مامان جونا هر چی تو تاپیک ها گشتم پیداش نکردم ولی یه سری دوستان همون موقع خوندن اون خوابی ک تعریف کردمو شب قبل اینک بچمو از دست بدم یکی از آشناهامون خواب دیدن ک بچه خاهرشوهرم ک ۱۵سالش بود و تصادف کرد عمرش از دنیا کوتاه شد
اون شب اومد تو خواب یکی از اشناهامون گف در خونتون رو زد طرف رفت درو باز کرد دید امیرمحمد پشت دره و یه لباس سفید دستشه گف تو چرا اومدی مگ تو زنده ای؟گف اومدم دنبال بچه زندایی ک ببرمش این بچه رسالتش تا همینجا بود به زنداییم بگو گناهی نکرده عمر این بچه تا همین بود بدینش من ببرم این لباس سفیدم برا زنداییم آوردم تنش کنید بگین اینو میبرم اما عوضش دوتا بچه دیگه پشت در منتظرش هستن میان و عصای دستش میشن براش میمونن لباسشم بگو عوض کنه این لباس سفید رو بپوشه ک ازین ب بعد دیگ قراره شادی بیاد براش همون روز ک داشتم درد میکشیدم بچمو زایمان کنم آشنامون زنگ زد برام خوابشو تعریف کرد ازون روز همه منتظرن من بگم بچم دوقلوهه حالا من میگم شاید دوتا پشت هم بیارم چرا گفت دوتا شما فک میکنین باید دوقلو باشه حتما ولی خانوادم اطرافیانم همشون حدسشون ب دوقلو بود ولی من دو هفته پیش ک رفتم یه ساک رو بزور دید گف یدونس اما دیروز گف دوتا بیشتر گریم برا همین بود ک اون خوابه تعبیر شد انگار و خوابی ک چند شب پیش خودم دیدم گذاشتم اینجا ک یه بچه تو شکمم بود یکی هم دادن دستم گفتن اینم بچه تو هست حالا چه یکی بشه چه دوتا همین ک دوتا ساک بارداری دیدم دلم ریخت موندم تو حکمتش

۱۷ پاسخ

سلام گلم.دلم برات تنگ شده نیستی.دکتر کی بهت نوبت داد ؟
دو هفته نشد ؟

ای خدااایا😭 بخدا گریه ام گرف خدایا شکرت هزار مرتبه شکرت
اگ تو درد و غم بزرگمون ناخاسته ناشکری کردیم مارو ببخش خدا جونم ممنون ک داری برامون اینطوری قشنگ جبران میکنی😭
الهی دو قلوهاتو‌ صحیح و سالم بغل بگیری عزیزم
منم چن شب پیش خواب دیدم تستم مثبت شده امروز زدم و مثبت هم شد دقیقا عین خوابم حالا موندم شنبه برم ازمایش و بقیه کارا..
دعا کن منم سالم بغل بگیرمش😭❤️‍🩹🫂

مصی جان خیلی خوشحالم برات
انشالله ک شروع روزای خوب و شاده اومدن بچه هات
برا منم دعا کن دلت پاکه منم این ماه میخام اقدام کنم ♥️

خدایااااااا شکرت فکر کنم انقد که برات خوشحال شدم دعات کردم که حد نداره
موهای تنم لحظه به لحظه خوندن تایپیکتت سیخ می شد . انشالله که به سلامتی بغلشون بگیری 😊😊😊🥺😊🤲

اااای دختر ما یک ساعته دارم تاپیک های تو رو میخونم گریه میکنم. از تاپیک یه بنده خدای دیگه که در مورد زندگی قبلیت کامنت گذاشته بودی اومدم تو پروفایلت. یه سری از سر ناراحتی گریه کردم. یه سری گریه شادی کردم از شادیت. قبول دوستی بزن داشته باشمت. خیلی حالت برام مهم شد. قربون دلت برم که بارها شکسته. منم یه بچه سقط کردم می‌دونم چقدر سخته. هنوزم یادم میاد دلم پر می‌کشه براش. تازه برای من ۱۲ هفته فهمیدم قلبش وایستاده سقط کردم. دورت بگردم این یکی رو به شادی بغل کنی همه دردا یادت بره الهی🙏🙏🥰

