سه روزقبل زایمان
دلم تنگ شده برای اون دوران 🥲💜
یادش بخیر بهترین روزا بود با وجود سختی
🥰🥰🥰
منی که اصلا عکس بارداری نگرفتم 😁
بارداریم افتضاح بود
ورم خیلی شدید ، کهیر ، خارش ، درد
وای اصلا دوست ندارم دوباره تجربه اش کنم 😬
دخترا عکسای بارداری همتون رو دیدم و خوشحالم ک همچین تایپیکی دیدم
واقعا حس خوبی گرفتم چقد عکساتون قشنگ بود مال بعضی هاتون هم خیلی شیک بود. برای همتون ی 🩷گذاشتم
من شرایطم جور نبود ک بخام عکس بگیرم ینی درگیری مالی داشتیم نشد برم آتلیه خیلی ناراحتم بچه ی اولمم بود ولی گذشت 🥲
🥹🥹🥹🥹🥹🥹🩵
دوسنفجاط
و منی ک دخترم بعد زایمان فرشته شد الان هم عکسا و فیلمای بارداریم هم وسایلاش شده آینه دق ام😔💔
و منی ک ۳ روز بعدش زایمان مردم داشتم میترکیدم واییی😂🥹
دلم تنگ شد بازم دلم شکم بزرگ میخاد با لباسای گشاد😪😂
چه عکسای زیبایی
من چندتا داشتم عکسسس این یکیشون ولی بنظرم اینجا خز میگیرن عکسارو
مامانای تهرانی لباس های بارداری خوشگل موشگل از کجا بخرم😃
من انقد افسرده بودم عکس نگرفتم اصلا
واما منی که اصلا دوران خوبی نداشتم همش استرس و درنهایت ج.ن.گ ۱۲ روزه باعث شد از تهران برم وپیش همسر نباشم و تنهایی عکس بگیرم چون میترسیدم هر لحظه زایمان کنم
همتون نازید ماشالله خدا همتونو حفظ کنه❤️من انقدر بدبختیو سختی کشیدم هم قبل بارداری هم تو بارداری بدتر از همه بعد زایمان اصلا دلم نمیخواد برگردم عقب فقط میخوام زود بگذره تا بتونم فراموش کنم با اینکه بعضی وقتا حس میکنم خدا دوسم نداره ولی بازم شکرش
کپی سوگند خاننده هستی
دو هفته بعد این عکس نینی تو بغلم اومد
...
اینم منم 🫤
درخواست میدی عزیزم
چه مامانای قشنگی چه عکسای قشنگی
منم قسمت نشد عکس بگیرم شرایط بارداریمم سخت بود ولی واقعا از وجود پسرم لذت بردم دلم برای اون روزا تنگ شد🥰🥰🥰
وای خدا امروز یکی از دوستام پسرش بدنیا اومد الانم با دیدن این تاپیک خیلی خیلی احساساتی شدم🥺😍
چه عکسای خوشگلییییی😍😍😍
وقتی یاد دوران بارداریم میوفتم دلم خیلی خیلی زیاد میگیره بروز حامله شدنم که هیچ بد اون خونریزی احتمال سقط بد اون طول سرویکس پایین بد اون طول سرویکس پایین تر و بستری تو بیمارستان و ۲۷هفته احتمال زایمان
و در اخر ۲۰روز یبار که شوهرم حموم میبرد و دوقیقه تایم میگرفتیم سریع باید در میومدم از حموم بیرون و در اخر ب لطف و معجزه ی خدا ۳۴هفته زایمان با بچه های خیلی خیلی کوچولو و راستی یادم رفت بگم ویاااااار شدید تا ۱۸هفته
خیلی روزای عجیبی بود وقتی فکرشو نمیکردم اومد بعد دوتا سقط🥹
مسخرهههه🤣🤣🤣میگه چقدر خودمو لوس کردم🤣🤣🤣🤣🤣🤣
چه قشنگ🥹🥲
اینجا فک کنم دو یا سه هفته مونده بود ب زایمانمه
اون موقع میگفتم کی تموم میشه ولی الان دلم تنگ شده🥲
گلم شما بودید تو ایتا به من پیام دادین؟
سلام گلم خوبی ببخشید یه سدال داشتم ازتون
من اصلا عکس ندارم از بارداریم😭😭
من اصلا بارداری جالبی نداشتم،ورم شدید از 4 ماهگی،افسردگی،نبودن شوهرم،افزایش وزن شدید با وجود رعایت خیلی زیاد،ترک هایی که روز به روز بیشتر میشدن ،حرفای اطرافیان همشون باعث شدن بارداری سختی داشته باشم و عکسی نداشته باشم،دلم یاد آوریشو خیلی نمیخواد..
