خانم های 👈 راننده 👉 بیاین کارتون دارم

من حدودا دو یا سه هفته اس میشینم پشت فرمون البته شوهرم هم جفتمه

البته دوازده سال پیش گواهینامه گرفتم و ننشستم

میگم من یه روز خیلی خوب میرم خودم کیف میکنم یه روز نه 🥲

میدونم هرچی تجربه بیشتر شه بهتر میشم ولی وقتی بد میرم و شوهرم‌ یه ذره غر میزنه یا مثلا هی میگه ، مگه نگفتم الان دنده رو عوض کن مگه نگفتم اینجا باید سرعت رو کم کنی و از این حرفها ، منم یه ذره حول میکنم حالا نه زیاد ولی خو از دست خودم عصبی میشم

یه روز اعتماد به نفسم بالا میره که عالی رفتم دوباره میبینی فردا چندبار گند میزنم و از خودم عصبی میشم

شماها هم همینجور بودین؟

معمولا تا چند وقت کسی کنارتون بود تا رانندگی کنید و بعد از چند وقت خودتون‌تنها نشستید!؟



رانندگی رانندگی فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی دورهمی

۱۴ پاسخ

من صبحا ک شوهرم می‌رفت سرکار ماشینو میبردم دیگه حسابی یاد گرفتم 😂

وای آره شوهر منم کنارم میشینه دیوونه‌م میکنه انقدر غر میزنه

بنظرمن تنها بشین برو جاهای خلوت اصلا نترس اما اروم و بااطمینان جلوبرو سرعت بالا هیچوقت دلیل ب راننده حرفه ایی نیس من ۲۰ساله گواهینامه از۹سالگی همش مینشستم الانم پایه دو دارم کلا خیلی علاقه دارم به رانندگی فقط تنها برو همین
پارکینگ خونمون یجوریه ک ماشینو باید دنده عقب اورد داخل
ببین ینی شوهرم باشه نمیتونم ازبس دخالت میکنه خودم تنهاباشم چشم بسته میارم داخل
دیگ وقتی شوهرم هس میزارم جلو در🤣😜
بشین و حتماماشین واسه خودت بخرخیلی خوبه😉

بهترین راه حل اینه با همسر رانندگی نکن همشون همینن😄، فقط ذوق آدمو کور میکنن، خودشون ده بار ترمز شدید دست انداز میپرن میرن ک تصادف کنن بعد ب ما خورده میگیرن

فقط باید تنها بشینی وگرنه هیج جوره راننده نمیشی

منم ۱۲سال پیش گواهی نامه گرفتم با بدبختی ها ،روز اول ک رفتم تمرین ب مربی گفتم اگر ماشینت بکوبم دیوار خراب بشه چی اون اروم کرد روز دوم با ،بابام رفت خب داشتم طبق قانون رانندگی میکردم من ۱روز رفته بودم آموزش هی میگفت برو دنده ۴من تازه با ۲داشتم یاد میگرفتم گف خاک بر سرت تو هیچی نمیشی ترس افتاد ب جون ۴،۵رد شدم تا قبول شدم شوهرم اون زمان دوست پسرم بود سوار ماشینش شدم گفت باوا تو گیجی جلوت نگاه کن و بعد اونم الان ۱۲سال ک جرات نکردم بشینم،زن راننده مث پرنده بالدار من حبسم، سعی کن یاد بگیری

منم گواهی قبول شدم خدا قسمت کن تقریبای ۱۷ مرداد گواهی من میاد .شوهرم میگ ماشینم سوار نشو 😂چون عشقش ماشینشه ولی میگ برات یه کوییک یا ساینا بگیرم چون پولمون به خرید کوییک میرس من خودم نمیخام میگم شرط اول این خونه دا بشیم بعد واس خودم ماشین بگیرم .چون مستجری دوتا ماشین چیکار کنیم .هزینه بیمه .خرج تعمیر اینا هم هست .ان شالله اینده

خواهر شوهرم طلاهاشو فروخت یه ماشین گرف خودش تنها رفت تا یاد گرفت میگف وقتی باشوهرم میرم یواش زدی دیدم من پس رفت میکنم شوهرو ول کردم الان ماشین شوهرش لندکروزه از جلو در برمیداره میره میاد دیگه شوهرش ازش مطمعن شده

