خانما میشه مث خواهر راهنماییم کنید انقد فکرکردم دیگه موهام تو سن کم سفید شدن
۵شب پیش من پسرم از صبح بازی کرد فقط ۱ساعت ظهر خوابید شب برام مهمون اومد تا دیر وقت نخوابید ساعت ۱۲ شب بود خوابید منه خواک بر سر تو خواب بهش شربت فروگلوبین دادم تقریته نیم ساعت چهل دقیقه بعد خوابید یهو از خواب با گریه بیدار بغلش کردم شیشع شو دادم نگرف هرکاری کردیم اروم نمیشد دستشاشو مث سیخ کرده به یه طرف نگا میکرد دستاشو بدنش و چونش ادم چه جوری وقتی سردش میشه میلرزه اونجوری میلرزید انگار جن دیده بعَضی وقتا نفسشم یه لحظه سخت می اومد ادم احساس میکرد میرف سریع بردیم بیمارستا اونجا یه روز بستری کردن احتمال تشنج دادن بردیم دکتر مغزو اعصاب روز بعدش اونجا بمیرم براش یه دارو دادن خوابید ازش نوار گرفتن خداروشکر سالم بود نوارش دکتر دارو نداد گف احتمالل از شربه ولی هنوزم میترسم وقتی اون لحظه جلوی چشام میاد تنم میلرزه میگن نکنه دوباره اونجوری میشه نکنه خدانکرده تشنج کرده گف نتونسته تشخیص بده تو رو خدا هرکی تجربه داره راهنماییم کنه

۷ پاسخ

عزیزم سلام خواهش میکنم جوابمو بده
دیدم تو تایپک ها قبلیت نوشته بودی پسرت سنگ کلیه داره؟
چیشد؟
چیکارش کردی؟ دفع شد؟ عذیت شدی؟
پسر منم سنگ کلیه داره خیلی نگرانم😔

بخاطر شربت بود شک نکن ..بعد هم خواهر من چه کار خطرناکی انجام دادی خدا بهت رحم کرده اصلا و ابدا هیچ وقت تو خواب این کار نکن ..اصلا خود شما دراز بکش بده همسرت لیوان آب بریزه دهنت ببین به چه حالی میفتی ..طفلی بچه

شایدم دندون در میاره پسر منم لثه هاشو میماله بهم خودشو سیخ میکنه دوتا دندون دراورده

ممکنه خواب دیده ترسیده

عزیز دلم حق داری نگران باشی واقعا سخته
ولی خب وقتی نوار گرفتن خداروشکر اوکی بوده پس تشنج نبوده دیگه.
شربتش شربت خاصی هم نبوده که اخه اهن بوده خب به اون چه ربطی داره
ببین عزیزم تو این سن کابوس دیدن ها شروع میشه احتمالش هس کابوس دیده ترسیده اونجوری شده

بعضی شربت ها بخاطر دیفن هیدرامین داره خیلی خطر ناکه اخه کدوم دکتری گفته فرو گوبین میده بچه زیر دوسال خطر دوراز جون مرگ دارن بعضی داروها چرا سر سری میگیرن

شربته چی بوذه

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۱ سالگی
سلام مامان های عزیز
میخوام از تجربه قطع شیر شب پسرم و خواب مستقلش براتون بگم شاید مفید باشه براتون
پسر من فقط شیر خودمو رو میخوره و اصلا شیشه شیر و پستونک تز اول نگرفت خیلی سعی کردم اما نگرفت تنها راه خوابوندمش هم سینم بود و جدیدا شبا خیلی از خواب بیدار میشد و متوجه شدم بخاطر عادته نه گرسنش باشه چون مک نمیزد انکار دنبال یه منبع ارامش بود و هم اینکه پیش کسی نمیخوابید اصلا نمیتونستم بزارمش پیش کسی انقد باید با برنامه میرفتم جایی برمیگشتم که خوابش بد نشه
از یه روز عصر تصمیم گرفتم دیگه با شیر نخوابونم قبلش خوب سیرش کردم و شیرمادر دادم بردم تو اتاقش حدود یه ساعت و نیم طول کشید جیغ گریه دوباره اروم دوباره بغل دوباره یک دراز تو تختش و همینطور براش لالایی خوندم و نوازشش کردم خیلی گریه مظلومانه میکرد ولی تحکل کردم تا بالاخره بعد یه ساعت و نیم خوابید
شبش بار همینطور کردم زودتر خوابش برد دوساعت خوابید و بعد گریه کرد رفتم باز لالایی خوندم کنارش نشستم تا خوابش برد ولی بعد از بیست دقیقه بیدار شد و سه ساعت کامل هی غر هی خواب کوتاه هی بهونه همینجور سرکردم تا شد 4 صبح خوابید تا شش دیگه شیر دادم و واقعا خسته بودم باز صبح و عصرش باید بهونه خوابید اما شب دوم تا بردم تو اتاق ده دقیقه ای خوابید و شبا تا بیدار میشد فقط یه بغل میکردم کیزاشتم سرحاش و یه لالایی سریع میخوابید شب دوم همه چی عالی پیش رفت و روز سوم هم دیگه هم روز هم شب عالی و گذشت
فقط نباید عادت جدید توش شکل بدین مثلا راه نبرین،پستونک ندین، رو پا نزارید جواب باید تحکل کنی سختی اروم بعد عالی میشه خواب خودش هم هزار برابر بهتر میشه و هم خودت راحت تری شب و ابم کارتون باشه اگه خواست بدین