خودم و شوهرم
شب اول پیش مامانم اینا بودم ولی همه کاراشو خودم میکردم فقط بار اول تعویض پوشکش مامانم عوض کرد من میترسیدم بعدش دیگه خودم کاراشو کردم فرداشم پسرم اوکی شد برگشتم خونه خودم
تازه چهار روزه ختنه اش کردم
من برای ختنه اش پدرشوهرم و مامانم همرام بودن ولی بعدش رفتمخونخ مامانم چون شوهرم نبود کلا سفر بود
ولی کاری نداشت اذیت نکرد استا میخورد بیهوش بود همش
ن کمک خاصی نمیخای مگر برا جیش اولش و همون موقع ختنه ک گریع میکنه
خدا خیرشون بده مامانم وشوهرم
مامانم پیشم بود
منو شوهرم بردیم ختنش کردیم ب کسیم نگفتم بعد دو روز ب مامانم گفتم س چهار روز بعدم مادرشوهرم اینا فهمیدن اومدن ،وای همشون بچرو بغل میکردن لیامم اذیت میشد،پشیمون شدم گفتم اصلا کاش نمیگقتم
نه برا من سختی نداشت
البته شاید اگ روش بخیه و اینا بود میترسیدم
با مامانمو همسرم رفتیم برا ختنه پسرم بعداز دکتر هم رفتیم خونه مامانم اینا دوروزی اونجا بودیم مامانم اینا کمکمون بودن
نه خودم تنها
سلام من هنوز ختنه اش نکردم خیلی برام سخت میاد🥲 مامانم نزدیکه اما سختیش برا خودمه دیگه
نه خودم بودم و شوهرم
مامانم مامان بزرگم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.