سوال:مامانا یکم درد دل کنیم؟من دارم خفه میشم و نمیتونم به کسی چیزی بگم
همسرم زمان مجردیش رابطه تلفنی داشته با دختر خالش می‌ره خواستگاری ،دختر خاله همون روز خواستگاری میگه فلانی رو نام می‌بره و میگه من اونو دوست دارم شوهر منم افسردگی میگیره و ریش بلند می‌کنه و از خونه نمیره بیرون و اینجور کارها
منو همسرم سنتی ازدواج کردیم دقیقا روز بعد عقد تو راه ماه عسل همسرم قضیه رو برام گفت اگه قبل عقد بهم میگفتن حتما در جواب من تاثیر داشت ولی متاسفانه 😔اول صبر کرد دختر خاله با اون طرف ازدواج کرد بعد اومده خواستگاری من،شوهر دختر خاله اش هم از اقوام ماست و ما همش هم دیگه رو میبینیم چه مهمونی باشه طرف همسرم چه ما و همسرم همش نگاه دختر خاله اش می‌کنه و دنبالش راه میوفته هرجا میره تا الان به روی خودم نمیاوردم که فک نکنه حسودم حتی رابطه خوبی هم دارم با دختر خاله اش هر وقت میبینمش خوش و بش میکنم باهاش.اما امسال تو عید تو مهمونی ها دوباره و دوباره این اتفاق افتاد راه میوفته دنبال دختر خاله اش انگار نه انگار من و دخترم وجود داریم دلم داره میترکه اینم بگم دختر خاله اش یه پسر داره منم یه دختر و دختر دومم رو باردارم
دیگه نمی‌تونستم به هیشکی هیچی نگم گفتم حداقل اینجا بگم یکم حرف بزنیم من سبک بشم انگار یکی قلبمو گرفته تو مشتش و فشار میده من از تعطیلات عید دارم فقط خودخوری میکنم و یه ذره هم به روی شوهرم نیاوردم😭
بارداری حاملگی بارداری حاملگی فرزند پروری

۴۵ پاسخ

به نظرم باید باهاش صحبت کنی و بگی ناراحتی این مردا واقعااااا عقل ندارن یه وقتایی یه کارایی میکنن که متوجه نیستن یا فک میکنن ما نمیفهمیم اگه دیدی تکرار کرد بعد به نظرم با یه مشاور مشورت کن

عزیزم خیانت فقط این نیست که با یه نفر رابطه جنسی داشته باشی..همین ک با وجود تو و بچه هات همش دنبال اونه خیانته..تازه جلو چشم تو.. خودخوری نکن برو جلوش وایسا بدون ترس بدون نگرانی باهاش حرف بزن اون داره کار اشتباه میکنه اگه هنوز به فکر دخترخالشه تو چرا پاسوزش بشی؟تو هم داری اشتباه میکنی میریزی تو خودت

به روش نیاوردی یه کاری واسش کن ک شوهرت جرئت نکنه ثانیه ای نگاش کنه چ برسه سمتشم بره نشستی غصه میخوری ک چی الان شما خانومشی ناراحته هیچی نباش فقط یه زهر چشمی از شوهرت بگیر حساب کار دستش بیاد

عزیزم باید با همسرت صحبت کنی و اگر نتیجه نگرفتی حتما مشاوره برو . دخترخالشم دلش میخواد ها. وگرنه رعایت میکرد و محل نمیداد بهش

ب نظرم عزیزم حتما با شوهرت این مساله رو در میون بزار..الان بارداری تحت تاثیر هورمونا حتی ممکنه الکی حساس شده باشی و اصن اونطوری ک فک میکنی نباشه ولی همین ب قول خودت خود خوریت بدتره..من خودمم شوهرم مجردیش خاستگار دختر خالش بوده.الان همو ببینن خیلی اوکی دست میدن باهم و اوکی ان ولی واقعا چیزی نیست ک من بخام روش حساس شم

خودت تا حالا برو نیاوردی خیلی زودتر ازین حرفا باید جمع میشد قضیه

ایکاش اینجور مواقع یه جریان برعکس هم می بود واکنش مردامونو می‌دیدیم که چطور سرخ و سیاه میشن
می‌فهمیدن یه من ماست چقدر کره داره

