گاهی یه حس عجیب دارم نمیدونم شماهم اینجوری میشین یا نه؟ چندشبه دارم بعده به دنیا اومدن پسرمو تصور میکنم پر از شوق و اشتیاق میشم.از اینکه به هفته ۳۰ رسیدم و روزای انتظارم واسه دیدنش داره کمتر‌ میشه خیلی خیلی خوشحالم.جوری شدم که دیگه از زایمان به اندازه قبل نمیترسم چون میگم در عوض پسرمو میبینم و بغل میکنم.حس میکنم وقتی ببینمش زار زار گریه میکنم.نمیدونم بخاطر هفتمه و هورمونام یا چی ولی پر از حس اشتیاقم و دیگه نمیتونم این دوماهو تحمل کنم و میدونم با این حس،بارداریم سخت و دیر میگذره،انقدر منتظرم که هر یه روز به اندازه چندماه واسم میگذره...کاش بتونم خودمو به بیخیالی بزنم تا روزشماری و لحظه شماری نکنم.دلتنگ و به اشتیاق یه موجودی ام که تا حالا ندیدمش و این خیلی عجیبه برام.😫🩵همش با خودم میگم میخوام زودتر بغلش کنم بعد یهو میگم نه خدایا منظورم این نیست که زایمان زودرس داشته باشم خدای نکرده،همون سر وقتش بیاد.خلاصه که چندروزه حالوهوام خیلی عجیبه.واسه اینکه روزام‌ بگذره بهونه گیر شدم

۴ پاسخ

منم هر ثانیه و ساعت و میشمرم🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲

خوش به حالتون من دلم می خواست داخل شکمم می موند ؛ احساس می کنم نمی تونم از پسش بر بیام 🤣 با این که خیلی نی نی دوست دارم کلی مطالعه کردم و کار کردم روی حوصله ؛ اعصاب و توانم🥲

من هم همینم که دخترم رو گرفتم بغل ازشوق گریه ام گرفته

عزیزم انشالا این دوماه رو هم به سلامت بگذرونی منم دقیق مث شما ام

سوال های مرتبط

مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 روزهای ابتدایی تولد