۱۰ پاسخ

فقط باید صبور باشی .یه هفته نمی‌کشه درس میشه .پسر من حتی شبا هم پامیشه جیش می‌کنه می‌ره رو تختش میخابه

پسر منم این مدلی بود یه هفته هی بردم دستشویی گریه میکرد می‌گفت بریم .بعداً یه هفته دیگه درست شد الان هر دوتاشو می‌ره دستشویی کارش که تموم میشه صدام می‌کنه منم میرم میشورم

پسر منم همینجور بود چون میترسیدم یبوست بگیره و بعد اذیت بشه و کلا از پی پی بترسه زود پوشکش میکردم، راستش دوبااز با خودم بردمش سرویس بعد هی میگفتم وای دلم پیچ پیچی میشه شکمم درد میکنه یکم اخ و اوخ کزدم بعد کارمو ک کزدم گفتم اخیش حالا شکمم خوب شد بعد باهم دیگ اب ریختیم ک برن و خدافظی و فلان،میخواستم ببینه ک پی پی کردنه بدون پوشک چجوریه بعد اون دوبار تربار پی پی داشت میگفتم مامان پی پی دلش برا بچه اش تنک شد ،پی پی های تو بچه هاشن باید برن پیش مامانشون بعد سه چهاروز هربار اینجوری بش میگفتم یباردک دیدم پی پی داره بردمش سرویس حاضر مبود بشینه پی پی کنه ب یه بهونه ای نشوندمش وسرگرمش کردم بعد تو اون حالت نشسته و پی پی هم ک داشت نتونس خودشو نگه دار پی پیش اومد براش خیلی ذوق کردم تشویقش کردم کاسه اب کزدم خودش پی پیهاشو بزنه بره تو سنگ گفتم حالا رفتن پیش مامانشون خیلی خوشحالن و همون روز دیگ پوشکاشو جمع کردیم دادیم پسر همسایه و خداروشکر دیگه سراغ پوشک رو نگرف و اومد سرویس موقع پی پی اصن هم خطا نداد

پسر منم همینطوره 😭

پسر منم اینجوری بود بهش گفتم نداریم پوشک واسه نینیه گریه کرد ولی ندادم توام مقاومت کن ی بار تو خودش نگه میداره دفعه بعدی میره دسشویی

وایییی دختر منم این مدلیع شده ۳ روز پی پی نکرده
پوشک کردم سریع پی پی کرد🫠

دقیقا دختر منم پی پی نمیکنه تو دستشویی تو پوشک می‌کنه نمی‌دونم چیکار کنم

بچه من جیشش اصلااا خطا نداشت ولی از پی پی خودش میترسید انقدررر خودشو نگه میداشت...تو یه روز مثلا هزااار بار میرفتیم دستشویی بعد یه گوجولو ک پی پیش میخواست بیاد گریه میکرد مامااان اب بگیر اب بگیر...بعد ی مدت ترسش کمتر شد ولییی دستشوییش ک میگرفت سریع میرفت خودشو ب خواب میزد ک پی پیشو نگه داره..من اصلا گاریش نداشتم تا ی مدت بعد تو شورتش پی پی میکرد بازم کارش نداشتم گفتم بزار ترسش بریزه منم راحت بشم انقدر میرفتم دستشویی و میومدم بخاطر پی پی...ولی الان بعد از ۳ ماه یک هفتس ک خوب شده و پی پی ک داره میره دستشویی پی پی میکنه بدکن هیچ دردسری....اینم بگما همون اوایل ک از پی پی میترسید بهش میگفتم میخوای پوشکت کنم ک پی پی کنی میگفت نه

چ کیک قشنگی دلم رفت واسه سفارش برای دخترم ولی از اونجایی ک کاکاویی دوست ندارم نمیتونم سفارش بدم

پسر منم همینطوره منتها تو شلوار کار خودشو میکنه کمکم درست میشن

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا ۳ سالگی
سلا سلام مامانا
امشب خیلی خوشحالم و یه درس بزرگی گرفتم

بیاین ازاین به بعد خیلی خیلی صبور باشیم دربرابر بچه ها
پسرم ۳سال و یه ماهش کامل شده
درست از دوسالونیم جیشو میگ ولی برای پی پی تا همین امروز هم پوشک میاورد و میگفت پوشکم کنید و ‌‌....میدونید دیگ اینجاس ک فوامیل وارد ماجرا میشن یکی میگ وااا این چ اداهایییه
یکی میگ انقد بگ ک پوشکش نکن تا مجبور بشه
یکی دیگ خیلی بهش رو دادی
یکی دیگ بزرگتر بشه اصلا نمیشه از پوشک بگیری سخت میکنی کار خودتو

ولی من فقط و فقط سعی کردم ک صحبت کنم و بهش بگم مامان جون شما دیگ بزرگ شدی این پوشکا برای نی نی هایی ک نمیتونن صحبت کنن نمیتونن جیششون رو نگهدارن و مدام مدام مدام تکرار و گفتن داستان

بچم امشب رفت پوشک اورد و بهم گفت مامان بیا بریم دستشویی من دیگ خیلی بزرگ شدم خودم بلدم پی پی کنم
و قشنگ رفت رو سنگ نشست و بدون ترس کارشو کرد
و من قشنگ آمادگی کامل رو تو وجودش دیدم و خوشحال شدم از خودم و یه آفرین بزرگ بخودم گفتم
و چقدر قشنگه ک یاد بگیریم صبور باشیم.
البته همیشه اینجوری صبور نیستمااااا اما تواین موضوع خیلی قشنگ نتیجه صبرو دیدم.

ازاین مرحله نیز عبور کردیم😬🚶🏻‍♀️
تا مرحله بعدی و سرویس شدن دهن بعدی بدرود😍