ولی من به این نتیجه رسیدم ک فقط باید برم دکتر رژیم بگیرم ک لاغر بشم خودم اصلا نمیتونم
خیلیییی چاق شدم قدم ۱۶۰ نزدیک ۷۲ یا ۷۳ شدم بلکم بیشتر
ان شاءالله پریود بشم حامله نباشم میرم دیگ دکتر خخخخ وگرنه ک توپ قلقلی میشم در نهایت
خودم اراده ندارم باید زور بالا سرم باشه
خیلییییییی ولع خوردن دارم اصلا عاشق غذا خوردنم جونم می‌ره برای غذا یعنی برنج ی بشقاب پر میخورم گاهی سر ریرم میریزم یعنی عشق میکنم غذا میبینم هیچوقت نشده میل نداشته باشم همیشه خیلی میل دارم😅😅😅
تنها چیزی ک تو چاقی اذیتم می‌کنه شاید فکر کنین شکمه اما نه اونم هستا اما بیشتر این غبغبم رو اعصابمه یجوری بشه همین غبغب از بین بره خیلی خوبه
یکم من باسنم زیاد بزرگ نیست وقتی چاقم یکم باسن دارم وقتی لاغر میشم همون ی ذره هم آب میشه لامصب
خلاصه از دیروز باید پریود میشدم نشدم هنوز احتمالا یکی دوروزه دیگ بشم
بعدش میرم دکتر ان شاءالله
ما تان نان نان نان نان نان نان نان

۹ پاسخ

منم عاشق خوردنم🤣🤣🤣
تنها تفریحم شده خوردن

دقیقا مثه همیم منم قد 161وزن 71 من مشکلم بالا تنم هس شکم و پهلو وگرنه پایینم خوبه

من چی بگم با قد ۱۵۰ ۷۷ کیلو شده بودم😭 کالری شماری دارم میکنم الان شدم ۷۳ 😢

منم زیادی چاقم میل به غذام زیاده ولی از دوشنبه تصمیم گرفتم غذامو کم کنم الان یک کیلو کم کردم 🙂

برید باشگاه وزنتون متناسب میزه تو اندامتون شکم رون و اینا

منم ۱۵۹ سانتم و ۷۱ کیلو بودم
یکشنبه رفتم اولین دوز اسپارتینا رو زدم
دیروز۶۸/۸۰۰شده بودم😅
منم همیشه ولع خوردن داشتم،صبح با خودم عهد میبستم ک امروز دیگه رژیممو سفت و سخت میگیرم،تا ظهر همه چی اوکی بود؛ظهر ک غذا میدیدم همه چی یادم میرفت،آرزو به دلم مونده بود یدفعه منم بگم مرسی میل ندارم😁😂ولی از روزی که آمپول رو زدم به زووور که فقط یچیزی خورده باشم کلا ۳۰۰ یا ۴۰۰ کالری در روز میخورم،همشم احساس میکنم یه دیس برنج خوردم انقد ک سیرم،واسه من عالی بود
البته بعضیا با این آمپول حالت تهوع میگیرن ولی من فعلا مشکلی ندارم
برو دکتره تغذیه مشورت کن باهاش،خودتم پرس و جو کن حتما،چکاب کلی هم بده
اگه مشکلی نداشتی (بعد از اینکه خودت کااااااملا تحقیق کردی راجب اسپارتینا😅)بزن این امپولو
یه جوری تو پنج روز صورتم لاغر شده ک برگام ریخته

کاش من چاق بشم 😐

چقد منی تازه من چاقترم قد۱۶۵وزن ۷۶

کالری شماری کن
دستت میاد
و از ترفند سه گاز استفاده کن
اگر یچیزی رو خیلی میلت کشید و کالریش بالا بود برای اینکه به دلت نمونه سه تا گاز ازش بزن

