۵ پاسخ

من یه بار مهمونی دعوت بودیم نتونستم برم کمردرد اجازه نداد بعد به همسرم اسرار کردم که بره 😬
بعد یک ساعت با خودم فکر کردم چرا رفت هرمونام به هم ریخته بود شروع کردم گریه کردن بهم زنگ زد گفت خوبی گفتم آره گفت صدات گرفته داری گریه می‌کنی چیزی شده گفتم نه ولم کن حوصله حرف زدن ندارم اونم گفت جایت درد می‌کنه منم علکی گفتم آره 😂😂 بعد یهو دیدم ده دقیقه بعد کل خانواده همسرم ریختن تو خونه بریم دکتر شوهرم فوش بارون کردن چرا تنهاش گذاشتی می‌دونستی حالش خوب نیست منم مظلوم دیگه وقتی رفتن شروع کردم خندیدن😂😂😂😂انتقام سخت🤌🏻😂

عزیزم خودتو ناراحت نکن خوبه ک نرفتی سلامتی نی نیت مهمتره نمیخوای بخاطر اون کوچولو تحمل کنی این همه تحمل میکنی اینم روش اخرش ارزششو داره برات

خیلی سخته درکت میکنم منم اصلا نمیتونم خونه بمونم 😅

عزیزم همیشه که اینجوری نیست همه اینا تموم میشه خیلی زود ادم تو این حال خیلی حساس تر میشه فیلم ببین یا کتاب بخون این حالتا توی بارداری واسه اکثر خانوما هست غصه نخور و ببین این کلش نهایت ۹ ماهه بعدش تا همیشه میتونی هر جا دوست داری بری کلی خوش بگذرونی

من الان ۷ ماه کلا مطلقممم دیگه به خاطر نی نی هامون مجبوریم انشاالله چیزی نمونده دیگه

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی
مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی