منم مث شمام مادر شوهر ی اتاق بالا داشت داد ما مام ی پذیرایی دو تا قالی بخوره درست کردیم و ی اشپزخونه جفت پذیرایی شد جز خونمون که الان خونمون ی خوابس ولی حموم دستشویی با ی حیاط نقلی دارم خونمم پله آهنی میخوره ولی دری که از سمت پله های مادر شوهرمه برام بست خودم مستقلم فقط پارکینگ که همسر موتورشو میزاره مشترکه و در حیاط وگرنه خودم مستقلم تازه بازم به همسر گفتم در جدا بزار که محیط خونم بسته باشه
قطعا این حقته انشالله قبول کنه
فقط جوابشوبهمون بگو
عزیزم ما از بچگی با خانواده پدرم خونه یکی بودیم ، میفهمم چقد سخته ولی نمیشه یهو بگی کم کم و با حوصله بگو و مقدمه چینی کن ایشالا همونی ک میخوای میشه
تو خونه مادر شوهرتی اتاق دادن بهت؟؟؟؟
فکر میکنم اینجور مردا پیش خانوادشون سخته جداشدنشون
سخت قبول میکنن
من خاهرم حتا خورد خوراکیش یکیه با خانواده شوهر هر چی کرد حتا شوهرش قبول نکرد خونه خودشون غذا بخورن
جدا نشد
بازم نمیدونم شوهر ت چه واکنشی نشون بیده
تو یه خونه هستین؟؟
امیدوارم هرچی دوست داری بشه
فقط اگه واکنش نشون داد که نمیشه یا نمیتونم و …
تو اروم باش
چیزی نگو
فرصت فکر کردن بده بهش و زمان
مطمین باش یه حرکتی میزنه برات
انشالله قبول ميكنه توام آروم بگو بهش دعوا راه نندازي
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.