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ سالگی
الان یهو یادم افتاد که ۴ ماهه دیگه تولد دیار جونم هست❤
برای تولد یک سالگی اش میخواستم یه تولد مفصل بگیرم با کلی مهمان ، یعنی در واقع میخواستم همه فامیل رو دعوت کنم که تعدادشون خیلی زیاد میشد در حد عروسی
که منصرف شدم
حالا تولد ۳ سالگی اش چون متوجه میشه دوست دارم براش خونه مامانم اینا یه تولد نسبتا مختصر بگیرم
ولی هر چی فکر میکنم که کی رو دعوت کنم هیچ کس رو نمیبینم دورم🙁
دیگه مثل قبلا با کسی ارتباط نداریم به جز مامانم اینا و داداش و زن داداشم‌
با مادرشوهرم اینا
که البته خواهرشوهرم هم یک ساله قهره

دوتا دختر خاله داشتم مثل خواهر بودیم واقعا ولی بعد از دوران بارداریم که من همش استراحت مطلق بودم و جایی نمیتونستم باهاشون برم دیگه رابطه مون مثل قبل نشد 😔
و من چقدر ناراحتم از این موضوع که این دوتا رو از دست دادم و راستش یه سری اخلاق های جدید هم ازشون دیدم که دیگه نمیتونم خودم رو قانع کنم که مثل قبل باشم باهاشون ولی اون دوتا رفیق جون جونی هم‌شدن در نبود من و الان همش با هم بیرونن..... حالا بماند که من چقدر غصه این رو میخورم
ولی واقعا من الان بخوام تولد بگیرم آخه به کی باید بگم بیاد 🤔

قبلا اینقدر رفت و آمد داشتیم که همیشه خونمون شلوغ شد

شما هم همینطورین؟؟
با بچه های یکی از عمه هام خیلی زیاد رفت و آمد داشتیم که اون هم بعد از فوت عمه ام الان حدودا ۴ ساله که دیگه خیلی کم‌شده رفت و آمدمون فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک نان نان نان دورهمی شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان دورهمی دورهمی دوری دورهمی دورهمی دورهمی
مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۲ سالگی
ولی بیاین یاد بگیریم اگر جایی دیدیم ی مادری سر چیزای الکی از نظر ما داره بچه شو دعوا می‌کنه چشممنو نبندیم دهنمو وا کنیم برچسب بی اعصابی بزنیم ب طرف
شاید اونقددددددر قبل اینکه ما ببینیم اون مادر رو اذیت کردن ک ظرفیتش پر شده و با کوچک ترین چیز بی ارزشی حتی بچه شو دعوا کرده
امروز بخاطر حرف ی نفر برخوردی با بچه هام کردم ک الان حالم از خودم بهم میخوره خدا نگذره از اون آدم ک باعثش شد
من اعصابم ضعیفتره ولی بچه هامم اذیت می‌کنن از بس ک هرجا رفتم گفتن فلانی چقدر پسر بزرگتر شره اذیت می‌کنه و فلان ک دیگ زیادی حساس شدم اونم ی بچه ی بی ادب و بی تربیتیه ک خدا می‌دونه همش تقصیر شوهرمه اینارو آنقدر بد کرده شوهرم خیلی بد دهنه اینام یاد گرفتن پسر بزرگم شش سالشه تا تقی ب توقی میخوره شروع می‌کنه فوش دادن همیشه ب شوهرم میگم کاش کارت جوری بود می‌رفتی هفته ای یکبار ماهی یبار میمدی ک انقدر این بچه ها بد نشن
پسر بزرگم این لج بازی و زبون نفهمی و مردم ازاریش رو متاسفانه از یکی از نزدیکان ب ارث برده
گاهی فک میکنم پسربزرگمو دوست ندارم و این وحشتناکه
برای منی ک همیشه عاشق بچه بودم خدا نگذره از شوهرم ک آنقدر روح و روان منو نابود کرد و باعث شد هر بار با ندونم کاری سر این بچه خالی کنم
الان کتاب میخونم جلسه میرم سعی دارم میکنم خودمو تغییر بدم اما طول می‌کشه بچه م تباه شد خاک تو سر من
تا تا نان نان نان نان نان پوشک پوشک پوشک شیر شیر شیر