‌نشونه ، پس میتونی امتحانش کنی


یه نکته ی طلایی :
بچه هامون عااااشق وقت گذروندن با ما هستن
اگه این روزا به هر دلیل دل و دماغ قبل رو نداری با این روش زمان گذاری براش رو استارت بزن رفیق ♥️
درسته بازی و خوش گذرونی میخوان ولی بزرگترییین نیازشون حضورِ در کنار ماست …
چون بچه هامون به ما بیش از هر شخص دیگه ای محتاجن 🥹

پی نوشت : شیر آب چرا آنقدر کمه ؟
*چون آب ، سرمایه است*
و برای بازی نیست
حتی یه زمان هایی آب رو میبستم و میگفتم فعلا قاشق ها رو توی آبی که در ظرف جمع شده بشور ✌🏻😂😂
سعی میکنم این روزا رو ماهان کمتر ببرم پیش مادربزرگ و عمه اش
باید یه جورایی سرگرمش کنم ممنون از مامانایی ک بهم پیشنهاد دادن ک رفت وآمدهاشو محدود کنم اینجوری بنظرم خیلی بهتر شد خیلی

تصویر
۷ پاسخ

اخه بچه من کلا اینطوریه که اگه یه بار باهاش این کارارو انجام بدم سری های بعد تا ابد باید اون کارو با پسرم انجام بدم😂الان یه سری بهش گفتم بیا خودت صندلی بذارم زیر پات دستاتو بشور و خودت اب بخور
هر سری در هر ساعتی از شبانه روز صندلیو میاورد و همه جاشو خیس میکرد تا یه اب بخوره😑😂

عالی بود

به برجک بگیر راحت خواهر جان

عالیه و ممنون بابت ایده جالبت🙏❣️

منو پسرمم خیلی از این بازی ها میکنیم و خیلی دوست داره

منم یوقتایی پسرمو میارم باهم ظرف بشوریم
حتی لباس کم باشه میریم‌باهم‌توحموم بشوریم😂
تازه سعی میکنه جارو هم بزنه...
گاهی دستمال میگیره دیوار زمینم برام پاک‌میکنه قربونش برم♥️

مطلب از کانال مامانی نو - اکادمی تربیت 🥱 دیروز داشتم‌میخوندم

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!