تمااام موهای تنم با خوندن تاپیکت سیخ شد🥺خدایا شکرت

ای خداااااا🥺😭😭واییییی ک چقدر برات خوشحال شدم عزیزم، خدا چقدر قشنگ جبران میکنه برامون🥹🫶🏻مبارکت باشع، ان شاءالله بسلامتی و خوشی بغلشون بگیری🥹💙🩷

وای قربون خدا برم ببین چطوری جبران میکنه اون همه سختی رو
ولی الان به هیچکس نگو که دوقلوان اصلا نگو که بارداری تا حد امکان تو خونه باش و تا جایی که تونستی نزار کسی با خبر بشه اصلا

مو به تنم سیخ شد 🥹من به خواب اعتقاد دارم

شبی ک من سقط کردمم یکی از اشنا ها خواب پدرم ک ۲ ساله فوت کرده رو میبینه.....خواب میبینه پدرم کت شلوار پوشیده خیلیییییی خوشحاله بهش میگن داری کجا میری انقد خوشحالی میکه مینا زایمان کرده دارم میرم دیدن بچش.....و من همون شب ک این اشنا خواب دیده من داشتم درد سقط رو میکشیدم تا صبح ک اذان صبح بچم سقط شد..و اون اشنا هم اصلا خبر نداشته باردارم

چ خواب قشنگی خدا مزد سختی هات رو بهت داد عزیزم...دعا کن مزد سختی کشیدن های منم بده نه ک با دادن بچه حالا هرطور ک خودش صلاح میدونه🥺

ان شاالله بسلامتی میای پروفايل رو عوض میکنی میشه مامان آرکان و آنیا

بنظرم فعلا به هیچکس هیچی نگو تا موقعش

عزیزم انشاالله به سلامتی حتما ی صدقه بده واسه بعدا ی قربونی هم نذر کن

ان شالله این بار جبران غمت میشن ولی فعلا به کسی نگو دوتاهس 🥺بعضیا چش نظر تنگن

خواب راسته من هرچی خواب دیدم تعبیر شده چند وقت پیش هم خواب دیدم ولی تعبیرشو نمی‌دونم چیه یه خانوم هست تو فامیل پسرش شهید شد چند وقت پیش خواب دیدم جشن گرفتم لباس قرمز پوشیدم اون خانوم گوشه مجلس صدام کرد گفت بیا اینجا رفتم یه پسر بچه دستش بود آروم نمیشد به من گفت بیا اینو بگیر فقط بغل تو آروم میشه از بغلش گرفتم بچه آروم شد و بهم می‌خندید بردمش جلو آئینه تو آیینه به من نیگا میکرد میخندید تعبیرش نمی‌دونم چیه