مرسی مامانا که راهنماییم کردین❤️

عزیزمممم🥲🥲🥲🥲چقدر سختته
خدا صبرت بده
حتی اگرم بینشون باز چیزی نباشه فکرشم باز پیش تو اینجوری فکر کنی بازم سخته و نمیتونی کاری انجام بده
سعی کن کمتر تو خاطرات بیاری بیشتر با شوهرت خوب باشی بیشتر بگردی حرف بزنی بیرون بزید مسافرت برید
از ذهنت خارجش کن
چاره ای دیگه ای نداری

عزیزم😢

الهی خدا به دلت آرامش بده واقعا سخته🤕

بهش بگو عزیزم تا بدونه حساسی
اینجور اذیت میشی
اگه بدونه تو ناراحت میشی مطمئناً تکرار نمیکنه
الان باردار هم هستی حساس هستی
سعی کن کمتر جایی که اونا هستن برید

این دلیل نمیشه ک تو و بجهاتو دوست نداشته باشه
مطمئن باش هیچ حسی بینشون نیست
خودتو اذیت نکن
ولی بنظرم باهاش صحبت کن و از ناراحتیت بهش بگو
بنظرم یکمم با لحن تند

شوهرش اون چیزی نمیگه شوهرت دنبال زنش هست؟
ببین باهاش صحیت کن ولی با ملایمت
نه دعوا، بهش بگو از این موضوع ناراحتی، بگو اگر قضیه برعکس بود. و پسر خاله من همچین واکنشی داشت خودت حست چجوری بود
بگو دیگه الان دوتاتون زندگی مستقل تشکیل دادین پس درست نیست بهم فکر کنید و...
اگر دیدی درست شد که هیچ
نشد با مشاور صحیت کن یا رفت و امد رو کم کنید

عزیزم سر یچیزی بحث راه بنداز دیگه باهاشون رفت و امد نکنین

حتما باید با شوهرت درموردش حرف بزنی و بهش بگی ناراحتی شاید بعداز گفتنت رفتارشو عوض کرد. شاید خودش متوجه ناراحتی تو نیست چون مردا خیلی خنگن. حتما بهش بگو اگه فایده ای نداشت با دعوا و تهدید بگو. هردفه شدتشو بیشتر کن تا بلخره به یه نتیجه ای برسی

این اتفاق دقیقا واسه منم افتاده دختر دایی شوهرم یکی دیگه رو میخواست شوهرم اونو دخترداییش بعد یه مدت دورش میزنه میره ازدواج میکنه با طرف ولی خب شوهرم الان همش میگه زهرا اونجوری اینجوری ولی خب گفتم بهش نمیخوام راجبش بشنوم دوستم ندارم دیگه تو زندگیم باشه

یبار از حقت بگذری دیگ عادی میشه براش
باهاش حرف بزن بهش بگو من خوشم نمیاد من حساس یا بد بین نیستم ولی من تورو دوست دارم دوس ندارم کسی نزدیک بشه چ دختر خاله چ دختر عمه... بگو اگ منم مث تو رفتار کنم بدت میاد البته نمیکنم چون ترو واقعا میخوام زندگیمم دوس دارم اشتباه نکن اون از اولشم ترو نمیخواست


جوری باهاش حرف بزن ک قانعش کنی ب خودت واعصابتم مسلط باش نزار این قضیه رو زندگیت اثر منفی بزاره

بهتره به شوهرت به خوبی بگی که ناراحتی و باعث اذیتت میشه .. شایدم الان که فهمیدی حساس تر شدی رو این قضیه .
چون تو خودخوری میکنی درصورتیکه شوهرت اصن نمیدونه مردا تا نگی نمیفهمن

چرا با شوهرت حرف نمی‌زنی بهش بگو
واکنش دختر خاله چیه تو جمع اونم با شوهرت حرف میزنه؟

عزیزم ۹۰ درصد مشکلات با صحبت کردن حل میشه. باهمسرت صحبت کن شاید سوتفاهم برات پیش اومده یا اینکه چون میدونی جریانشونو اینجوری شدی

برید پیش مشاور و جلسات زوج درمانی عزیزم

ازش توضیح بخواه بضی وقتا ادم ی چیزی رو بیهوده خیلی پرو بال میده و باعث ازار خودش میشه قطعا اگ با همسرت در میون بذاری جواب قانع کننده ای بهت میده ک ب ارامش برسی
خود خوری نکن نی نیت گناه داره

