سلام مامانا من دیگ نزدیکای ساعت ۶ صبح خوابم برد انگاری و الان بیدار شدم اما مبخام از خوابی ک دیدم بگم خواب دیدم یه آقایی بچه بقل میاد سمتم بچه رو میزاره زمین و ب من اشاره میکنه ک برش دار منم تند تند قبل اینک حتی بهم بگه خم شدم ک برش دارم از رو زمین بعد من تو خوابم باردارم و این بچه هم تو بقلم گرفتم ب اون اقا میگم من شب تا صبح خواب ندارم میدونی چقد دارم سختی میکشم تا یه بچه رو ب دنیا بیارم اونوقت شما بچه ب این کوچیکی اینجوری میزارین رو زمبن گفت اینم بچه توعه من این بچه رو برای تو اوردم و بهت قول میدم اصلا نیاز ب ازمایش نداری دلشوره نداشته باش اینبار بچت سالمه و ب دنیاش میاری گفتم ولی این بچه من نیست گفت اینو سالم بهت دادم ک بهت بگم بچه تو هم سالمه و دردایی ک داری میکشی عوضش یه بچه سالم میاد بقلت اخر نفهمیدم تو خواب ک اون بچه برای من بود یا خودش اما تو خواب من ب اون بچه شیر دادم و تو بقلم خوابید ولی اون اقا رفته بود منم دنبالش میگشتم ک بچه رو بهش بدم در حال گشتنش بودم ک بیدار شدم اما جنسیت بچه مشخص نبود یعنی یه نوزاد خیلی کوچیک با لباس سفید و کلاه سرش خیلی ناز بود یعنی چی این خواب اخه خیلی قصه ازمایش میخورم

۶ پاسخ

خیر قشنگم.قطعا خدا بهت بچه سالم میده

انشاالله با اومدن اين يكي همه غمات شسته ميشه ميره عزيزدلم

انشالله خیر عزیزم 🌹♥️

خیره انشاالله بودم سالم به دنیا میاد

ان شالله خیره

انشالله که خیره عزیزم.

سوال های مرتبط

مامان ارکان یا آنیا مامان ارکان یا آنیا هفته نوزدهم بارداری
مامان جونا هر چی تو تاپیک ها گشتم پیداش نکردم ولی یه سری دوستان همون موقع خوندن اون خوابی ک تعریف کردمو شب قبل اینک بچمو از دست بدم یکی از آشناهامون خواب دیدن ک بچه خاهرشوهرم ک ۱۵سالش بود و تصادف کرد عمرش از دنیا کوتاه شد
اون شب اومد تو خواب یکی از اشناهامون گف در خونتون رو زد طرف رفت درو باز کرد دید امیرمحمد پشت دره و یه لباس سفید دستشه گف تو چرا اومدی مگ تو زنده ای؟گف اومدم دنبال بچه زندایی ک ببرمش این بچه رسالتش تا همینجا بود به زنداییم بگو گناهی نکرده عمر این بچه تا همین بود بدینش من ببرم این لباس سفیدم برا زنداییم آوردم تنش کنید بگین اینو میبرم اما عوضش دوتا بچه دیگه پشت در منتظرش هستن میان و عصای دستش میشن براش میمونن لباسشم بگو عوض کنه این لباس سفید رو بپوشه ک ازین ب بعد دیگ قراره شادی بیاد براش همون روز ک داشتم درد میکشیدم بچمو زایمان کنم آشنامون زنگ زد برام خوابشو تعریف کرد ازون روز همه منتظرن من بگم بچم دوقلوهه حالا من میگم شاید دوتا پشت هم بیارم چرا گفت دوتا شما فک میکنین باید دوقلو باشه حتما ولی خانوادم اطرافیانم همشون حدسشون ب دوقلو بود ولی من دو هفته پیش ک رفتم یه ساک رو بزور دید گف یدونس اما دیروز گف دوتا بیشتر گریم برا همین بود ک اون خوابه تعبیر شد انگار و خوابی ک چند شب پیش خودم دیدم گذاشتم اینجا ک یه بچه تو شکمم بود یکی هم دادن دستم گفتن اینم بچه تو هست حالا چه یکی بشه چه دوتا همین ک دوتا ساک بارداری دیدم دلم ریخت موندم تو حکمتش