انشاالله صحیح و سالم بغل بگیری بچتو عزیزم انشاالله بهترینا برات اتفاق بیفته

سوال های مرتبط

مامان ارکان یا آنیا مامان ارکان یا آنیا هفته بیستم بارداری
سلام مامانا من دیگ نزدیکای ساعت ۶ صبح خوابم برد انگاری و الان بیدار شدم اما مبخام از خوابی ک دیدم بگم خواب دیدم یه آقایی بچه بقل میاد سمتم بچه رو میزاره زمین و ب من اشاره میکنه ک برش دار منم تند تند قبل اینک حتی بهم بگه خم شدم ک برش دارم از رو زمین بعد من تو خوابم باردارم و این بچه هم تو بقلم گرفتم ب اون اقا میگم من شب تا صبح خواب ندارم میدونی چقد دارم سختی میکشم تا یه بچه رو ب دنیا بیارم اونوقت شما بچه ب این کوچیکی اینجوری میزارین رو زمبن گفت اینم بچه توعه من این بچه رو برای تو اوردم و بهت قول میدم اصلا نیاز ب ازمایش نداری دلشوره نداشته باش اینبار بچت سالمه و ب دنیاش میاری گفتم ولی این بچه من نیست گفت اینو سالم بهت دادم ک بهت بگم بچه تو هم سالمه و دردایی ک داری میکشی عوضش یه بچه سالم میاد بقلت اخر نفهمیدم تو خواب ک اون بچه برای من بود یا خودش اما تو خواب من ب اون بچه شیر دادم و تو بقلم خوابید ولی اون اقا رفته بود منم دنبالش میگشتم ک بچه رو بهش بدم در حال گشتنش بودم ک بیدار شدم اما جنسیت بچه مشخص نبود یعنی یه نوزاد خیلی کوچیک با لباس سفید و کلاه سرش خیلی ناز بود یعنی چی این خواب اخه خیلی قصه ازمایش میخورم
مامان ارکان یا آنیا مامان ارکان یا آنیا هفته بیستم بارداری
یکم از علایم قبل بارداریم بگم
دقیقا موعد تخمک گذاریم همون تاریخی ک گهواره نشون میده روز تخمک گذاریه درد های خفیف تا شدیدی داشتم دردی شبیه گرفتگی تیرکشیدن چند روز درد داشتم ک خوب شد و بعدش ترشح خیلی چسبناک سفید داشتم ک هر بار شورتمو عوض میکردم حتی از روی شورتم بزور پاک میشد میشستم اولین شک من ب بارداری همین بود و بعدش گرفتگی رون پاهام و درد پریودی و ۶ روز قبل موعدم یه روز یه لک خیلی کمرنگ دیدم البته دوبار دیدم تو همون روز دیگ ندیدم و دیگ روز موعدم تست زدم تو تاپیک هام هست ک دوتا خط کنار هم ظاهر شدن و دیگ پشت سرش تست هامو تکرار کردم روزای بعدش ک مثبت شدن و خارش دور هاله سینه هم داشتم و دارم شاید ب دردتون بخوره تا بهتر علایم های خودتونو ک تو اقدام هستین بدونین و اینک برای بارداریم از روزی ک پاک شدم شبش تا روز موعدم یه شب درمیون اقدام داشتیم و هر بار بیست دقیقه ب پهلو دراز میکشیدم و بعدش بلند میشدم الهی ک همه چشم انتظارا به زودی زود دامنشون سبز بشه و دعا کنید بچه منم اینبار برای من صحیح سالم بمونه الهی❤️🌷
مامان ناجی کوچولو مامان ناجی کوچولو ۸ ماهگی
سلام خانما خواستم تجربه خودمو بگم برای مامانایی ک منتظرن...من چهارسال تحت نظر گرونترین و بهترین پزشک شهرمون(اسمی ک درکرده بود) بودم هی میگف برو سالمی چهارماه دگ بیا هی سماه دگ بیا دوسالل منو کشوند و برد و ارمایش و فلان در نهایت میگف سنی نداری ک عجله نکن فقطم متفورمین و اسید فولیک و پروژسترون ۵ میداد هر دوسال همین اخر عصبی شدم گفتم من بچه میخوام با منت گف یه ازمایش اسپرم برای شوهرش بنویسین ب منشی ک معلوم شد شوهرم مورفولوژی و یکم تحرک کم داره کلی ویتامین داد ک بازم نشد ک نشد باز رفتم همون دارو ها دگ خسته شدم یمدت ولکردم تا رفتم پیش یه دکتر دگ یشهر دگ اون گف هیچ مشکلی ندارین گفتم همسرم گف ن خوبه عالی ن ولی خوبه حتی نیاز به دارو نداره دکتر حاذقی بود ک استاد خیلی از پزشکا بود و سن بالا رحمم معاینه کرد کف خودتم خوبی برو ماه بعد نمیای اینبار کلومین داد بمن ک ده روز خوتریزی و درد پیدا کردم ولی خوشحال بودم ک دارم پریود میشم ک این داروهارو مصرف کنم خدا خیلی دوسم داشت شوهرم شبای قبل شیفت شب بود همون شب ک خونه بود خونریزیم بیشتر شد و فشارم افتاد تهوع و صبح دگ خون روون بود شوهرم گف برو دکتر زنان من میگفتم ن بابا ی پریودی دگ چون ورزش کردم این ماه یکم شرایط فرق کرده در اخر گف بهت میگم برو پول من میدم ی ویزیته دگ بهم برخورد رفتم ک گف همین امشب بستری شو بارداری خارج رحم داره میترکه کف لگنت پر خونه ک همون شب عمل باز شدم..... بقیش تو تاپیک بعد