۳۱ پاسخ

چه ترسناک من که نمیتونم هیچ کسو تحمل کنم شوهرمو به زور تحمل میکنم ولی کلا خانواده شوهر همینن فضول و دخالت کن هیچی نمیشه ازشون قایم کرد شوهرا بدتر خودشون آمار میدن بهشون

ما همسایه هستیم،خیلی خوبنا،هیچ جوره نمیشه از دستشون فرار کرد در کل من خوشم نمیاد همه چیمو بدونن،دور باشیم بهتره،پدر شوهر بدتره تا مادر شوهر🤦🏻‍♀️

من یک سال و نیم توی یه خونه داشتیم خونه می‌ساختیم دیگ وقتی در آومدم از تیمارستان امین آباد برمیگشتم فک کنم خدارو هزاران باز شکر آرامش دارم دبگ هم نرفتم خونشون متنفرم از همه شون

بله من الان ۱۳ساله که دارم باهاش زندگی میکنم دیگه چیزی نمونده راهی تیمارستان بشم

من زندگی میکنم دوسال تو یه خونه بودیم تا بسازیم ما اومدیم طبقه بالا اونا پایین اون دوسالی که پیش هم بودیم من سرکار میرفتم اون همه کار میکرد غذا آماده بود بعدا هم که جدا شدیم خونمون تموم شد دخترم به دنیا اومد کمک حالم بود پسرم که امون نداد ماشالله دوسال بعد اومد دیگه خیلی هوامو داشت سرپسرم که به دنیا اومد کولیک و رفلاکس پنهان داشت خیلی گریه میکرد و خودمم معده درد شدید گرفته بودم زیر سرم بودم همش خیلی کمکم کرد خیلی دستش درد نکنه درکل خوبه همیشه میگه شما تو زندگیتون خوش باشید من چیزی نمیخوام ولی خب بعضی وقتا یه کارایی یه حرفایی هم میزنه ولی خب دیگه من چیزی نمیگم

بله با مادر شوهر زندگی میکنم 😢

دست رو دلم نزار

منم ده سال با مادر شوهرم بودم ولی واحد جدا بودیم مادر شوهرم خیلی خوب بود ولی من دوست داشتم جدا باشم بعد ده سال جدا شدم .

خدا قوت به هرکی که با خانواده شوهر زندگی میکنه والا من یکساعتم نمیتونم😂

بلهههه تو یه حیاطیم دیگه جونمو به لبم رسیده ولی برا پسرم دارم ادامه میدم البته اینم بگم از اخرای اسفند تا الان هم من قهرم سرم آسایش داره یعنی

منم دارم زندگی میکنم اما خیلی راضیم..
بستگی به دوطرف داره
احترام و درک متقابل..
یه ماه دیگه جا به جا میشم میرم
اما می‌دونم دلم تنگ میشه..
دروغ نباشه یه حرفایی کارایی زده میشه انجام میشه اما با گذشت راحت میشه زندگی کرد..

من چی دوسافت فاصله دارم باهاشون ولی هر وقت میرم یه کاری میکنن با گریه برمیگردم چند ماه نمیدم بعد آشتیمون میدن ودوباره همون اتفاقا خیلی آدمای روانی هستن

من تجربه نداشتم ولی میتونم حدس بزنم چه وضعیتی میشه،الان دوماهه واحد طبقه بالایی مادرشوهرم اینا خالی شده ببین تن و بدنم داره میلرزه میترسم شوهرمو پر کنه که بریم اونجا برای زندگی چون قصد جابجا شدن داریم

من برادرشوهرم با ما زندگی میکنه از ثانیه اول زندگیمون همینجا بوده تا الان اینجا مدرسه میره، بخدا دیگه لهم، حتی یه یار یه تاپ شلوارک نتونستم بپوشم ولی خودش آزاد ول میگرده ۲۰روز بیشتر پام شکسته تو گچ هست با پای شکستم دارم زحمت میکشم اما یه لیوان برام جا ب جا نمیکته

بستگی ب طرف مقابلت داره و هزار درصد شوهرت اجازه چیزی بده بهشون یا نه منم طبقه بالا مادرشوهر هستم

من😞😣 سه ساله دارم زندگی میکنم

من طبقه بالا هستم همش میخاستن بیان بالا چند ساعت میموندن میدیدن منم بدم میاد بیشتر میومدن هروقت برق خاموش بود میومدن انقدر در میزدن راز خونمو به همه میگفتن پشت سرم حرف میزد مادرشوهرم

ما يه سوئيت داريم تو خونه مادرشوهرم
اوايل تو هرچيزي دخالت ميكردن و رومون نميشد چيزي بهشون بگيم ولي از يه مدت به بعد تصميم گرفتم واسه زندگيم حد و مرز بزارم و الان اراكض دارم
با اينكه حياط خونه مون يكيه ولي خيلي رفت و امد نداريم و مثلا ١٠ديقه كه خودم سر بزنم بهشون
فقط بعضي موقع ها نيش زبون ميزنن كه منم بي زبون نيسان مقابلشون

اره😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

2 ماه فقط
اونم هر روزش جنگ اعصاب

اره ۷ ساله تو ی حیاطیم
اوویل ازدواج ۱۰ ماه باهم سفرمون یکی بود اختلاف پیش اومد جدا کردیم
الانم گاها قهر و آشتی میشم با مادرشوهرم
خیلی فضول و دخالتگره ینی اگ این یدونه اخلاقشو نداشت خیلی از قهرودعواهایی ک داشتیم پیش نمیومد

منم دارم گوه خوررررر باز شماها میگید مادرشوهر ه منم چی بگم ک پدرشوهرمه یعنی ببخشید می‌خوام بشاشم میگن نشاشید ها باز گشنتون میشه واسه چیه شاشیدنتون پولاتون رو جم کنیدددد

یکی نیس بگه آخه آشغالا شماهاییی ک تو ارزونی پول جم کردید کووووو پولاتون کووو قصرتون اخه

ما تو یه ساختمون بودیم طبقه۴ مادربزرگ شوهرم
و واحدبغلم مادرشوهرم وحشتناکه
درحدی ک حاضر شدم متراژ خونه امو کمتر کنم اما فقط دیگ اونجا نباشم و فرار کردم بعد ۲سال

اره.طبقه پایین مادرشوهر.طبقه بالام جاریم.
من وسطم.
ولی مثه همسایه ایم تقریبا.
کاری نداریم.اما در کل خوب نیس

اره یکسال 🫠🫠🫠

اره طبقه بالاشونم کاریم نداره فقط دخالت توبچم داره چون دوستش داره اینکاروبکن نزار گریه کنه اذیتم کرد

من ۲سال اول زندگیم بودم روانی شدم هنوزم یادم میفته حالم بد میشه

نه خدا رو شکر😁😁

من دارم زندگی میکنم واقعا سخته

من سه سال موندم تا خونه بسازیم اما خدایی هیچکاریم نداشتن

بلههه ما طبقه دوم اونا پایین
یعنی جونمون به لبمون رسیده هی میومد چن ساعت مینشست سروصدا میکرد اعصاب نمیذاشت
از موقعی که میومد میگف من گشنمه
بینی دخترمو ۲۳روزگی فشار داد غضروف بینیش شکست
به همه چی دخالت میکنه کجا میرین کی میاین پدرشوهرمم از اون بدتر خاله زنک☹️☹️حالا از دی ماه قطع ارتباط کردیم اعصابم اروم شده

سوال های مرتبط