دیشب پنجمین شبی بود که نهایت تونستم ۲-۳ ساعت بخوابم ، اونم نصفه نیمه، وسط اون دو سه ساعتم چندبار بیدار شدم تبشو چک کردم، دارو دادم، شیر دادم و....
روزا هم نهایت بتونم نیم ساعت یه چرتی بزنم ، نشه هم که هیچ
متنفرم از واکسن، نمیدونم کی تموم میشن یه نفس راحت بکشیم
من دوتای قبلی اینقدرررررر اذیت نکشیدم ، غریب نیستم تو شهر خودمونم ولی تک و تنها مراقبت کردم ازش ، یه نفر از در این خونه نیومد تو که بده من بچه رو دو ساعت نگهدارم تو بخواب، همسرم کمک میکنه تو نگهداشتنش ولی زیاد بلد نیس منم نمیتونم اعتماد کنم و بخوابم
خوب شد این گهواره هس آدم خودشو خالی کنه
از خودمم متعجبم که اینهمه روز رو بدون خواب و با خستگی فراوان چجوری گذروندم منی که تحمل دو ساعت زود بیدار شدن رو نداشتم، کلاسهای دانشگاه رو همش از ساعت ۱۰ به بعد برمیداشتم🙃 ولی الان... چیه آخه این مادر بودن...خدا چقدر عشق تو وجود آدم میکاره که بخاطر بچش از خواب و خوراکشم میزنه و آخ نمیگه
دیروز بردیمش دکتر چون تبش پایین نمیومد ، گفت تب واکسن تا الان نمیمونه نهایت ۲-۳ روزه تموم میشه ، بیماری ویروسی گرفته... حالا نمیدونم از کجا گرفته چون میگم دیگه اصلا کسی رو ندیدیم خیلی وقته خونه ایم ، بچه هر چقد که شیرینی داره همونقدر هم استرس و دلهره داره تو این ۶ روز پدرم در اومد ، دعا کنین با دلای پاکتون مامانا که دیگه خوب بشه ، حس میکنم بدنم دیگه نمیکشه



پوشک
شیرخشک
تب
رفلاکس
حساسیت
سرلاک
شیرمادر
سزارین
۳۰ فروردین

تصویر
۴ پاسخ

عزیزم انشالله که زودتر خوب بشه فرشته کوچولو ❤️🙏
باز شما ی هفته درگیر مریضیشی .. من ۷ ماهه شب تا صب ۲ ساعت بخوابم روزام تهش ی رب بتونم بخوابم
از اول کولیک و تکون خوردن و پیچ خوردن بچه بود الانم دکتر میگ برای رفلاکسه تا صب تکوون میخورره اخرم ۷ صبح طفلک از تکون بیداره 😢😢
نمیدونم چرا روزای خوب نمیاد واقعا بدنم روح و جسمم دیگ نمیکشه ❤️

احتمالا تا فردا بدنش ی کوچولو میریزه بیرون تبشم قطع میشه

انشاالله زودتر خوب بشه آنیا خانم😍😍

چقدر دیر زدی

سوال های مرتبط

مامان مانیساو مهرسام مامان مانیساو مهرسام ۱ سالگی
چرا اینقدر من تباااااااهم .وسواس بچه داری دارم ..شماها هم اینجوری هستین یا من اینجوریم؟؟
از ساعت ۹ تا ۵ صب بچه میخوابه .توی خواب شیرمو می خوره .ساعت ۹ یه بار توی خواب (بدون گریه و تقاضای بچه) شیر میدم ۱۱ یه بار شیر میدم.ساعت ۱ یه بار دیگه شیر میدم ساعت ۳ یه بار دیگه شیر میدم ساعت ۵ هم که بیدار میشه دیگه نمی خوابه .هلاک شدم .
البته اینم بگم اگه بیدار شه دیگه شیرمو نمی خوره شیر خشک مجبورم بدم .براهمینم جلو جلو شیر میدم که بیدار نشه .بعد بچه ام رفلاکس شديد هم داره همه اینا که شیر دادم یه ربع ام عمودی نگه اش میدارم که آروغ بزنه ..شبا تا صب اینجوری درگیرم. صب ها تا شبم که خواب درستی نداره نیم ساعت نهایت بخوابه دوبار در روز .اون بچه دیگه امم که هست با تونم باید تا ۱۲ شب بیدار باشم چون زودتر نمی خوابه.هیچ کسی رو هم ندارم کمکم کنه .شوهرم گاهی هفته ای یکی دوساعت نگه دار شون اونم ببینه خیلی هلاکم.
همه این بیدار شدن ها برای اینه که شیرمو مک بزنه شیرم قطع نشه .خودمو دارم هلاک اش میکنم .توی روز غذا جدا واسه نینی و کار های خونه هم جای خودش .واقعا دارم کم میارم چیزی دیگه از وجودم نمونده.
شماهام اینطوری هستین؟یا من وسواس دارم؟