اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۱
ماجرای جراحی

توسط دکتر حسینی ویزیت شدم و با اینکه ایشون توی بیمارستان دولتی هم عمل می کردن گفتن که بهتره من توی بیمارستان خصوصی عمل کنم چون اونجا دستگاه های تخصصی استبلایز کردن روده رو داشتن و متاسفانه دولتی ها مجهز نبودن به این دستگاه.

با وجود هزینه سرسام آور جراحی ما تصمیم گرفتیم که توی بیمارستان کیان جراحی رو انجام بدیم.

یادمه از روزی که ما درگیر مشکل بیماری شدیم همسرم اصرار داشت که یک سر برو امام رضا زیارت تو بری بیای خوب میشی و من اصرار که مگه میشه که درست بشه، درسته امام رضا حاجت میده ولی این دیگه محاله که خوب بشه ۲۰ تا دکتر این حرف رو به من زدن و…

اصلا تصور اینکه قرار هست یک عمر با کیسه استومی زندگی کنم منو از پا دراورده بود.
همون روزا از دانشگاه باهام تماس گرفتن که ۱۵-۲۰ تا از بچه هارو قرار هست ببریم مشهد شما هم تو لیستی، یادمه اون روز گفتم حیف بشه خانم… من قراره احتمالا تا اخر ابان جراحی کنم نمی تونم بیام کس دیگه رو جایگزین من کنین که ایشون گفت نه به نظرم خودت میای گفتم ببینم چی میشه

دکتر مجدد سونو و آزمایشات زیادی برای من نوشتن جهت جراحی که بعضا موقعی که نمونه می گرفتن می گفتن جواب هاشون خیلی دیر اماده میشه و ممکنه تا یک ماه طول بکشه.

یه جورایی شرایط فراهم شد و قسمت شد من ۳ روز اخر ابان راهی مشهد شدم…

توی این یه ماه هم تمام ازمایشات انجام شد و قرار شد با کارشناس اتاق عمل بیمارستان هماهنگ کنم برای عمل برای ۱۵ هم آذر ما
ه

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهشتم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۰
ماجرای جراحی

نمی خواستم راجع به عمل و حالا مسیری که برای مشکل ایجاد شده داشتم بنویسم، ولی گفتم چرا که نه شاید باعث بشه بعضی از مامانا امیدشون به خدا و امام رضا دو چندان بشه.

واقعیت همان طور که قبله اشاره کردم اندومتریوز توی روده های من خیلی گسترده هست و یه جورایی بیشتر روده بزرگ رو درگیر کرده بود تقریبا از خرداد تا مهر من درگیر پیدا کردن جراح بودم
پیش بزرگترین جراحان تهران هم که رفتم از عمل من سر باز میزدن چون می گفتن خیلی سنگینه حدود ۱۵ ساعت طول می کشه و به طور قطع من کلستومی دائم خواهم شد.

این مسئله ای نیست که یک خانم جوان بتونه به راحتی باهاش کنار بیاد به خصوص اینکه تابه حال زایمانی نداشتم و خب برای خانواده هم قابل تحمل نبود و یه جورایی همه خودشون رو باخته بودن بیشتر از بقیه خودم.

می دونم که روزای سختی رو صبح تا شب ازین بیمارستان به اون بیمارستان از این مطب به اون مطب میگذروندم بلکه کسی پیدا بشه و حرف خوبی بهم بزنه ولی خب…

اخر مهر توسط دکتر ریحانه حسینی ویزیت شدم که واقعا می تونم بگم یکی از فرشته های خدا روی زمین هستن…

ادامه رو پارت بعد می نویسم طولانی نشه.
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهشتم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۳
معجزه ی امام رضا

یادمه شبش اومدم و به مسئول اتاق عمل کیان پیام دادم و عکس نامه عمل رو فرستادم که اونجا بهم گفت این نامه اوکی نیست مهر دکتر نخورده و قرار شد برم مطب و نامه رو مهر کنم.
زنگ زدم منشی و برای ۳۰ آبان وقت گرفتم.
بعد از سه روز هم به سختی از امام رضا دل کندم و صبح روز سی ام رسیدم تهران.
عصر رفتم مطب نامه رو دادم به منشی که مهر کنن بیارن بهم گفت صبا خانم تا اینجا که اومدی بیا یبار دیگه ویزیت شو با خانم دکتر.
اولش گفتم چه کاریه بعدش گفتم بیخیال حالا من که این همه هزینه کردم این ویزیتم روش😁
رفتم پیش خانم دکتر
که بهم گفت من چند روزه دارم به تو فکر می کنم با چند تا پزشک دیگه راجع بهت مشورت کردم یبار دیگه پرونده تو بده بخونم.
پرونده منو نگاه کرد و گفت دلم نمیاد این عمل رو انجام بدم روت خیلی جوونی بیا یکبار IVF رو امتحان کنیم و جنین انتقال بدیم
احتمال اینکه جنین برای تو بگیره خیلی کمه ولی اگه بگیره باعث میشه فشار از روده هات کمی برداشته بشه.

