۴ پاسخ

عزیزدلم ببین خودتو بزار جای اون
وقتی کسی رو انقدر دوست داشتی امکان داره کاملا بی تفاوت شی؟ اصلا امکان نداره بالاخره ناخودآگاه ادم یه حس معذب بودنی میگیره حتی اگه دیگه طرفو دوست نداشته باشه میخواد طبیعی رفتار کنه بدتر بیشتر به چشم‌میاد
این رفتارای همسرتم بزار به پای اون معذب بودنه که مثلا میترسه اگه رابطشو باهاش خیلی سردتر از رابطه اش با بقیه نشون بده پست سرش حرف دربیارن و ....
از من به شما نصیحت تا میتونید مردا رو درگیر نگه دارید حالا درگیر هرچی تا وقت نکنن به چرت و پرتای دیگه فکر کنن یا برن تو گذشته و....
همیشه هم خالی نگهشون دارید خیلی تاثیر داره

بابا هیچی نیست دیگه بهش فکر نکن

انشاالله

والا خواهر
من به این نتیجه رسیدم مردا همشون بی معرفت و بی وفا هستن
انشاالله شوهر شما راست میگه

سوال های مرتبط

مامان زنبورک مامان زنبورک هفته سی‌وهشتم بارداری
سوال:مامانا یکم درد دل کنیم؟من دارم خفه میشم و نمیتونم به کسی چیزی بگم
همسرم زمان مجردیش رابطه تلفنی داشته با دختر خالش می‌ره خواستگاری ،دختر خاله همون روز خواستگاری میگه فلانی رو نام می‌بره و میگه من اونو دوست دارم شوهر منم افسردگی میگیره و ریش بلند می‌کنه و از خونه نمیره بیرون و اینجور کارها
منو همسرم سنتی ازدواج کردیم دقیقا روز بعد عقد تو راه ماه عسل همسرم قضیه رو برام گفت اگه قبل عقد بهم میگفتن حتما در جواب من تاثیر داشت ولی متاسفانه 😔اول صبر کرد دختر خاله با اون طرف ازدواج کرد بعد اومده خواستگاری من،شوهر دختر خاله اش هم از اقوام ماست و ما همش هم دیگه رو میبینیم چه مهمونی باشه طرف همسرم چه ما و همسرم همش نگاه دختر خاله اش می‌کنه و دنبالش راه میوفته هرجا میره تا الان به روی خودم نمیاوردم که فک نکنه حسودم حتی رابطه خوبی هم دارم با دختر خاله اش هر وقت میبینمش خوش و بش میکنم باهاش.اما امسال تو عید تو مهمونی ها دوباره و دوباره این اتفاق افتاد راه میوفته دنبال دختر خاله اش انگار نه انگار من و دخترم وجود داریم دلم داره میترکه اینم بگم دختر خاله اش یه پسر داره منم یه دختر و دختر دومم رو باردارم
دیگه نمی‌تونستم به هیشکی هیچی نگم گفتم حداقل اینجا بگم یکم حرف بزنیم من سبک بشم انگار یکی قلبمو گرفته تو مشتش و فشار میده من از تعطیلات عید دارم فقط خودخوری میکنم و یه ذره هم به روی شوهرم نیاوردم😭
بارداری حاملگی بارداری حاملگی فرزند پروری
مامان 💎Benyamin👶🏻 مامان 💎Benyamin👶🏻 هفته بیست‌ونهم بارداری
خانمای تبریزی میخوام به چیزی بگم بهتون از بیمارستان الزهرای تبریز ٫
به خدا قصد ندارم بترسونمتون یا استرس بدم فقط گفتم شما هم گرفتار چنین تجربه ای نشید ٫
دختر خاله همسرم پزشکی میخونه ٫ الان تو مرحله ای هست که میرن بیمارستان های دولتی و شیفت ابنا میمونن ٫ انترن میگن چی میگن بهش ٫
بعد دیروز دیدمش از بیمارستان ها ازش پرسیدم ٫ مبگه خوااااهشا هر جا رفتی الزهرا نرو برا زایمان گفتم چرا ٫ گفت چند ماه پیش تو الزهرا شیفت بودم بعد یه خانمی اومد دردش گرفته بود و زایمان طبیعی داشت ٫ میگفت حالا این اومد اتاق عمل و بچشم سرش اومد بیرون و ولی بچه تپلی بود بدنش در نمی اومد و باید پایینش بریده میشد ٫ میگفت اونجا دکتر شیفتی که داشت میبرید هی میگفت این نممممییییبره این قیچی نمیبرهههه٫ میگه ینی منی که چند وقته کلا تو این محیط هام به شدت حالم خراب شد که چرا بابد وسایلای یه بیمارستان انقد کهنه باشن که قیچی مخصوص نبره قسمت به اون نازکی رو ٫ میگه بیچاره زنه رو پاره پوره کردن رررررسما ٫ میگفت ینی بدترین صحنه ای بود که میتونستم تو یه زن ببینم ٫ اینکه بهد زایمان چه عمل های زیبایی باید انجام میداد تا دوباره اونجاش درست بشه ٫

هیچچی دیگه گفتم ینی در جریان باشین ٫
و در ضمن دختر خاله گفت که حتتتتما اگر دولتی هم میرید به دکترتون یکی دوتومن زیر میزی بدین یا یه جوری راضیش کنین که وسایلا و ابزارهای زایمان خودشو بیاره و از مال بیمارستان های دولتی استفاده نکنه ٫

فرزندپروری بارداری فرزندپروری بارداری فرزندپروری
مامان عدس و لپه🩵💙 مامان عدس و لپه🩵💙 هفته بیست‌وچهارم بارداری
من قبل بارداری به جنسیت بچه فکر نمیکردم، ولی همیشه ته دلم فکر میکردم ادم خوبه یه دختر تو خونش باشه، با توجه به چیزی که تو بزرگسالی تو اطرافیان دیدم که اکثرا دخترها بیشتر به درد پدر و مادرا خوردن. خدا که بهم دوقلوی پسر داد گفتم خدایا شکرت، فقط سلامت باشن، حتما من باید مامان این دو تا پسر میشدم و سعی کردم دیگه اصلا اون فکرای قبل بارداری رو حتی مرور نکنم و عاشق جوجه هام باشم، ولی یچیزی که هست میبینم و واقعا ناراحتم میکنه اینه که همه به ادم میگن خدا به هرکسی دختر نمیده، دختر داشتن لیاقت میخواد، خونه بی دختر نمیشه. وقتی خدا به یه مامان و بابایی دختر یا پسر داده خوب نیست هی بهش این حسو بدی که حتما لیاقت نداشتی که اون جنس رو ندار. اتفاقا من و همسرم خیلی مهربون هستیم و میخوایم همه تلاشمونو بکنیم پدر و مادر خوبی باشیم، تا الانم حرف مردم برام مهم نبوده، ولی امشب این حرفا رو از یه ادم نزدیک شنیدم و واقعا دلم خیلی گرفت، مراقب حرف زدنمون باشیمی