اینستا دوس شدیم ۵ شش ماه بعدم ازدواج کردیم
دوست پدر شوهرم ک تقریبا همسایه ما بود منو معرفی کرده بود بعد ک دیگه همه چی اوکی شد و نامزد کردیم گفته بود چرا اینو گرفتین من منظورم خواهرش بوده🤣🤣🤣
مادرشوهرم با بابام دخترعمو و پسرعموعن...
فامیل دور بود سه سال بود میومدن بعد از سه سال یهو خودم زنگ زدم که بیا چون بابام اذیت میکرد مادرم هی میگفت شوهر کن و فلان منم گفتم بیاد و عقد کردیم
دشمن زیاده خواهر
جاریم معرفی کرده بود🤣🤣🤣
اینستا💛
اینستا پیام داد از خوب روزگار مادرامون همشهری و آشنا از آب در امدن بعدشم گفت میخوام که همسرم بشی منم گفتم جهنم دیگه بیا منو بگیر😆😆😆😆
خاله همسرم هم محلیه مامانم ایناس، در حال رفتن ب خونه خالش بود تو راه همو دیدیم، پسر خاله زن عمومم هس
من تو اتوبوس میرفتیم تهران باخواهرش تسنا شدم بعد منو معرفی کرد به داداشش ولی خب من جواب رد دادم ولی نمیدونم چبشد ۶ سال بعد دو باره زنگ زد و....قسمت شد
توو فیس بووک دوست شدیم دوسال بعدم ازدواج
بواسطه زنداداشم معرفی شدیم
همکلاسی دانشگاه ک ای کاش نبود
از 2شهر با دو فرهنگ با دو اخلاق
فک میکردم عشق همه چیزه کور بودم بعد ک وارد زندگی شدم فهمیدم اخلاق مهم ترین چیزه ک نداره
الانم با2تابچه مجبورم.چون بابام از اول مخالف بود ،هیچوقت با کسی حرف نزدم .همه فک میکنن خوشحالم و راضی از زندگیم
فامیل هستیم حدود دوسالی اومد خواستگاری جوابم منفی بود بعد دوسال یه دوستی کوتاه داشتیم بعدشم ازدواج کردیم
مغازه داشتم، همسرم میومد ویزیت. همکار بودیم و بعد یه مدت پیشنهاد داد دوست شدیم و بعد دو سال دوستی ازدواج کردیم🥰
توی بیتالک آشنا شده بودیم🤭😂
اصلا آشنا نشدیم یهو از طریق معرفی اومدن منم بدون اینکه حتی نگاش کنم بله رو دادم چون میخواستم از جهنم بابام خلاص شم متاسفانه از چاله دراومدم افتادم تو چاه
سنتی .
داداش دوست هم دانشگاهیم بود
از سال ۹۰ تا ۹۴ دانشگاه بودیم
سال ۹۷ سنتی خواستگاری کردن
کارمند بانک بود😂
سنتی بود 3 بار خواستگار اومدن ج منفی دادیم چون تک بچه بودم مامانم راضی نبود سنمم کم بود
2 ماه بعد خودم زنگ زدم ب همسرم ک ج مثبته اگ ازدواج نکردی بیا 😅
پدرش مغازه دار بود میدونست پسرش زن میخواد منو دیده بود خوشش اومده بود اومده بود دنبالم خونمون یاد گرفته بود بعد پسرش و آوردع بود نشون داده بود اونم خوشش اومده بود خلاصه یه مدت منو تحت نظر داشت بعدم اومد خواستگاری😬
توگروه تلگرام باهم آشنا شدیم سه سال دوست بودیم بعدش ازدواج بعداین همه سال هنوزم مثل اول عاشقشم 🌺🌼
دوستِ دوست پسر دوستم بود🤪
رفتیم شهربازی دیگه منو ول نکرد یعنی رسواکرده بود منو😂😂😂خیلی سیریشه
تو اتوبوس😂😂 اون موقع دانشجو بودم بعد 4 ماهم ازدواج کردیم
من ازطریق خالم.
شوهرم چهارسال میخاس باهام دوس شه من بلاکش میکردم دیگه بعد چارسال قبول کردم پیام بده بعد ی ماه اومد خاسگاریم
دانشگاه همکلاسی بودیم
دوست داییم بود
از طریق واسطه عزیزم
برادر دامادمون بود
تو محرم خواهراش تو مجلس دیده بودن ۱۸ سالم بود اونم ۲۳
از طریق یه واسطه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.