به جای مهر کردن نامه اتاق عمل نامه برای دکتر صالح پور( پزشک Ivf ام) نوشتن که بهتره با این شرایط ما انتقال انجام بدیم.

تو راه خونه با چشم اشکی فقط به این فکر می کردم یا امام رضا من از راه نرسیده چطور نظر جراح منو عوض کردی؟؟؟

روی منو امام رضا بدجوری کم کرد نه تنها رودمو از دست ندادم دامن منو به یه بچه سبز کرد…

واقعا دست کم نگیرین مامانا من شل گرفته بودم و اینجوری شرمنده شدم ببین اگه سفت بخواین چه ها که نمی کنه؟؟؟!!!
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهشتم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۴
مدت زمان قبل از انتقال

یکی دوهفته بعد نامه رو بردم برای استاد صالحپور و نگران بودم که آیا دکتر قبول می کنند انتقال رو انجام بدن که خدارو شکر ایشون گفتن با این شرایط امتحان می کنیم ولی خب من نگران فشار روی روده ها هستم.

گفتم استاد یعنی چی یعنی ممکنه مثبت نشه؟ که با خوشرویی و لبخند گفتن نه عزیزم چرا که نه ان شا الله مثبت میشه و مامان میشی، نمی دونم اون حس آرامشی که اون لحظه بهم دادن هنوزم با فکر کردن بهش ارومم می کنه.

بعد از پانکچر و پریودی بعد از اون یعنی از خرداد دارو می خوردم که پریود نشم ( در حال حاضر تنها راهکار مقابله با اندومتریوز پریود نشدن هست) تا اواخر آذر، که وارد سیکل دارویی انتقال قرار گرفتم تقریبا ۲ ماه ۱۵ روز طول کشید تا بدن من آمادگی انتقال پیدا کنه.

داروی قبلی قطع شد دوماه دی و بهمن داروهای جدید برای پریود نشدن گرفتم به همراه داروهای امادگی بارداری.

بعد دوماه چکاپ شدم، ضخامت اندومتر رحم کم بود، یک هفته دارو برای ضخامت کردم و مجدد چکاپ شدم، ضخامت بهتر شده بود و هفته اخر داروهایی که در طول سه ماه ابتدایی بارداری هم باید استفاده بشه تجویز شد و شروع به مصرف کردم

روز انتقال قرار شد نهم اسفند ماه باشه
🥴
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان آریا ایلیا محیا مامان آریا ایلیا محیا ۱۰ ماهگی
س.ح س.ح قصد بارداری
سلام به همگی خواستم تجربه خودم رو براتون بنویسم شاید کسی مثل من بود
من iui انجام دادم
۱۴ روز بعد تست دادم بتا ۳۲ بود
هر ۴۸ ساعت چک کردم تا رسید به ۶۲۷
سونو واژینال انجام دادم و گفتن خارج رحم هست در لوله چپ هست بیمارستان بستری شدم و یک هفته در بیمارستان بتا چک میشد که بالا میرفت اما با مقدار کم و ازمایش پروژسترون دادم که بالای ۲۰ بود به این معنی که باردارم
وقتی بتا ۲۸۰۰ شد مجدد رفتم سونو واژینال و مجدد بهم گفتن خارج رحم هست بعد از اصرار من به بررسی بیشتر یک ساک بارداری و کیسه زرده در رحم دیدن !!!!!!! و گفتن هتروتروپ هستی یعنی یک بارداری خارج رحم و یک بارداری داخل رحم!!! بیمارستان گفت باید لاپاروسکوپی انجام بشه که خارج رحم برداریم و داخل رحم بمونه با اینکه داخل رحم جنین نبود فقط یک ساک بود با یک هماتوم بزرگ نقریبا چند برابر ساک بارداری
اینجا تصمیم گرفتم برم بیمارستان آرش تهران
رفتم اونجا ازمایش دادم و بتا و سونو واژینال و در کمال تعجب خبری از خارج رحم نبود فقط یک کیست به اسم کورپوس در تخمدان سمت چپ بود که وظیفه اش ساخت ساک بارداری هست و بعدا خودش کوچیک میشه
از بیمارستان تهران مرخص شدم و گفتن مجدد هفته بعد جهت اطمینان سونو بدم
هفته بعد سونو دادم و ساک بارداری بدون جنین و هماتوم وجود داشت و متخصص گفت این بچه نمیشه چون هماتوم خیلی بزرگه کمی فعالیت کن تا دفع بشه با توجه به اینکه بعد از یک هفته بتا هم ثابت شد
فردا همان روز با فعالیت لکه بینی شروع شد
بعد از یک هفته مجدد سونو واژینال دادم
ساک بارداری دفع شده بود اما هماتوم همچنان هست و منم همچنان لکه بینی دارم
بتا از ۲۸۰۰ رسیده به ۲۱۰۰