اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۳
معجزه ی امام رضا

یادمه شبش اومدم و به مسئول اتاق عمل کیان پیام دادم و عکس نامه عمل رو فرستادم که اونجا بهم گفت این نامه اوکی نیست مهر دکتر نخورده و قرار شد برم مطب و نامه رو مهر کنم.
زنگ زدم منشی و برای ۳۰ آبان وقت گرفتم.
بعد از سه روز هم به سختی از امام رضا دل کندم و صبح روز سی ام رسیدم تهران.
عصر رفتم مطب نامه رو دادم به منشی که مهر کنن بیارن بهم گفت صبا خانم تا اینجا که اومدی بیا یبار دیگه ویزیت شو با خانم دکتر.
اولش گفتم چه کاریه بعدش گفتم بیخیال حالا من که این همه هزینه کردم این ویزیتم روش😁
رفتم پیش خانم دکتر
که بهم گفت من چند روزه دارم به تو فکر می کنم با چند تا پزشک دیگه راجع بهت مشورت کردم یبار دیگه پرونده تو بده بخونم.
پرونده منو نگاه کرد و گفت دلم نمیاد این عمل رو انجام بدم روت خیلی جوونی بیا یکبار IVF رو امتحان کنیم و جنین انتقال بدیم
احتمال اینکه جنین برای تو بگیره خیلی کمه ولی اگه بگیره باعث میشه فشار از روده هات کمی برداشته بشه.

به جای مهر کردن نامه اتاق عمل نامه برای دکتر صالح پور( پزشک Ivf ام) نوشتن که بهتره با این شرایط ما انتقال انجام بدیم.

تو راه خونه با چشم اشکی فقط به این فکر می کردم یا امام رضا من از راه نرسیده چطور نظر جراح منو عوض کردی؟؟؟

روی منو امام رضا بدجوری کم کرد نه تنها رودمو از دست ندادم دامن منو به یه بچه سبز کرد…

واقعا دست کم نگیرین مامانا من شل گرفته بودم و اینجوری شرمنده شدم ببین اگه سفت بخواین چه ها که نمی کنه؟؟؟!!!

۱۳ پاسخ

یاامارضا😭قربون بزرگیت😭

خداروشکر ک برات معجزه شده چقد ادم خوبی بودی لطفا منم دعا کن

ای جانم خداروهزار مرتبه شکر قشنگم🥹🥹

عزیزم خوشحال شدم برات انشالله بحق امام رضا بچتو صحیح وسالم بگیری

داستانتو از اول خوندم
انشالله نینی تو ب خوشی سلامتی ب موقش بغل بگیری عزیزم خداشکر مشکلت حل شدش
انشالله ک همه ب هرچی میخان ارزشو دارن برسن منم ب آرزوم برسم 🥹♥️

عزیزم براتون کلی ارزوی خوب دارم امروز خیلی دلگیر بودم و دلم خیلی شکسته بود خوندن داستان شما نوری در تاریک دلم شد انشالله راهتون هموار و سبز باشه😍😍

الان بارداری دیگ مشکلی نداری
یعنی با بارداری درمان شدی
🥺🥺🥺

درسته اما بعضی اتفاق عین تیری میمونه به مستقیم میخوره به قلب🥺من با دل خوش رفتم سونو 33 هفته برای وزن بچم اونوقت متوجه شدم ایست قلبی کرده و همون روز سزارینم کردن و باشکم خالی و پاره بدون بچم برگشتم خونم😭😭😭😭😭😭

ایشالا بمونه برات سالم بغل بگیریش

کاش یه نظری هم به ما بکنه
التماس دعا صبا خانم 🙏❤️

چقد قشنگ بود یا امام رضا فردا میخام برم پابوسش ایشالا جواب دعاهای منو هم بده🥹🥹❤️🫂

واقعا امام رضا معجزه میکنه قربونش برم 🥺😭😔

درسته واقعا بخدا ک قلبم آروم گرفت از داستانت ماه دیگ انتقالمه ب امید خدا ولی از دیروز ک رفته بودم‌دکتر دلم‌یجوری شده بود سعی می‌کردم استرس نداشته باشم بازم‌نمی‌شد ولی حرفای شما نوری بود به قلبم

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی هفته بیست‌وهشتم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۱
ماجرای جراحی

توسط دکتر حسینی ویزیت شدم و با اینکه ایشون توی بیمارستان دولتی هم عمل می کردن گفتن که بهتره من توی بیمارستان خصوصی عمل کنم چون اونجا دستگاه های تخصصی استبلایز کردن روده رو داشتن و متاسفانه دولتی ها مجهز نبودن به این دستگاه.

