سوال های مرتبط

مامان نینی🎀 مامان نینی🎀 هفته سی‌وششم بارداری
تاپیکت های قبل گفتم بحث دعوا داشتیم با همسرم مست میکرد میومد الکی میزد منو روانی میشد رسما خلاصه که چند روز تنها درو قفل کردم موندم اتاق می‌رفت سرکار من میومدم از اتاق بیرون رسما خجالت می‌کشیدبیاد حتی بگه غلط کردم چون چن روز مونده به عروسی دختر عموم زد چشممو کبود کرد خلاصه بعد چند روز اومد کلی التماس بقران دیگه ل.ب نمی‌زنم به عرق گفتم بخشیدم من عروسی دختر عموم ی روز قبل رفتم خونه بابام چون خونمون بزرگه عروسی خونه ما بود اینم بگم منو شوهرم فامیلیم من ندونستم شوهرم اومده عروسی یا نه موقع که تایم عروسی تموم شد بهم زنگ زد بیا بریم گفتم باشه اومدیم خونه دیدم یجوریه همش الکی بغلم می‌کنه فلان فهمیدم باز م..س.ت کرده گفتم خوردی گفت آره داداشت داد بعد که دید از دهنش در رفت گفتم کاش نمیومدم اگه میدونستم عرق خوردی عمرا نمیومدم خونه که گفت بخدا قسم الکی گفتم من نخوردم فلان دیگه گیر ندادم موقع خواب داشتیم حرف می‌زدیم مابین حرفمون بهش گفتم قسم بخور به جون نینی بگو خوردی یا نه فقط راستشو بگو اینبار رو کاریت ندارم باز گفت قسم میخورم نخوردم بعد امروز آبجیم گفت آره شوهر من و شوهر تو و شوهر اون یکی آبجیم خوردن عرق تو عروسیم مسخره رقصیدن گفتم بگو بخدا گفت بخدا تازه شوهر تو آورده بوده عر.قو دردم این نیست خورده زهرمارش بشه ایشالا بار دوم که میخوره گیر کنه تو گلوش ب...می...ره دردم اینه چرا سر ی چیز چرت قسم خورد به جون بچمون چرا واقعا من که بهش گفتم کاریت ندارم اینبارو ولی اون قسم الکی خورد ...💔
بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری