۵ پاسخ

پسر منم دقیقا تایم خوابش همینجوری بود من اومدم اول وعده هایش کم کردم تو خواب بهش میدادم مثلا بیدار میشد می‌رفتیم بیرون و پارک تا ظهر که می‌خواست بخوابه بهش شیر میدادم دیگه نمی‌دادم تا شب که می‌خواست بخوابه بعد از یکماه اومدم کلن وعده روزش قطع کردم فقط همون تا یازده صبح می‌خورد بعد هم شب قطع کردم موقعی که خواستم کلن قطع کنم صبر زرد زدم نخورد اصلا رنگش سیاه بود گفت وی ،ولی برا خواب تا یک هفته بهونه میگرفت امروز بعد از ده روز موقع خواب یهو یادش افتاد یکم نق نق کرد و اشاره کرد به سینه ام گفتم وی مامان أخ شده دیگه لالایی گفتم خوابید

من ۱۰ روزه ک از شیر گرفتم دخترم رو، چسب مشکی زدم گفتم اوخ شده دیگه نیومد سمتش، غذا خیلی بهش میدم میخوره یعنی مجبوره ک بخوره، تاب خیلی میتونه کمک کنه، اگه میتونی یکی تهیه کن، شبا ک بیدار میشه یه لیوان آب میخوره و میره توی تابش میخابه با موزیک ملایم

دختر منم اینجوری بود دائما شیرباید تو دهنش میخوابید منم تجربه اولم بود شنبه گفتم ازصبح نمیدم بلند شد گریه کرد شیرمیخواست سرش و گرم کردم بابازی صبونه دادم چیزتلخی نداشتم تودسترسم یکم ریمل زدم ب سینم گفتم اوف شدی دائما سرگرمش میکردم ظهر برا خواب دیگ قیامت کرد دادم خوابید باز ندادم تا شب ولی یاپارک بودم یا خیابون یاخونه مادرشوهر کلا سرپا بودم باهاش تا امروز کامل شیر روزش قطع شده سه شب موقع خواب دادم از امشبم شیر شبش و قطع میشه دخترمن ب زور چیزی میخورد الان غذا و تنقلات میخوره خیلی سخته اولش فقط

دختر من 12شب میخابید تا 12 فردا
کل تایم سینم دهنش بود
حتما با سینه میخابید هم شب هم خاب ظهر
بیدارم میشد حتما باید شیر میخورد
الان با تاب میخابه
بیدار میشد جن روز اول گریه کرد بهش خوراکی تنقلات دادم
الان دیگ اوکی شده

تدریجی زجر بیخوده
تلخک و یهویی و تمام
عالی بود برای من و دخترم

سوال های مرتبط