با وجود هزینه سرسام آور جراحی ما تصمیم گرفتیم که توی بیمارستان کیان جراحی رو انجام بدیم.

یادمه از روزی که ما درگیر مشکل بیماری شدیم همسرم اصرار داشت که یک سر برو امام رضا زیارت تو بری بیای خوب میشی و من اصرار که مگه میشه که درست بشه، درسته امام رضا حاجت میده ولی این دیگه محاله که خوب بشه ۲۰ تا دکتر این حرف رو به من زدن و…

اصلا تصور اینکه قرار هست یک عمر با کیسه استومی زندگی کنم منو از پا دراورده بود.
همون روزا از دانشگاه باهام تماس گرفتن که ۱۵-۲۰ تا از بچه هارو قرار هست ببریم مشهد شما هم تو لیستی، یادمه اون روز گفتم حیف بشه خانم… من قراره احتمالا تا اخر ابان جراحی کنم نمی تونم بیام کس دیگه رو جایگزین من کنین که ایشون گفت نه به نظرم خودت میای گفتم ببینم چی میشه

دکتر مجدد سونو و آزمایشات زیادی برای من نوشتن جهت جراحی که بعضا موقعی که نمونه می گرفتن می گفتن جواب هاشون خیلی دیر اماده میشه و ممکنه تا یک ماه طول بکشه.

یه جورایی شرایط فراهم شد و قسمت شد من ۳ روز اخر ابان راهی مشهد شدم…

توی این یه ماه هم تمام ازمایشات انجام شد و قرار شد با کارشناس اتاق عمل بیمارستان هماهنگ کنم برای عمل برای ۱۵ هم آذر ما
ه
مامان نی نی مامان نی نی هفته بیست‌وهشتم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۰
ماجرای جراحی

نمی خواستم راجع به عمل و حالا مسیری که برای مشکل ایجاد شده داشتم بنویسم، ولی گفتم چرا که نه شاید باعث بشه بعضی از مامانا امیدشون به خدا و امام رضا دو چندان بشه.

واقعیت همان طور که قبله اشاره کردم اندومتریوز توی روده های من خیلی گسترده هست و یه جورایی بیشتر روده بزرگ رو درگیر کرده بود تقریبا از خرداد تا مهر من درگیر پیدا کردن جراح بودم
پیش بزرگترین جراحان تهران هم که رفتم از عمل من سر باز میزدن چون می گفتن خیلی سنگینه حدود ۱۵ ساعت طول می کشه و به طور قطع من کلستومی دائم خواهم شد.

این مسئله ای نیست که یک خانم جوان بتونه به راحتی باهاش کنار بیاد به خصوص اینکه تابه حال زایمانی نداشتم و خب برای خانواده هم قابل تحمل نبود و یه جورایی همه خودشون رو باخته بودن بیشتر از بقیه خودم.

می دونم که روزای سختی رو صبح تا شب ازین بیمارستان به اون بیمارستان از این مطب به اون مطب میگذروندم بلکه کسی پیدا بشه و حرف خوبی بهم بزنه ولی خب…

اخر مهر توسط دکتر ریحانه حسینی ویزیت شدم که واقعا می تونم بگم یکی از فرشته های خدا روی زمین هستن…

ادامه رو پارت بعد می نویسم طولانی نشه.
مامان نی نی مامان نی نی هفته بیست‌وهشتم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۴
مدت زمان قبل از انتقال

یکی دوهفته بعد نامه رو بردم برای استاد صالحپور و نگران بودم که آیا دکتر قبول می کنند انتقال رو انجام بدن که خدارو شکر ایشون گفتن با این شرایط امتحان می کنیم ولی خب من نگران فشار روی روده ها هستم.

گفتم استاد یعنی چی یعنی ممکنه مثبت نشه؟ که با خوشرویی و لبخند گفتن نه عزیزم چرا که نه ان شا الله مثبت میشه و مامان میشی، نمی دونم اون حس آرامشی که اون لحظه بهم دادن هنوزم با فکر کردن بهش ارومم می کنه.

بعد از پانکچر و پریودی بعد از اون یعنی از خرداد دارو می خوردم که پریود نشم ( در حال حاضر تنها راهکار مقابله با اندومتریوز پریود نشدن هست) تا اواخر آذر، که وارد سیکل دارویی انتقال قرار گرفتم تقریبا ۲ ماه ۱۵ روز طول کشید تا بدن من آمادگی انتقال پیدا کنه.

داروی قبلی قطع شد دوماه دی و بهمن داروهای جدید برای پریود نشدن گرفتم به همراه داروهای امادگی بارداری.

