تجربه زایمان سزارین پارت دوم
بعد باید صندوق پرداخت کنی(همیشه آماده باشید برای مبلغ های بیشتر خرج های جانبی مثلاً من قرار بود بیمارستان ۴۵میلیون بگیره ولی روز زایمان گفت افزایش قیمت داشتیم شده۵۵میلیون یا مثلاً اگه اتاق خصوصی بخوابید شبی ۲/۵۰۰اضافه میشه یا مثلاً بعد زایمان میگن جوراب واریس بخرید شکم بند بخرید و.....اینا همه هزینه های هست که دقت داشته باشید بهش بعد دوباره بری بخش زایشگاه پرونده ای تشکیل دادی بزاری بعد بهت میگمن فردا صبح ساعت چند. بری بیمارستان به من گفت ساعت۶:۴۵دقیقه بیمارستان باشی منم گفتم باشه شب تا صبح از استرس خوابم نبرد🥲صبح از ساعت ۴شروع کر م به حاظر شدم یک آرایش خیلی ملیح داشتم رفتم پذیرش فرستادم زایشگاه گفت ساعت عملت ۹صبح هست منم راستش یکم خوشحال شدم چون تصورم این بود ۷:۰میرم اتاق عمل😂🤌🏻 هر چی دیر تر بهتر😂
دوباره برگشتم پایین منتظر بودم فیلم بردارم بیاد که با هم بریم بالا آماده بشیم برای اتاق عمل فیلم بردارم ساعت۸امد

۲ پاسخ

مبارک باشه

وای عزیزمممم بسلامتی مبارکتون باشه 😍
منم میخام با دکتر رباطی سزارین شم قمر
زودتر بزار پارت های بعدی رو که اگه دکتر خوبیه منم مطمئن شم از انتخابمممم 🥹
اتفاقا منم ۴ جا ویزیت شدم تا ایشونو انتخاب کردم دقیقا بخاطر اروم بودنشون 😅✨

سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۳ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم
مامان شاهان🤍👼🏻 مامان شاهان🤍👼🏻 ۹ ماهگی
من امدم خونه زایمان نکردم‌چون اصلا درد نداشتم دهانه رحمم بسته بود
لکه بینیمم فقد همون دوبار بود..
من شب ۲۶ لکه بینی داشتم نرفتم دکتر گفتم شاید یه چیز طبیعی
ظهر فرداش دوباره لکه بینی داشتم رفتم بیمارستان از ساعت ۳ ظهر من بیمارستان کمالی بودم ازم ان اس تی گرفتن و تشکیل پرونده دادم تا ساعت دو شب زمان برد
گفتن باید بری زایشگاه منم از طبیعی خیلی میترسیدم کلی استرس داشتم و گریه کردم ...
تا ساعت ۴.۳۰ صبح من پایین منتظر بودم ببرنم بالا زایشگاه چون تخت نبود بالا وهر دوساعت دونفر میفرستادن
اصلا به اینم توجه نمیکردن درد دارشته باشی یا نه باید صبر میکردی خیلی افتضاح بود😖
فقد خداروشکر میکردم درد ندارم اگ داشتمم کسی اونجا بهت توجه نمیکرد ت باید صبر میکردی ساعت ها تا بری بالا زایمان کنی تازه سرتم داد میزدن ک چرا انقدر درد داری باید تحمل کنی 😐
ساعت ۴٫۳۰منو بردن زایشگاه ت یه اتاق تنها بودم و دکترا میومدن بهم‌ سر میزدن‌ میرفتن
یه عالمه صدا های وحشتناک میومد اتاق بغلی من چهار صبح رفتم داشت زایمان‌ میکرد تا ساعت هفت و نیم همش جیغ میزد دکترا هم سرش داد میزدن بدتر ادم استرس میگرفت
میومدن به من سر بزنن میگفتم دیگ الان میان ب منم امپول فشار میزنن دردام شروع بشه برای زایمان
مامان فسقلی مامان فسقلی ۹ ماهگی
بیمارستان نجمیه تهران:
اتاق عمل کامل مجهز برای من سزارین اورژانسی شد دو نفر دکتر متخصص زایمان بودن و همزمان متخصص اطفال هم تو اتاق عمل بود و متخصص بیهوشی و حدودا تو اتاق عمل ۱۰ نفر بودن
برخورد پرستار ها و ماما ها (البته نه همشون) در کل خوب بود
دکتر قادری قبلش خوب بود ولی موقع زایمان اخلاق نداشت ولی تخصصش خوب بود
اتاق های بخش کوچک بودن و تو هر اتاق دو نفر بودیم
تفاوت اتاق vip با معمولی این بود که داخل اتاق vip توالت فرنگی داشت و پنجره به سمت خیابان بود و همراه آقا میتونست بیاد و تک نفره بود
سزارین با اتاق معمولی و پمپ درد و شکم بند و جوراب واریس و دارو ها حدود ۷ تومن شد
بخش دائم نظافت میشد و تمیز بود
و پرستار های بخش مدام سر میزدن و پیگیر بودن
ولی قبل زایمان شب بلوک زایمان بیمارستان سوت و کور یه اتاق ۵ تخته بودیم با ۳ نفر بیمار ماما هم خواب
اتاق سزارین و طبیعی هم جدا بود و نمیذاشتن همراهم بیاد داخل
اتاق زایمان یه تخته و دو تخته هم بود ولی خوب خیلی خلوت بود اون روز فقط من طبیعی بودم
ساعت ۷ صبح تا ۲ دکتر متخصص تو بلوک زایمان بود