باید تنها بری یه جای خلوت تمرین کنی

من از ۱۱ سالگی بابام رانندگی بهم یاد علاقه داشتم سریع یاد گرفتم چون گواهی نامه نداشتم همبشه استرس میگرفتم ولی بابای خوبم میگفت فدا سرت ماشینم زدی جای داغون کردی درست میشه اما مواظب باش و نکات ایمنی که یادت دادم و رعایت کن بخدا اینجوری اعتماد بنفسم بیشتر بالا میرفت ۱۸سالگی هم که گواهی نامه گرفتم مشکلی ندارم

ولی اگه الان میخاسم شوهرم یادم بده مث شوهر شما استرس بهم میاد
یا اکه ماشین چیزیش میشد کلی حرف بهم میزد اینجوری ادم هیچ وقت اعتماد بنفسش تو کاری بالا نمیره

منم همین بودم ولی دیگه الان اصن رانندگی نمیکنم چون شوهرم غر میزد هی میگف مواظب باش و اینا.
ولی شما ببخشید تخس باش هی رانندگی کن هرچند گند بزنی فقط دوررازجون به آدمیزاد نزنی. دیگه میشی یه راننده حرفه ای

من 14 ساله گواهینامه دارم از بعد از اینکه گواهینامه ام اومد فقط 3 بار بابام کنارم نشست. یه روز گفتم بریم بیرون من عادت کنم به روندن گفت یعنی عرضه نداری خودت بری و همین جمله برام استارتی شد که تنهایی برم و آزمون و خطا کنم. الانم نمیخوام بگم شاخم ولی خدایی بهترین راننده ام.
انشاالله که بتونی خودت بری و عالی برونی ولی کسی که 12 سال پیش گرفته و هنوز نتونسته برونه خیلی عجیبه برام. به قول بابام گواهینامه گرفتی واسه لای قرآن گذاشتن فقط

اگر گواهینامه داری خودت تنها برو ترسن بریزه بهتر بشی
تا زمانی که کنار همسرت بشینی وضع همینه

منم همینم فعلا

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ سالگی
الان یهو یادم افتاد که ۴ ماهه دیگه تولد دیار جونم هست❤
برای تولد یک سالگی اش میخواستم یه تولد مفصل بگیرم با کلی مهمان ، یعنی در واقع میخواستم همه فامیل رو دعوت کنم که تعدادشون خیلی زیاد میشد در حد عروسی
که منصرف شدم
حالا تولد ۳ سالگی اش چون متوجه میشه دوست دارم براش خونه مامانم اینا یه تولد نسبتا مختصر بگیرم
ولی هر چی فکر میکنم که کی رو دعوت کنم هیچ کس رو نمیبینم دورم🙁
دیگه مثل قبلا با کسی ارتباط نداریم به جز مامانم اینا و داداش و زن داداشم‌
با مادرشوهرم اینا
که البته خواهرشوهرم هم یک ساله قهره

دوتا دختر خاله داشتم مثل خواهر بودیم واقعا ولی بعد از دوران بارداریم که من همش استراحت مطلق بودم و جایی نمیتونستم باهاشون برم دیگه رابطه مون مثل قبل نشد 😔
و من چقدر ناراحتم از این موضوع که این دوتا رو از دست دادم و راستش یه سری اخلاق های جدید هم ازشون دیدم که دیگه نمیتونم خودم رو قانع کنم که مثل قبل باشم باهاشون ولی اون دوتا رفیق جون جونی هم‌شدن در نبود من و الان همش با هم بیرونن..... حالا بماند که من چقدر غصه این رو میخورم
ولی واقعا من الان بخوام تولد بگیرم آخه به کی باید بگم بیاد 🤔

قبلا اینقدر رفت و آمد داشتیم که همیشه خونمون شلوغ شد

شما هم همینطورین؟؟
با بچه های یکی از عمه هام خیلی زیاد رفت و آمد داشتیم که اون هم بعد از فوت عمه ام الان حدودا ۴ ساله که دیگه خیلی کم‌شده رفت و آمدمون فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک نان نان نان دورهمی شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان دورهمی دورهمی دوری دورهمی دورهمی دورهمی