۷ پاسخ

ای جاااان نلین قشنگم 💕
عروسک بزرگ شدهههه 🤗🤗
ما هم تو مرحله ی ترک پستونک هستیم
امروز پنجمین روز هس
هر روز بهتر از روز قبل هس ولی واسمون سخت بوده
گرفتن از شیر خیلی راحتر بود، پستونک انگار اهرم خواب بوده کلافه س پسرم ، انگار بلد نیس خودشو بخوابونه مث قبل 🥺

عزیزم ماشالا به نلین جونم عزیزم

اي جان دلم ماماني و دختر ناز و مهربون ، اره واقعا با همه سختيا زود گذشت و ادم ي روزايي دلش هواي نوزادياشون ميكنه ، الهي هميشه كنار هم شاد و خوشحال و سلامت باشين 😘😘😘😍😍❤️❤️

دختر منم تو خواب شیر میخورد کارم فقط گریه بود اما الانکه حرف میزنه انگار همه خاطرات بد رو یادم رفته 🥹

سلام عزیزم
میشه بگید چطوری از پوشک گرفتید دختر خوشگلتون رو؟؟؟

واقعا به چشم بر هم زدنی روزا داره میگذره .من خودم حسابی دلتنگ نوزادی مانی هستم و باز به سال دیگه دلتنگ الانش که با حذف زدنش دلبری می‌کنه برامون.خدا همه بچه هارو برای مامان باباشون حفظ کنه

ای جونم هزارماشاالله ب پرنسس خانوم ما دیدی تا چشم ب هم میزنی جوجه های خونه چقدزودبزرگ میشن الهی خنده هاتون از ته دل باشه عزیزدلم

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
تجربه ترک شیر

دختر من به شدت به سینه وابسته بود
غذاش و خوب میخورد کنارش هم شیرش و میخورد
چون خدا رو شکر وزن و قدش هم خوب بود و کمبود ویتامین و آهن هم نداشت تصمیم داشتم تا دوسالگی کامل بهش شیر بدم
و بخاطر این وابستگی تصمیم گرفته بودم که تدریجی از شیر جداش کنم که بهش آسیبی نرسه

حالا این پروسه جوری طی شد👇
اول سعی کردم زمان هر وعده رو کم کنم مثلا اگه ده دقیقه در وعده شیر میخورد دو سه دقیقه ازش کم میکردم
با تشویقش برای بازی کردن یا هر کاری که بچه رو خوشحال میکنه

در مرحله دوم
وعده هایی که اهمیت کمتری دارن مثل وعده های میانی روز و حذف کردم
سرگرمش کردم.  بازی با اسباب بازی
و بیرون رفتن و....
مثلا وعده ی بعد خواب بعدازظهر و حذف کردم
قبل اینکه بیدار بشه یه سینی شامل آبمیوه، شیر و آجیل میزاشتم کنارش تا وقتی بیدار شد ببینه و دیگه شیر نخواد

و بعد از چند رو این ساعت طولانی تر شد و تا قبل خواب کلا شیر خوردن و حذف کرد

بعد از چند روز براش عادی شد

تصمیم گرفتم بیام خونه مامانم شهرستان تا مراحل آخر و بهم کمک کنند
اینکه بچه تو این پروسه سرش شلوغ باشه خیلی کمک میکنه که راحتتر جدا بشه

اول شیر صبح و حذف کردم
وقت بیدار شدنش آبجیم میرفت سراغش و مستقیم میاوردش تو آشپزخونه و کنارمون صبحانه میخورد
و این وعده هم بعد چند روز حذف شد

غول مرحله آخر وعده قبل خواب 😨
چون عادت کرده بود که حتما با خوردن بخوابه
براش خوراکی‌های مورد علاقه اش و می‌آوردم (رایس کیک ، نون خشک جو ) تو دستش میگرفتم و رو پام میزاشتم تا بخوابه
که روزای اول تا یک ساعت هم طول می‌کشید