پارت سوم تجربه زایمان طبیعی🌱

سریع رفتیم ماشین سوار شدیم که بریم بیمارستان تو راهم همینطور دردام شدیدتر میشد رسیدیم بیمارستان دکتر گفت باید معاینت کنم معاینه کردن گفتن ۸ سانت باز شدی تو خیلی شانس داری و خیلی عالی پیش رفتی الانه که بچت بیاد وای منو بگو گریه ام گرفته بود نه من سزارین میخام منو نبرید طبیعی دکتر گفت بچت داره میاد عزیزم خیلیم خوش شانسی با ۸سانت باز شدن دهانه رحمت اومدی بیمارستان اخرای زایمانته اصلا به سزارین فکر نکن فقط طبیعی 😂شوهرمم رفته بود صندوق هزینه زایمان طبیعی بپرسه که گفته بودن ۴۰ ۵۰ ملیون ایناست هزینش بعد شوهرم اومد بخشه زایمان به دکتر گفت زنم میخام ببرم یه بیمارستان دیگه سریع آمادش کنید نمیخام اینجا زایمان کنه دکتر گفت نه بچه داره میاد نمیتونی ببری خلاصه شوهرم رو حرفش وایستاد گفت نمیخاد میبرم زنمو همه دردهارو زنم میخاد بکشه چخبره اینهمه هزینه و فلان واقعام خب به آدم زور میاد برای یه شب که اونم زایمانت طبیعی باشه و درداش خودت بکشی ۴۰ ۵۰ ملیونم پول بدی اخه