چه دوران لذت بخشی بود برام🥲🩷
بدترین اتفاق زندگیم توی بارداریم افتاد اونم توسط نزدیکترین فرد زندگیم، تمام بارداریم در حال گریه و زاری و غصه خوردن بودم و برای همین مدام سونوگرافی هام به مشکل میخورد و چالش داشتم ، برای همین یادآوری دوران بارداریم برام خیلی دردناکه 💔
منم تو این عکسم هشت ماهمه اصلا دلم نمیخواست عکس بگیرم ولی گفتم یادگاری میمونه چون اصلا دیگه بچه نمیخوام
یه روز قبل زایمان
کلا۹ماه خیلی خوبی رو گذروندم واقعا بهترین و قشنگترین روزای عمرم بود😍🤭
و منی که استراحت مطلق بودم نمیتونستم تکون بخورم اصلا عکس ندارم خیلی دلم میسوزه خیلی سخت گذشت فقط روز اخر یه سلفی با شوهرم گرفتم که اونم شکمم پیدا نیست 😕
یاد آوری شد خاطراتم اینجاام سه ماهم بود دکتر اجازه مسافرت داد ماام زود بلیط گرفتیم یه هفته رفتیم ازمیر
من آخرین روز بارداریم رفتم عکس گرفتم طی یه تصمیم ناگهانی
اي جان چه عكساي شيكي♥️😘
منكه اصلا دلم نميخواد دوران بارداريم تكرار شه. اه اه . خيلي بد ويار بودم و سنگين و بدخلق
من اینجا چهارماهم بود
شکمم کوچولو بود😅🥹🤍
ولی از۶ماهگی شکمم خیلیییی بزرگ شد🤦🏻♀️
دوتا مشکیا تعیین جنسیت بود دوتا سفیدا اواخر هشت ماهگیم یادش بخیر دلم تنگ شد واقعا🥺😍حاملگیمم خیلی راحت بود فقط دوسه ماه اول یکم ویار داشتم ولی بهم سخت نگذشت اصلا هم سنگین نشده بودم
اولین روز ۹ماهگی😅
دوران بارداری خیلی سختی داشتم و هیچکس بجز همسرم کنارم نبود همش خداروشکر میکنم اون روزا تموم شد دیگه هیچوقت دوست ندارم تکرار بشه فوبیا پیدا کردم😂
برای منم خیلیی خوب گذشت یادش بخیر
همه چی عالی بود،میخواستم عکس بگیرم یهو گفتن آنزیم کبدیت بالاس بیا برو بزا🙄
مامان بابای نیلا جون😍
دلم خواست بگذارم یه عکس دیگه رو
خیلی عکساتون خوشگله😍
من ماه ۹ بودم ده روز مونده به زایمانم عکس گرفتم
حاملگی من سه ماه اولش هیچی نفهمیدم خیلی حالم بد بود ولی خداروشکر بقیش خوب بود 6ماه خیلی خوردم
ایناس
ده روز به زایمانم
عکاسی بارداریم تو طبیعت بود خیلی دوس داشتم عکسامو
منم اینجا هشت ماهه بودم
با موهایی که دیگه ندارمشون وتحت تاثیر هورمون ها بعد از این سری عکس ها کوتاه ترین کردمشون:)))
دوتا بارداریم راحت بود فقط ماه اخر کمی پادرد شبها داشتم .و اسید معده م بالا میزد.
فقط همینو تو گوشیم دارم
من بر عکس شما بارداری پر خطر داشتم دهانه رحمم باااز سرویکس کم استراحت مطلق بودم
چه مامان خوشگلی 😍
عکاسی بارداری ما توی طبیعت بود😍❣️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.