طبق تایپیک قبل واسه کسایی که نمیدونن توضیح بدم من پذیرایی سه قالینه و یه آشپز و یه اتاق دارم حموم هم دارم ولی راهرو با مادرم شوهرم اینا یکیه باز توی راهرو پله هست که میره بالا و یک اتاق هست اونجا ایشون اتاق بالا و پشت بوم خونه منو برای خودش داره این راهرو رو هم رفته یه فرش کهنه رو تیکه کرده انداخته توی راهرو واسه خودش حموم و دستویی درست کرده شوهرش جوراباش رو میندازه روی پله ها کاپشن رو هم همینطور هرچی که اضافی دارن هم میندازن اینجا من یک و نیم سال هست که عروسی کردم و توی این وضعم بعد این همه مدت امشب به شوهرم گفتم من دلم میخواد راهرومون جدا بشه بهم گفت دلیلت چیه گفتم نمیتونم اذیتم خوره فکری دارم همش درگیرم خیلی آروم اونم توی صورت نگاه کرد گفت دلیل اصلیت رو بهم بگو گفتم نمیتونم واقعا اذیتم شدید فکری شد وقتی خیلی روش فشار باشه چشماش قرمز میشه بعد دیگه حرفی نزد منم نزدم باز ازش پرسیدم داری بهش فکر میکنی؟
بهم گفت آره بهش فکر میکنم الانم رفت دوش بگیره حرف نمیزنه آروم شده خداکنه یه کاری بکنه خسته شدم واقعا



فرزندپروری بارداری فرزندپروری بارداری فرزندپروری بارداری

تصویر
۷ پاسخ

گلم نمیدونم کدوم منطقه تربتی هرروستایی ی رسم و رسومی داره ولی اگ اونا راه دارن شوهرت بگه بهشون جدا کنن ک تو مجبور نشی از توی اتاق رفت آمد کنی اینجوری دیگ اتاقتم شبیه راهرو میشه ب جای اتاق چون همه مجبورن رفت آمد از اونجا داشته باشن

منم این شرایط بودم خیلی سخته 🤕تااومدم طبقه بالا کلا مستقل شدم
درکت میکنم

خونه شماست و اونا اومدن؟ یا خونه اوناست و شما اونجایین؟
اگه خونه اوناست و توانایی مالی دارین حداقل برای دادن اجاره یا رهن، ک خیلی راحت میتونین برین و بگین اتاقا کمه و بچه کوچیک دارین و فلان
اگرم خونه شماست و اونارو اوردین ک کار سختیه و از اول باید فکر اینجاشو‌میکردین

عزیزم حق طبیعی هر زنی اینه که زندگی مستقل داشته باشه.اما بدیش اینه که شما اول زندگیت باید اینارو حل میکردی سنگاتو باهاش وا میکندی بعد اقدام به بارداری میکردی

