۱۰ پاسخ

مادرشوهر پدرشوهر کلا آفریده شدن برای همین یکی از وظایفشان ریدن تو تربیت عروسه
حالا بقیه اش ب کنار

متاسفانه مادر شوهرا انگار با عروس لج هستن حساسیت نشون بدی بدتر میکنه🤦‍♀️

واییی که مادرشوهر منم همینه وااااایی
ما ۲ روزه رفتیم مسافرت
من ۱ هفته بود خاب شب پسرمو تنظیم کرده بودم چون روزی دو وعده شیر خشک میدادم مابقی فقط غذا و صبحانه و میان وعده اینا خیلی خوب شده بود خوراکش از وقتی که رفتیم مسافرت همش شیرخشک برا بچم درست میکردن میدادن من پنکیک و خوراکی کلی براش درست کردم بردم ک پسرم بخوره فقط شیر میدادن بد عادتش کردن
یا اینکه بدون اجازه من تو ماشین بچمو داد به عمه شوهرم با خودش برد تو ماشین خودشون انگار ن انگار من مامانشم خودشو همه کاره بچم میبینه
عقل و شعور ک ندارع هر موقع میریم مسافرت اینکارارو می‌کنه ک هیچ
منم باردارم منو شوهرم عقب با برادر شوهرم میشینیم با شکم بزرگ اذیتم پاهام جمع میشه همونو نمیگه بیا تو جلو بشین یکم باز جابه جا میشیم ☹️

شوهرت باید تذکر بده

یکم اخم و تخم و بد خلقی.نه بی ادبی ها
مثلا همون لحظه مخالفت کن.
بگو نه مامان گی گفته مگه زمان قدیمه
بچه بابد تربیت شه
تربیت ۷ سال اوله .همه دکترام میگن
یا اجازه نده بچت کاری کنه .به مدت ببینن تو بهت برمیخوره اونام خودشونو جمع میکنن.
برا شوهرتم اگر پرسید مودبانه توضیح بده که من مادر بچمم دلم نمیخواد که بچه بی ادب باشه هرکار میخواو بکنه‌
دو روز دیگه بریم جایی یا کسی بیاد خونمون بگن بلد نبوده بچشو تربیت کنه‌.
یکم باید سفت واستی جلوشون

وااااایی مادر شوهر منم اینطوریه هرچی میشه میگه اینکه نمیفهمه الان بچه اس مثلا براش میخوام کتاب بخونم اینجوری میگه یا یه طوری رفتار میکنه انگار من به دخترم نمیرسم
بهش آب یا غذا میده دخترمم دوست داره خب با اشتیاق میخوره میگه واای الهی بمیرم که تو اینقدررر تشنه بودی 😑😐
یعنی من آب نمیدم به بچه ؟؟؟؟؟

درسته بعد ۷ سالگی ولی دکتر هلاکویی میگه بچه تا ۷ سالگی باید بچگی کنه ن تربیتش بیخیال بشی . لجباز و زیاده‌خواه بار بیاری .
۷ سال اول بچه باید آزاد باشه از لحاظ بازی خراب کاری کثیف کاری شیطنت بعد ۷ سال میتونی بگی نکن اینا . تربیتت بچه از بچگی شروع میشه تا ۳ سالگی باید کامل بشه ار لحاظ لج‌بازی و جیغ جیغی

مامان منم میگه تا ۷ سالگی آخه اون موقع کلا تربیت از دست آدم میره ک😂😂

🤦🏻‍♀️ وای خیلی بده اینجوریییی

اتفاقا تربیت بچه از همین کوچیکی شکل میگیره

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مامان فاطمه ۱۵ ماهگی
مامانا یه درد ودلی میخوام باهاتون کنم من جفت بچه کوچیک زبون نفهم دارم امروز بعد عمری بالاخره قسمت شدم برم حموم بچه بزرگمم ببرم .به مامانم زنگ زدم اون کوچیکه رو میارم جات گفته نه خودم میام.آخه مامانم هر وقت میاد خونمون همش میگه زود باش کاراتو بکن که میخوام برم فلان کارو بکنم آی این کارو انجام بدم اون کارو انجام بدم امروزم که اومده خونمون همون اول میگه سریع برو حموم که داداشت میخواد بیاد خونمون گفتم پس کوچیکه رو ببر خونت با خیال راحت به کارای خودت هم برس گفت نه همینجا نگه میدارم .رفتم حموم صداش کردم بیا بچه رو ببر شستمش اومده حوله رو فقط نمادین دور بچه پیچونده میگم مادر باز کن حوله شو قشنگ سرشو وبدنشو بپوش سرما نخوره میگه خوبه همینجوری باز همینجوری خیس با یه حوله اومدم که چرا دخترم گریه میکنه میبینم مامانم در خونه باز بچه رو جلو در داره خشک میکنه اون وقت لباسشم از پاهاش میکشه بالا هر چی زور میزنه به بالاتنش نمیرسه دخترمم همینجوری گریه میکنه.اول از همه هم روسری بچه رو سرش کرده.میگم مامان تو که انگار تا حالا بچه بزرگ نکردی.باز میگه برو واسه بچه شیشه درست کن میگم خب از اون موقع اون بچه خوابه واسش شیشه درست میکردی من الان خیسم سرما میخورم برم دنبال کارا اون میگه تو منت کارای نکرده تو سر من داری خودت اول باید درست میکردی بعد میرفتی میگم تو که اون قدر عجله داشتی اصلا فرصت دادی که واسش شیشه بخوام درست کنم؟!تازه از دستم عصبانی هم شد به نظرتون من مقصرم یا مامانم 😟همیشه سر اینکه نمیدونه واسه بچه باید چه کارایی کنه حرص میخورم همیشه هم‌کاراشو با غرغر انجام میده