دخترقشنگ الانم بارداری بیشتردلت گرفته میشه...ولی باحرف زدن باخووهمسرت آروم ترمیشی...باآرامش باهاش صحبت کن...وارزش خودتوبالاببروب خودت برس توفازغم نروزیاد

نظرم رو میگم شاید از یه روانشناس بپرسی بهتر باشه… با شوهرت خیلی آروم و احساسی مطرحش کن، شاید از اون حسی که تو فکر میکنی خبری نباشه و خب همبازی بچگی بودن و فامیلن و سوتفاهم پیش اومده برای تو، به نظرم با گفتنش باعث میشی اونم بیشتر به رفتارش فکر کنه ولی مدل گفتنت خیلی مهمه که با آرامش باشه و بگی که حس نا امنی میده کوچک ترین حرکتش راجع به این آدم

بهترین کار همیشه حرف زدنه عزیزم
با شوهرت بشین حرف بزن حتی اگه با اشک شو و با گریه حرف بزن تا ببین چی میشنوی ازش بهش بگو خودش حاضره جای تو باشه ببینه ذنبال پسره مردم راه بیفتی بری سخت نیست دیدنش براش؟؟
همیشه حرف بزن خود خوری خودت داغون میکنه
پسر داره و دختر داری ربطی نداره حرفاتون بزنین باهم دوباره یکی سومی میاری پسر این دفعه ایشالا اگه شرایطش داشتین😍😍

اصلا اهمیت نده شما سر زندگیت هستی و دوتا کوچولو داری مهم نباشه این چیزا برات.بنظرم به روی همسرت هم نیار ک جرقه تو ذهنش بندازی.

عزیزم به شوهرت بگو چرا به رو خودت نمیاری توبارداری ناراحتی واسترس برات خوب نیس همه حرفاتو رک و پوست کنده به شوهرت بگو ،اذیتی نمیتونی دیگه تحمل کنی

چه سخت،ولی بگم مردا ی بیخودی اکثرا چشاشون میچرخه برای بقیه ام دلقک بازی در میارن،باز تو میدونی جریان چیه خیلی بهتره میتونی بری پیش مشاور راهنمایی بگیری،با همسرت صحبت کنی...

بنظرم راهش اینه با خودش حرف بزنی وقتی شوهرت میبینه تو عکس العملی نداری اونم ادامه میده بشین باشوهرت حرف بزن فقط

با شوهرت حرف بزن

ای کاش همون روز عقد برمیگشتی خونه پدرت .‌..خیلی حس بدیه درکت میکنم واقعا

عزیزم شايد چون قضیه رو فهمیدی حساس شدی نسبت بهش

عزیزم اشتباه میکنی باهاش درمیون نمیزاری...حرفاوناراحتیتوانتقال بده بهش شایدب خودش اومد...اگ باحرف درست نشدمیتونی سرویسش کنی زیادی بلندپروازی نکنههه

الهی قربون دلت بشم عزیزممم ، خیلی سخته بنظرم بایه مشاور دربارش صحبت کن ببین راه حل چی میگه یاحتی اگه اونم نمیتونی با هوش مصنوعی حرف بزن

عزیزم اتفاقا باید به روش بیاری تا متوجه بشه تو میدونی

عزیزم حق داری که ناراحت بشی خب چرا با شوهرت صحبت نمیکنی و نمیگی که ناراحت میشی از این کارش

خب حست بهش ب شوهرت بگو بیین در جوابت چی میگه بگو ک ناراحتی از رفتارش

ولی فک میکنم اگه ریگی تو کفشش بود بهت نمیگفت

همه مردا همینن عزیزم تو اصن خودتو ناراحت نکن برا بچه خوب نیس حق داری ناراحت باشی ولی ب این فک کن ک دختر خالش ب این ن فک میکنه ن هیچی کسی دیگرو میخاد

واای مث فیلما..خیلی حس گندددیع😔

عه پیاما میاد

.....