۴ پاسخ

خب بعدش

قبلش اصلا کاری نکرده بودی؟چطور ۸ سانت باز شدی پس؟

بیمارستان خصوصی بودی؟
اخه طبیعی که انقد هزینه نمیخاد😕

کدوم بیمارستان بودی؟؟،چقد ریسک

سوال های مرتبط

مامان تیام مامان تیام ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
خلاصه من باز ته دلم خالی شد که شاید نتونه سزارین کنه ولی چون دیگه چاره ای نداشتم گفتم آخرش یا طبیعی یا سزارین منکه پول بیمارستان خصوصی ندارم
حدودا ۳۷ هفته و ۴ روز اینا درد پریودی گرفتم رفتم بیمارستان ب دکتر پیام دارم میرم بیمارستان ولی جوابی نداد ماما معاینه کرد و گفت یک سانتی و دردات ماه درده برو خونه فعلا گفت زایمان طبیعی یا سزارین منم چون قرار بود سوتی ندم گفتم طبیعی مگه اینجا سزارین هم میکنن گفت همینجوری نه مگر مشکل خاصی باشه یا سزارین شکم اول نباشه وگرنه به هیچ عنوان سزارین اینجا نمیشه
من دیگه کلا ته دلم خالی شد رفتم مطب دکتر گفتم خانم دکتر اگر فکر میکنید ۵۰/۵۰ هست و ممکنه که نتونید سزارینم کنید بگید حداقل من ورزش و اینا شروع کنم بالاخره آمادگی زایمان طبیعی هم داشته باشم بدون آمادگی حداقل زایمان نکنم گفت اگر طبیعی میخوای بگو شیاف گل مغربی بنویسم برات شروع کنی ولی اگر سزارین میخوای من یکاریش میکنم برات ولی ۲۰ ت هم هزینش میشه دوباره من ته دلم امیدوار شدم که میشه گفت فقط هر موقع کیسه ابت نشتی داد یا پاره شد برو بیمارستان بگو تکون بچه رو حس نمیکنم
مامان رهام مامان رهام ۵ ماهگی
مامان تیام مامان تیام ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۴
یهو بعد دوساعت‌ دیدم دکتر اومد دوباره معاینه کرد به ماما گفت هنوز یک سانت پیشرفتی نکرده ماما ازم پرسید درد داری اومدم بگم اره میگیره ول می‌کنه دیدم دکتر با ابرو اشاره کرد که بگو نه
گفتم نه دردی ندارم گفت باشه سروم رو تا آخر کم کرد رفتن و یک ساعت بعد دوباره ماما اومد گفت درد داری الکی گفتم نه هنوز اومد معاینه کرد و دستشو در آورد دیدم خونیه گفتم چرا خونه گفت معاینه تحریکی انجام دادم گفتم خب پس اگر واقعانم دهانه رحمم باز نشده بود از الان دیگه سریع باز میشه
ازش پرسیدم اینجا اپیدورال میزنن برا زایمان گفتم حداقل باز اگر طبیعی زاییدم یخوردع دردامو کم کنه یهو گفت نه کسی اپیدورال بخواد اینجا باید از قبل بره پیش دکتر بیهوشی و اینا تا موقع زایمان بزنن براش هیچی دیگه دنیا انگار رو سر من خراب شده بود
ماما رفت و غصه دنیا انگار تو دل من بود یهو بعد بیست دقیقه اومد گفت آماده شو برای سزارین من هم شوکه شدم هم یک استرس عجیب و خوشحالی اومد سراغم برا اینکه مثلاً سوتی ندم گفتم چی چرا گفت خانم دکتر گفته دهانه رحمت پیشرفت نداشته بفرستیمت سزارین گفتم وای نه من سزارین نمی‌خوام طبیعی می‌خوام یهو گفت خب پس بخواب به خانم دکتر میگم اگر خودت میخوای بمون تا شاید دهانه رحمت باز بشه😂پیش خودم گفتم چ زری بود زدم
گفتم نه خانم دکتر حتما بهتر می‌دونه میترسم هم درد طبیعی بکشم هم سزارین همون سزارین کنیم دیگه
مامان الینا مامان الینا ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من هفته 37 رفتم دکتر برای معاینه لگن و دکتر گفت لگنت محدوده و برای زایمان طبیعی خیلی سخت میشه و فک میکنم نتونی اصلا
و پرسید که مامانم چجوری زایمانی داشته گفتم طبیعی ولی خیلی سخت
که گفت احتمالا توهم نتونی و سخت بشه
گفتم خب نامه بزنین برای سزارین گفت نمیشه فقط من بگم سزارین
و ماما های بیمارستان هم باید تایید کنن وگرنه میشه سزارین اختیاری
خلاصه بهم گفت که 15 شهریور برم بیمارستان و معاینه بشم اگه تایید دوتا ماما بود میاد برای سز
رفتم تریاژ و معاینه کرد و تایید کرد که لگن محدوده
و گفتن بستری بشم که مامای بخش زایمان هم تایید کنه
که گفت نه لگن خوبه و میتونی طبیعی😐
خلاصه زنگ زدن ب دکترم و گفتن باید طبیعی زایمان کنی
دکتر هم چون میدونستم واقعا نمیتونم و نمی‌تونست مستقیم بگه که نمیتونه گفت باید باز سونو بشه و نوار قلب بگیرین
خلاصه رفتم سونو و وزن بچه 3800 بود و دیگ قطعا من طبیعی نمیتونسم
که از اونجا دیگ گفتن برو برای عمل ,🤗
مامان آنیا🩷✨️ مامان آنیا🩷✨️ ۱ ماهگی
پارت دوم تجربه‌ زایمان


رفتم بیمارستان با نامه دکتر و جواب تست که میگفتم کیسه آب مشکلی نداره .
ولی یه ماما اونجا هم دوباره معاینه کرد (از معاینه ها متنفرم ، یکی از دلایلی که از زایمان طبیعی بدم میومد همین معاینه هاشه😑) گفت دهانه رحمم همون یک و نیم سانته و اگه رضایت بدیم بستری میکنن ، دیگه گفت زایمان سزارین توی بیمارستان دولتی بی دلیل انجام نمیدیم و از این حرفا . دیگه کلی باهاشون حرف زدیم و گفتیم دکترم دکتر نصیری گفته اوکیه و واسه سزارین میاد... و اونجا بود که فهمیدم دکتره گولم زده...😑 ماماهه گفت دکتر نصیری دستش شکسته و مدتیه واسه عمل نمیاد...
من که هم درد داشتم هم عصبانی و ناراحت بودم رفت اون بیرون یه گوشه نشستم
آزمایشام روخانوادم به ماماعه نشون دادن و گفتن پلاکت پایینه که گفت برا پلاکت پایین طبیعی بهتر از سزارینه .
خلاصه خانوادم رو راضی کردن که طبیعی‌ بهتره... دیگه ماماعه رفت با دکتر اون شیفت صحبت کرد و گفتن این بیمار با زایمان طبیعی همکاری نمیکنه ، اونم گفته بود امشب میتونن بستری کنن ، اگه تا صبح زایمان نکردم ، صبح می‌برنم برا سزارین...
مامان فراز مامان فراز ۱ ماهگی