۲۰ پاسخ

تو هم مثل خودش رفتار کن بعضیا لیاقت خوبی کردن ندارن

عزیزم همونو نگه دار تولد بعدی بده به بچه شون.

به جاریت بگو شلوارو از کجا گرفتی خیلی کوچیکه برم عوضش کنم تا ضایع بشه… بعدشم سری های بعد عین خودش اشغال ببر

تو همون تولد ب دخترت میگفتی برو شلواری ک زنعمو اورده رو بپوش عزیزم
بعد ک اندازش نمیشد خودش کنفت میشد

اولا اگه شلوار مناسب نیست بنداز اشغال
بعدا اگه پرسید بگو اندازش نشد انداختم دور
دوما دیگه براش مایه نزار

دفعه بعدی دعوتش نکن

مگه آدام برا اون ناراحت میشه دختر خوب😑
با هرکسی مثل خودش باش نه بیشتر نه کمتر اینجوری ارزش و احترام خودتو هم نگه می‌داری🙃♥️

مشکل ازتو ک مث خودش رفتار نمیکنی

دیدیش بهش بگو عزیزم شلواری که زحمت کشیدی کادو اوردی اندازه ش نیس بهم ادرس بده برم تعویض کنم یا بده به خودش بگو یا تعویضش کن یا بده به یکی دیگه سایز بچه من نمیشه .

منم جاری این شکلی دارم عین خودش برخورد کن بی خود ترین چیزارو ببر تولدشون بدهکار که نیستی

خب تو چرا چیزای گرون میدی؟توام مث خودش باش

همیشه سکوت معنی نداره زیادی سکوت کردی معلومه که کارشوتکرارمیکنه
خب چرا رک بهش حرف نمیزنی میترسی مگه کادو ببرپیش خودش حتی قبلیارم ببر بگو اینا اگه بکارخودت میان خودت استفادشون کن بدردبچه من نمیخورن توسن برادرزادتو نمیدونی که اینجورچیزا میدی به اصطلاح کادو ندی سنگین تری

از این به بعد از لیست دعوتت اونو حذف کن

من خيلي وقته اين رفتارو دارم بنظرم خيلي خوبه نقطه مقابل همه ادما باش
هر رفتاري كردن مثل خودشون برخورد كن اينجوري همه حدشونو ميدونن

دلیلش همینه دیگه نشون نمیدی که بی احترامیشو حالیت شده..میگی چند بار تکرار کرده ،شما هم سر تولد خودش یا بچه هاش یه چیز کاملا عجیب بلااستفاده و قاطی پاطی بهش بده تمام

شاید نداره یا خسیسه
تو خودت باش
من همیشه میگم
گر تو با بد بد کنی پس فرق چیست؟

خب تو هم چیزا گرون نخر ادم یکی دو بار اینجوری رفتار میکنه مثل خودش رفتار میکنه ناراحت نکن خودتو مثل خودش برخورد کن

همونم بگیر بنداز دور دعا معایی نباشه

شما چرا انقد گرون میخری خب مثل خودش باش

توام نخر و لباسی ک اورده ب عنوان کادو خودت سری بعد ببر برای تولد بچش

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی روزهای ابتدایی تولد
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
بیاین بگین من چیکار کنم مادرشوهرم با ما زندگی میکرد بعد ی روز من رفتم خونه مامانم خانوم بدون ناهار مونده نتونسته درست بکنه بخوره زنگ زده ب پسر بزرگش ک اره من مردم از گرسنگی شوهرم گفت که همه چی تو خونه هست خودش درست نکرده نخورده دیگه چقد شوهرمو نفرین کرد ی کپسول گاز اورده بود گرفت بازش کرد سبد کالا خودش داده بود بگیریم اونارم برداشت بعد سع روز رفت خونه مادرش بعد دو روز پیام داد ب شوهرم کلی حرف ب منو مامانم گفت در حالی ک نه من نه مادرم یک کلمه هم بهش چیزی نگفتیم بعد این ماجراها هیچی نگفتم الان زنگ زده ب شوهرم فردا بیا دنبالم وسایلاش خونه ما هستش ب شوهرم گفتم نمیذارمش بیادش هم دعوا درست میکنم همش میگه اوففففف بنظرتون چیکار کنم کولرمون هم یکیه بخاد بیاد زیر پاهای ما بخابه اینقدر حرص خوردم فقط خدا نکنه فردا بیاد وگرن پ ا ر ش میکنم 😑😑😑😑🫠🫠






بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان جوجی اِلارا🐣🩷 مامان جوجی اِلارا🐣🩷 هفته سی‌وهشتم بارداری