بیچاره حموم و سرویس هم جدا درست کرده

خیلی سخته من دوسال با مادر شوهر تو یه ساختمون بودم 🤦‍♀️

خونه تو یا خونه ی باباش؟

سوال های مرتبط

مامان آیهان وتودلی مامان آیهان وتودلی هفته نوزدهم بارداری
من هر روز با پیام‌های این که می‌گن از رو ویار جنسیت حدس بزنین، از رو عدد بتا، از رو ضربان قلب خیلی می‌بینم. چند وقت پیش یه خانم بود می‌گفت رفتم پیش یه سید یعنی زنگ زده‌م و گفته بچه‌م پسره رفتم سونو اونومالی سونو گفته بچه‌م پسره. منم با اینکه اعتقاد ندارم ولی برای کنجکاوی اومدم شماره این سیدو گرفتم و باهاش تماس گرفتم. اصلا بهش نگفتم که یه بچه دارم یا چیزی، فقط گفتم باردارم و می‌خوام برام سرکتاب برداری. گفت باشه من براش ۱۵۰ زدم و سر کتابو برداشت زنگ هم زد بدون که من چیزی بگم بهم گفت که دو تا بچه داخل طالت هست و یک پسر داری الان و این بارداری دومت هست پسر اولت خیلی شیطونه پا قدمش خیلی خوب بوده ولی بیش از حد فضول و شره واقعا هم همش درست بود. گفت توی شرایط مالی بد گیر کردیم ولی درست میشه واقعا هم پسر اولم خیلی فضول و شر هست و الان هم توی شرایط مالی خیلی خیلی شدید گیر کردیم. گفتم اینو باهاتون به اشتراک بزارم ببینم نظر شما چیه شما جای من بودین به حرف این خانم اعتماد میکردین؟
مامان دخمل یک ساله مامان دخمل یک ساله هفته سی‌وهفتم بارداری
خانما بیاید راجب مسئله ای صحبت کنیم و کمک کنید
یه دختر هفت ماهه دارم
سه ماهه باردارم
خونه پدرم کوچیک نقلی هست
واقعا توی این هفت ماه خیلی کمکم کردن و از وقتی که باردارم به شدت کنارم هستن بابام هر روز میاد دنبال خودم دخترم میگه بریم اونجا که تو استراحت کنی
شوهرم با زیاد اومدن اینجا مشکلی ندارع
تازه من نیام خودش هر روز میاد
ولی خب مشکل اینه از رفت و آمد خسته شدم همش میرم میام
دکتر استراحت مطلق داده
چون ک سزارین بودم
توی حیاط مادرم اینا یه اتاق ۱۶متری دارن
مادرم پیشنهاد داده که از عید
چون شوهرموبرا خواب راحت نیست پیش مادرم اینا
منم بدون شوهرم نمیتونم
تا زایمان کنی و بعد زایمان رو به را شدین برین خونه خودتون
بیاید تو اتاق که حیاط بمونین
پدرمم گفته پالازش میکنم برات یه کولر هم میگیرم که گرم نباشه
اینطوری هم من بهت میرسم کمکت میدم
هم خودت شوهرت کنار همین جدا نمیشه و دوری نمیفتع بینتون
حالا بنظرتون با شوهرم صحبت کنم ؟؟اینکار اصلا درست هست؟؟من اگه مادرم نباشه نمیتونم
از الان سوزش بخیه دارم چون شکمم بزرگ شده و فاصله بارداری هام کم بوده
مامان گونش و آران 💙 مامان گونش و آران 💙 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
این سونو انومالیم هست دیروز دادم آزمایش هم دادم جوابش موند واسه یه هفته دیگه فک کنم جواب سونو همه چیش نرماله گفتم شما هم نگا کنین شاید من اشتباهی فهمیده باشم
و تو این سونو به دکتر گفتم دکتر جنسیتش چیه نگا کرد گفت دختر ولی درحالی که قبلا ۳ تا سونو رفتن همشون گفتن پسره گفتم چطور ممکنه ۳ تا سونو بگه پسره شما میگین دختره بعد دکتر شک کرد گفت شاید اشتباه باشه بعد یه هفته دیگه باز برید یه سونو دیگه بدین چک کنین . بعدش با شوهرم به یه سونو ساده دیگه رفتیم اونجا به دکتر گفتم جنسیتش چیه گفت پسر😐