یعنی تورو اصلا دوست نداره؟ فکرش هنوز پیش اونه؟

خب چرا به شوهرت نميگى

سوال های مرتبط

مامان آکای 🩵🫅🏻 مامان آکای 🩵🫅🏻 هفته سی‌وچهارم بارداری
مامان رونیا مامان رونیا ۹ ماهگی
مامان گل پسرام 😍 مامان گل پسرام 😍 هفته سی‌وپنجم بارداری
من دوتا پسر دارم این یکی هم پسر شده البته پسر بزرگم که ۱۴ سالشه پیش پدرش یعنی شوهر سابقمه زنداداشم ۳تا دختر داره ۱ پسر حالا همش میگه تو اصلا دختر نداری نمیدونی طعم دختر چیه دختر فلانه بسانه خودم میدونم دختر خوبه تو خونه آدم داشته باشه اما حالا که نشده زنداداشم هی تیکه میندازه منم پسر دارم خواهر کوچیکم هم دوتا پسر بعد امروز داشتیم صحبت میکردیم میگه کیان کجاست گفتم با باباش رفتن بیرون میگه آها دیدی الان تنها سدی پسرت بزرگ بشه نمیمونه خونه همش میره بیرون تو تنها میمونی اگه دختر داشتی کنارت میموند منم بهش گفتم اتفاقا استراحت میکنم منم تنها دختر خونه سوگلی خونه روز دختر روز مادر روز زن فقط برا من کادو میخرن خرید برم فقط منم که خرید میکنم اگه دختر داشتم انقدر که باید برا دختر خرید میکردم پولی نمیموند برا خودم بخرم بعد میگه آره راست میگی دقیقا همینطوره من از بس برا دخترام خرج میکنم پولی برا خودم نمیمونه گفتم پس هی نگو خدا بهت دختر نداده خلاصه که خودم از این جور حرفا خوشم نمیاد دختر و پسر هیچ فرقی نداره من خودم وقتی میرم بیرون چیزی ببینم برا کیان قشنگه میخرم چه دختر چه پسر هردو هم سختیهای خودشون رو دارن هم شیرینی دوتاشون هم تو زندگی خوبه اما اینکه همش بگن دختر فلانه پسر فلانه واقعا خوب نیست
مامان سرباز امام زمان 🩷 مامان سرباز امام زمان 🩷 هفته بیست‌وهشتم بارداری
مامان 🏄🏻‍♂️آیهان & آیراد🤾🏻‍♂️ مامان 🏄🏻‍♂️آیهان & آیراد🤾🏻‍♂️ ۱ سالگی
منو دختر خالم باهم باردار بودیم و دوتامون پسر داشتیم پسر دختر خالم ۱۸ روز بزرگ‌تر از آیهان هست بعد چون دختر خالم خونش شهرستانه خیلی دیر به دیر همو میبینیم فقط گاهی خالم میدیدم که اونم آیهان میدید همش مقایسه می‌کرد با بچه دخترش مثلا آیهان ۱۱ماهگی دندون در آورد ولی خالم میگفت نوه من همه دندونای جلوش در آورده بچه تو چرا تپل نیست نوه من کلی لپ داره… من کلا برام مهم نیست این حرفا و بیخیال بودم چون اعتقادم اینه هر بچه ای تکامل رشدیش متفاوته و اصلا حساس نیستم وای چرا تپل نیست یا چرا دیر دندون در آورده تا امروز رفتیم خونه خالم دختر خالمم هم با پسرش بود .اونجا رفتیم پسر دختر خالم داشت دندون های آسیایش در میوورد ولی هنوز راه نمیرفت به جاش آیهان سه تا دندون داره ولی خب راه میره
بچه اون ماشاالله خیلی تپل و لپی هست ولی آیهان نه لاغرتره و به جاش قدش حدود ۶ سانتی بلندتر از بچه دختر خالم بود..اینجا من مادرای زیادی دیدم واقعا نگران بچشون هستن و با بقیه بچه ها مقایسه میکنم خواستم بگم هیچ وقت مقایسه نکنید هر بچه ای واقعا رشدش متفاوته الان همین خاله من همش از نوه خودش میگفت و از بچه من ایراد میگرفت امروز رفتیم اونجا منم میتونستم بگم وای چرا قدش کوتاهه وای چرا راه نمیره ولی من اصلا اینجور برخورد نکردم حتی خود دختر خالم ناراحت بود هنوز بچش راه نمیره و من بهش گفتم ببین پسر تو نسبت به پسر من دندون های خیلی بیشتری داره ولی پسر من به جاش زود راه افتاده اصلا جای نگرانی نیست به موقعش راه میره