۱۵ پاسخ

شاید لا خودتون میبرید اسب سواری میبینه محبت شما ب اسب ها رو ک چطور نازشون میکنید یا غذا میدید بهشون حس حسادت بچکانه دارن ببینن ک مادرشون ی موجودی دیگه رو دوس داره
ب نظرم نبرید با خودتون و بیشتر بهش حس کودکی بدید مثلا گاهی اسکال نداره ک غذاشو شما بدید بی دلیل نازش کنید حتی وقتی سرگرم کار خودشه بازی میکنه ببوسیدش باهاش حرف بزنید ک چقدر بزرگ شدی خانوم شدی چقدر نازی خلاصه از این جور رفتارا
از سرش در میاد

دختر منم عاشق حیووناست...و فوق العاده احساسی
مثلا توی کوچه یه گربه هست که بهش غذا میدیم.برای پرنده ها همیشه دونه و گندم میریزیم....دختر منم گاهی توی بازی میگه من هاپو هستم.گاهی وقتا گربه میشهووبعضی وقتا هگ ادای عروس هلندیمون در میاره میگه من طلایی هستم عروسیمون اسمش حنایی هست....یه مدت هم که میگفت اسب بخریم
به نظرم این رفتارا طبیعیه و اقتضای سنشون هست...سعی کن رفتارش زیاد بزرگ نکنی...بهش نگو اسب بده نباید بگی..بذار در حد یه بازی برای خودش نگه داره

دختر منم یا هاپو میشه شیر یا اسب من پرسیدم‌گفتن اشکالی نداره تخیلش قوی بخاطر اون گفت اگه بعدش عادی مثل آدم‌رفتار میکنه هیچ‌اشکالی نداره بازی میکنن دیگه

پسر منم سگهای نگهبان میبینه دو سالشه میاد میخواد صورتمو لیس بزنه 😂😂😂

دختر منم عاشق حیواناته همش ب من میگه من مثلا سگم تو استخون بنداز من برم بیارم بنظرم اقتضای سنشه الان اکثرا گفتن بچه هاشون اینجورین

پسر منم هر از گاهی یه حیوون میشه اداشو در میاره گاهی گربه گاهی سگ
گذراست این دوران و یه نوع بازیه

دخترمن مدام میگفت من جوجه هستم بهم غذابده یاگربه هستم میومیومیکرد.اوایل چیزی نمیگفتم امادیدم داره خیلی همزادپنداری میکنه بهش اخم کردم وگفتم دیگه نگوتودخترمنی اوناحیوون هستن حرفت خوب نیست باجدیت که گفتم دیگه نگفت خداروشکر

دختر منم یه کارتون دید مناسب سنش نبود دختران گربه ای تو دیجی تون از وقتی دیده همش ادای گربه در میاره میدونم از سرش میفته ولی من کلا اجازه نمیدم به حیوانات دست بزنه

پسر من شیر میشه و همش در حال چهاردست و پا زدن و نعره زدنه حتی گاهیم دستاشو مث چنگال شیر میکنه، سخت نگیر میگذره این دورانشون

به نظرم اشکالی نداره
بچش
خیلی دامن نزنید بهش
بی تفاوت باشید بیبینید چی میشه

اشکال نداره گلم بچه ها قدرت تصورشون بالاست پسر من یه بار پرنده میشه یه بار گربه میشه یبار هیولا میشه😅
ادای مادربزرگمو درمیاره ادای باباشو درمیاره ادای معلم پیش رو درمیاره😂😂😂
کلا بازیگر خوبی میشه😍🥰

دقیقا دخترمنم همینه !!!عاشق حیوانات هست و خیلی اداشون رو در میاره مثل سگ ها زبونش رو میاره بیرون یا دوست داره اونجور غذا بخوره دیروز میگم دوست داری بزرگ شدی چیکاره بشی میگه دوست دارم حیوون باشم دوست دارم عقاب باشم پرواز کنم
ولی جدا از این ها دختر من یکم اظطراب داره و بی اعتماد به نفسه و تومواقعی که اظطراب میگیره تو مهمونی ها جواب کسی رو نمیده و همش صدای سگ و گربه در میاره 🥲

عزیزم مدام این کارو میکنه؟

دختر من بز میشه منم باید بز بشم بازی کنم🤣
از نظر من ی مدل بازی هست

پسرم بچه ک بود از بس سگ های نگهبان دیده بود همش مث سگ های نگهبان میخوابید اب و غذا میخورد ادای سگ درمی اورد 🤣🤣🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️خداروشکر ک ازسرش افتاد

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۵ سالگی
چقدر سخته مادر بودن يه زماني با يه عطسه پسرم الشار اشكم حاري ميشد چن وقتيه قلبم داره ميترمه يه دره اشكم از چشمم نيومده امروز ديگه عحيب قلبم داره منفجر ميشه اما اصلا نميتونم گريه كنم نميدونم از گريه خسته شدم يا سنگ شدم ولي مطمئنا عاقل نشدم و قلبم داره ا حا كنده ميشه
امروز چشمتي پسرمو برديم عمل مردن و بچه ام از صبح داره از درد به خودش ميپيچيه و التماس ميكنه
وقتي هم خس كنه من ناراختم باهم ن حالت چشماي بسته شده با كريه ميگه مامان من بهت قول ميدم ميگه چه قولي ميگه قول ميدم خوب بشم تو ناراحت نشي من بميرم براي اين قلب كوچكش خدا نميدونم شكر كنم با كلايه ات كنم تا مي ميخاي من مادرو با صبر امتحان كني نميدونم اسمش امتحانه يا عذابه هرچي هست هر خامي ميخاي سر خودم بريز بذار بچه ام توو اين دنيا حداقل يه زندگي راحت داشته باشه😞😞
طفلكم از درد به بغلم پناه مياره و من خاك بر سر كاري از دستم برنمياد فقط يبار گفت مامان چرا منو بردي دادي به اون دكتر چشممو معاينه كنه😞😞
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..