۳ پاسخ

مگه میزارن بری دسشویی برا من زایمانای قبلیم نمیزاشتن میگفتن همینجا اکه خواستی کارتو بکن این دسشویی نیس سر بچست

اگه هفده سالته همسنیم

سخته زایمان طبیعی یا قابل تحمله

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۴ ماهگی
پارت سه 🤭


معاینه شدم گفتم ک چهار سانت شدم کیسه اب هم پاره شد با معاینه تحریکی برا همین بستریم کردن
دردام خیلی زیاد بودن تا ساعت هشت صبح درد داشتم زور میزدم هرچقد زور میزدم بچه نمیومد پایین بند ناف کوتا بود نه سانت باز شده بودم کلی درد داشتم بهش کپسول درد دادن سرم وصل کرده بودن بهم گفتن برم تو دسشویی زور بزنم واقعا بیمارستان بی مسولیتی بودن منم تو شرایطی نبودم ک بفهمم چی کار میکنم رفتم تو دسشویی ولی واقن نگفتم اگر بچه میوفتاد تو دسشویی چی بگذریم
رفتم زور زدم مادرشوهرم که دید فرستادنم دسشویی هیچ کمکی بهم نمیکنن کلی داد و بیداد کرد و گفت ازشون شکایت میکنه این و ک گفت یکم سر بستن بهم اهمیت دادن( باورتون میشه بین شیفتشون میرفتم میخوابیدن زائو هارو ول میکردن) خلاصه اینقد زور زدم به شکمم فشار اوردن که بچه اومد پایین ساعت ۱۰ صبح بردنم اتاق زایمان اونجا کلی زور زدم بچه ۱۰ بیست دیقه به دنیا اومد تموم دردام قطع شدن وقتی بچه رو دادن بغلم انگار که دنیارو بهم دادن بهترین و قشنگ ترین حس دنیا بود
مامان 🍓قلب مادر❤️ مامان 🍓قلب مادر❤️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی و سزارین پارت ۲
کنین من توان زور زدن ندارم بچم میمیره باز معاینه کرد گفت ۱۰ سانت شدی فولی دیگه زور بزن هر وقت درد داشتی منم هر وقت درد داشتم زور میزدم مدفوع میکردم🫤😂 ماما میگفت داری اشتباه زور میزنی ولی من اصلا بلد نبودم چجوری زور بزنم خلاصه ک بعدش ی چندتا ماما دیگه اومد یکی شکمم فشار میداد یکی دستش تو واژنم بود و میگفت زور بزن منم زور میزدم ولی بچه نمیومد اصلا یر بچه وارد واژن نمیشد همش میگفتن تو که ۱۰ سانت فولی نمیدونیم مشکلت چیه ک سر بچه نمیاد تو واژن من این بار دیگ از شدت درد نمیتونستم تو اتاق بمونم سرم ک بهم وصل بود برداشتم رفتم تو راهرو داد زدم دکتر بیا تروخدا بیا من میمیرم بچم میمیره من نمیتونم زور بزنم بچم میمیره ماما همش منو می‌گرفت می‌برد تو اتاق دعوام میکردن میگفتن زور بزن منم هرچی زور میزدم بچه نمیومد آخراش دیگ داشتم از حال میرفتم ک زنگ زدن دکتر از اتاق عمل اومد معاینه کرد گفت ببرینش اتاق عمل ماماهه گفت همه تلاششو کرده بچه نمیاد سوند وصل کرد آماده ام کردن گزاشتم رو ویلچر منم از بس درد داشتم و حس زور زدن داشتم همش زور میزدم اونام میگفتن زور نزن دیگه الان سزارینت میکنیم منو
مامان ال ای مامان ال ای ۱۷ ماهگی
قسمت دوم تجربه زایمان طبیعی:
رفتم تو اومدن نوار و قلب و امپول فشار زدم درد هام اومد یکم تو توپ نشستم دیدم نه خیر اذیت میشن درد هام هم قابل تحمل بودن به خصوص وقتی زیر اب گرم مینشستم رو توپ با اب گرم خیلی خوب بود
فقط وقتی درد هام میومد حالت خواب میرفتم با زور چشامو باز میکردم که ورزش کنم
دکترم اومد معاینه تحریکی کرد برا باز شدن دهانه رحمم تو ۳ساعت پنج سانت باز شد دهانه رحمم بعدش دیگه رو توپ نشستم اب گرم گرفت رو رو کمرم منم توپ میرفتم
خلاصه به جایی نرسید که ماما بخواد ماساژ بده و..
نمیدونم یهو فقط دیدم بهم فشار میاد حس کردم دسشویی دارم نشستم وسط حموم زور دادم زور دادم وقتی دیدم فشار زیاد شد ماما خصوصی هم برا چند لحظه بیرون بود صداش زدم اومد معاینه کرد و چشاش اینجوری شد 😳
گفت افرین زور بده منم نفسمو حبس کردم و زور دادم با تمام وجود فک کنم زور چهارم پنجم بود البته بگم منم یکم اروم زور میدادم اخراش دیدگه محکم و خوب زور دادم و نفهمیدم اصلا چی شد چون لگنم اماده اماده بود و منی که تو رابطه اذیت میشدم اصلا نفهمیدم چجوری دخترم پرید بیرون 🤣
و گذاشتن رو شکمم