گفتم والله نیم ساعت پیش یه سونو دیگه رفتیم گفت دختر شما هم میگین پسر !! گفت نه قطعی پسره گفتم میشه آلت تناسلیش رو ببینم بعد قشنگ اونجاشو نشونم داد و دیدم کامل😂🤭 بعد دکتر گفت خیالت راحت شد گفت بله دکتر ممنون گفتم اگه زحمتی نیست یه عکسم بگیرین دکترم گفت بله چرا که نه
خلاصه که تو ۱۸ هفته باز میرم یه سونو دیگه تا کامل کامل مطمئن بشم ولی خب اونجاشو دیدم دیگه😂🤭 مطمئنم الانشم
اون‌یکی سونو رو هم پایین میزارم عکسشو ببینین شما هم
مامان دنیز🩷✨ مامان دنیز🩷✨ هفته چهلم بارداری
سلام خانوما خوبین، من دیروز ازمایش سلفری رو بردم دکترم دید گفت خداروشکر سالمه و هیچ مشکلی نداره گفت یه دخترخانوم گل داری 😍🥹یعنی هرچقدر از خوشحالیم بگم کم گفتم واقعا خیلییی خیلییی سوپرایز قشنگیه نمیتونم حسمو بیان کنم من همیشه دختر میخواستم ، من خودم خواهر ندارم دوتا داداش دارم تو زندگیم همیشه تنها بودم ن خواهری ن رفیق درست حسابی یعنی مشکلات زیادی رو تنهایی به دوش کشیدم تا اینجا، حس میکنم خدا بهم دختر داد واسه جبران تموم نداشته هام یعنی خدا چقدر منو دوست داشته که لایق این نعمت بزرگ دونسته منو🥲حس خیلی قشنگیه مامان یه دختر باشی الان حس میکنم اون رفیقمه همه چیزمه وقتی فهمیدم باردارم گفتم پس هنوز یه دلیل واسه زندگی کردن دارم چون خدا درست زمانی تستمو مثبت کرد که فشار روحی روانی زیادی داشتم به مرز افسردگی رسیده بودم و الان که فهمیدم بچم دختره باز این خودش دلیل خیلی بزرگیه واس ادامه زندگی باید قوی و محکم باشم چون مادر یه دخترم اون بهم نیاز داره، ازخدا میخوام به همه چشم انتظارا و به اونایی که باردارن نی نی سالم و هرکی هرچی دلش میخواد و انتظارشو داره عطا کنه از شما هم ممنونم که تواین مدت هوامو داشتین و دلداریم دادین❤🌹
مامان دخترم🩷 مامان دخترم🩷 هفته سی‌ام بارداری
خانمااااااااا🥺🥺🥺🥺🥺🥺
رفتم سونو توی نوبت بودم تو مانیتور نینی نفر قبلیو دیدم زدم زیر گریه دکتر گفت چیشدههه گفتم بچم یعنی بچه منم سالمه اونم هول کرده بود تا مریضش رفت گفت بیا دراز بکش سریع فقط گشت دنبال قلبش
صداشو گذاشت خودش با صداش نفس راحت کشید منم از صداش انگار دنیارو بهم دادن😭😭😭باورم نمیشد این قلب کوچولوی منه شوهرمم که طاقت نداشت در زد اومد داخل اونم بغض کرده بود و نگاه میکرد اما من نینی رو نمیدیدم فقط پرسیدم رشد کرده؟؟
گفت اره حسابی ام بزرگ شده حالشم خوبه فقط استرس داری انقباض داری نمیتونم خوب سونو کنم برو قدم بزن اروم شو بیا
رفتم قدم زدم برگشتم مانیتور گرفت سمتم یه نینی سالم و شیطووووون یه جا بند نمیشد انقد تکون میخورد و انقدددددد خوشگل بود 🥺🥺🥺
خونریزیم هم بخاطر این بود ک جفتم دقیقا روی دهانه رحمم قرار داره یه هماتوم ۳ در ۳ هم دارم گفت استراحت مطلق🥺🫠
فدای سر بچم امروز خدا دلمو شاد کرد دوباره بهم بچمو برگردوند😍♥️
اینم فسقل قشنگ من مرسی از همتون که نگرانم بودید واقعا شماها آرومم می‌کردید 🥺♥️

بارداری فرزند پروری بارداری بارداری نینی فرزند پروری بارداری بارداری نینی فرزند پروری بارداری