بعد دوماه چکاپ شدم، ضخامت اندومتر رحم کم بود، یک هفته دارو برای ضخامت کردم و مجدد چکاپ شدم، ضخامت بهتر شده بود و هفته اخر داروهایی که در طول سه ماه ابتدایی بارداری هم باید استفاده بشه تجویز شد و شروع به مصرف کردم

روز انتقال قرار شد نهم اسفند ماه باشه
🥴
مامان آریا ایلیا محیا مامان آریا ایلیا محیا ۸ ماهگی
مامان rahaa مامان rahaa هفته سی‌ام بارداری
لحظه سال تحویل همه تو‌ خونه هاشون نشسته بودن من یه ساعت قبلش خونریزی افتادم رفتم تو شهر در به در دتبال سونو کرافی تو لحظه سال تحویل داشتم از اینکه هیچ جا سونوگرافی باز نیست گریه میکردم تا ساعت ۸ شب بودیم دنبال سونوگرافی اینم از دیروز روز ولادت امام رضا 🥲 کفتم امام رضا حواسش به من هست نمیزاره من گریون تو روز تولدش از مطب دکتر بیام بیرون ولی نه دیدم نه امام رضا نه خدا هیچ کی اصلا یه درصد به من فکر نمیکنه از در مطب تا خود خونه گریه کردم این روزمو اصلا یادم نمیره ۱۴۰۴,۲,۰۹ همه کادو شونو از امام رضا تو روز تولدش میگیرن من نتها کادو نگرفتم بلکه گریون منو راهی خونه کرد بچه ها میدونم الان بگم چون دکترم کفته سرکلاژ اللن بگبن وا یعنی چی برای این گریه میکنی 😭 ولی من واقعا ادم قوی نیستم خدا تو بارداری خیلی امتحانم کرده داره قوی ترم میکنه ولی برای من تو کل خانواده اسم سرکلازم حتی نبرده شده چه بسا کسی انجام داده باشه به خدا اینقدر دلم شکسته 😭😭از اینکه همبن الان پنج تا از دخترهای فامیل باردارم اونا اصلا طول و سرویکس اینا نمیدونن چیه حتی من بدبخت ار همون اپل بارداری استراحت بودم بخاطر هماتوم بعدش رفتم کفت جفتت پایینه بعدش گفت طول سرویکس پایینع شما نیگین خودتو با کسی مقایسه نکن ولی یه درصد هودتو بزارین جای من وقتی تو مهمونی میشینی تو جمع دختر خاله دایی هات ۵ تفر حامله فقط تو استراحتی 😭😭 نمیدونم گله مو به کی کنم انگار خدا صدامو نمیشنوه انگار امام حسین صدامو نمیشنوه انگار امام رضا صدا مو‌ نمیشنوه
مامان آراد🩵 مامان آراد🩵 ۴ ماهگی
سلام میخاستم امروز یکی از تجربیاتمو براتون تعریف کنم در مورد سونوگرافی اوایل بارداری
من ۶ هفته و ۲ روز طبق پریودم این سونو رو انجام دادم تو بیمارستان خصوصی
خیلی استرس داشتم دکترش هم با رفتار خشک و سردش هی استرسمو بیشتر میکرد میگف بدنتو متقبض میکنی کارمو سخت کردی و اینا و منم واقعا حالم بد بود از اتاق که اومدم بیرون برگه رو تحویلم داد روشو خوندم که گفته چون ضخامت میومتر(عضله ی رحم)در قسمت بالای ساک پایینه احتمال بارداری خارج رحم وجود داره دنیا سر منو همسرم خراب شد بعد از خوشحالی شنیدن صدای قلب جنین که کلی منتظرش بودیم بماند که من هیچ علائم بدی نداشتم و بهش گفتم رشد بتا هم خیلی عالی بوده که توی بارداری خارج رحم اینجوری نیست حتی بهم گفت دوباره بتا بده من ۶ بار بتا داده بودم قبلش
خلاصه این خانم دکتر هم سن جنین رو اشتباه محاسبه و اندازه گیری کرده بود(۵ روز تفاوت) هم ضخامت میومتر و کلی باعث استرس منو همسرم شد تا دو روز بعد که تو مطب دکترم سونو انجام دادم با یه خانم دکتر به شدت مهربون و آروم و باتجربه
هيچوقت فوری با انجام یه سونوگرافی قضاوت نکنید و استرس نگیرید چون همه ی متخصصا واقعا خوب و با تجربه نیستن تا جایی که میتونین دکتر شناخته شده برین حتی اگه هزینه ی بیشتر پرداخت کنید❤️