۱۵ پاسخ

سلام عزیزم مبارکت باشه
چرا ناراحتی اخه؟
بده خدا خواسته دخترت تنها نباشه؟؟
ملت پشت سر هم هرماه اقدام میکنن خدا نمیخواد بچه بده بهشون ولی ب تو داده
حتما تواناییشو توی تو دیده
نگران خرجم نباش من پسرم دوسال و نیمشه دخترم دو ماه و نیم
انقدر باهم خوبن و اوکی
پسرم قبلا از جمع بیزار بود کلا تنهایی دوس داشت ولی الان نه همبازی داره میره بهش جغجغه اشو نشون میده و اینکارا
به جای گریه ب خدا توکل کن سعی کن ی بودجه ایو بزاری برای زایمانت و نگه داری بچه ها هر چند کم (در حد یارانه هم اوکیه)
ولی کمک دستته
بعد کارت امید مادرم میدن بهت درسته خیلی کمه ولی باز غصه آینده رو نخور سقطم نکن ب هیچ عنوان

به خدا توکل کن
و عمیقا ازش کمک بخواه
مطمئنم کمکت میکنه

الان دیگ دیره ک ب فکر سقط باشی گناه داره انشالله خدا کمکت کنه و روزی رسان باشع و شوهرت سالم سلامت باشع سایش رو سرتون مستدام کار کنه

بچه وقتی میاد با خودش خیلی روزی میاره. چه الان بیاری چه ده سال دیگه سخته. من بچه بزرگم ده ساله ولی اینقدر اذیت میکنه میگم کاش کوچولو بود یکی میاوردم

من بودم نگه میداشتم
با اینکه سر همین یدونه پدرم در اومده و توبه کردم😅

دلتو قرص کن بخدا این مسیرتو من پارسال رفتم اما بدون خدا برای تو بهترین مسیر انتخاب کرده منم ناخواسته باردار شدم انقد گریه کردم تا اومدم بپدیرم گفتن دوقلو تا اخر بارداری با استرس و حال بد گذشت اما اینا اومدن شدن نور زندگیم با اینکه دست تنها بودم اما خدا انقد توان و انرژی و روحیه ای بهم داده بود که هرگز نداشتم چنین حالی اما خدا یه امانتشو ۴ماه بعد ازم گرفت و شده حسرت همیشگی من

فکن همون اول خدا بهت دوقلو داده
از پسشون بر میای نگران نباش خدا بزرگه

بنظر من اصلا به سقط فکر نکن ما سه تا بچه بودیم مامانم دستگاه داشت من تو سن ابتدایی بودم می دیدم مادرم همش بد حاله دستگاه آیودی بهش نمیفتاد مدام خونریزی داشت بی حال ورنگ پریده وکم خون بود رفت دستگاشو برداشت باردارشد سال۸۰بعد مجدد ناخواسته باردار شد آبجی کوچیکم سال ۸۲ دنیا اومد.بعد تو پاکی بعد چهل روز تو شیر دهی بدون اینکه بفهمه بازم باردار شد چون مامانم قرص ال دی بهش نمیفتاد تهوع می‌گرفت وعصبی میشد وچون نابلدتر بودن روش های دیگه هم مث که جوابگو نبود هرچند خودمم مث مامانمم بهم قرص و...نمیفته حتی حساسیت به لاتکس کاندوم دارم.اما همسرم خیلی مراقبه و ناخواسته باردار نشدم ودوتا بچه دارم و همیشه خود خواسته بوده.بچه سوم که ناخواسته مامان باردارشد مامانم بمن گفت بیا رو شکمم بپر بپر کن بچه بیفته هرچند زعفرون خورده بود از رو اپن پریده بود که بیفته اما سقط نشد بمن گفت رو شکمم بپر من اون زمان ۱۲سالم بود گفتم مامان من نمیخواهم قاتل باشم خلاصه اون داداشم هم سال ۸۳بدنیا اومد همه پشت سرهم.خیلی سخت بود ولی گذشت اوضاع مالی خوبی هم نداشتن الان همشون جوون شدن کار میکنن.همین داداشم که متولد۸۳هست پسر خیلی مهربون ودلسوز پدر ومادر هست.خلاصه بگم سقط کار درستی نیست بی پولی ها سختی ها همه میگذره.الان اگه اون برادرم مثلاً سقط میشد بنظرت زندگی مامانم بدون اون گل و بلبل میشد؟؟!بزرگ کردن بچه سخت هست اما دولت هم داره یه کمک های کوچیکی می‌کنه ان شاالله درست میشه.

توکلت بر خدا قشنگ من.

نگهش دار
بالاخره که بچه دوم میخواستی اونم بیار، ان شالله خدا کمکت میکنه
خیلی وسایل اولی برا دومی هم قابل استفادست،

مبارکت باشه. سخت که هست برای خودت چون پشت سر هم میشن اما همون خدایی که روزی یک بچه رو میرسونه، براش کاری نداره روزی یه بچه دیگه رو هم بده.

الان قلبش تشکیل شده گناه داره ولی توی این وضع بدنیا بیاریش گناهش بیشتره بنظر من 😢

ولی نگهش دار خدا بزرگه اشکال نداره دیگ نزار این دو تا بسه چیزیه که شده خیلیا تو حسرتشن بد به دلت راه نده عزیزم خدا کمکت میکنه دوتاشون باهم بزرگ میشن دیگ اسوده میشی

عزیزم از قبل به فکر باشید والا یه کاندوم قیمتی نداره

وای چه حال بدی خدا سر هیچکس نیاره نمیدونم عزیزم حالا که شده تا بچت به دنیا بیاد یلدا جون میشه ۱ سال واقعا سخته دو تا کوچولو

سوال های مرتبط