۴ پاسخ

سلام عزیزم ببخشید شما رفسنجان جایی نمی‌شناسید شیاف پروژسترون گیر بیاد؟

حق داری عزیم توکلت بخداباشه بحق خانم فاطمه زهرا صحیح وسلامت میری اتاق زایمان باپسرقشنگت برمیگیردی هردوتون صحیح وسلامت برمیگردین پیش عزیزانتون ،یه نفر میری اتاق عمل دونفربرمیگردی چقدرقشنگه ای خدا دامن همه چشم انتظارا روسبز کن بغلشون روپُرکن خدایا دامن ماروهم سبز کردی بغلمون روهم پُرکن بچمون صحیح وسلامت توبغلمون باشه،قشنگم رفتی اتاق عمل همه رودعاکن ....

معلومه مامان اولی انقد رمانتیک رمان نوشتی😁😁
یادمه بارداری اولم دیگه شاعر شده بودم فقط اشک میریختم
با وسواس زیاد سیسمونی خریدم
الانم انگار همون آدم نیستم عادیه عادی هستم وبیشتر بی احساس
نمیدونم چرا 😐

سلام عزیزم انشالله به سلامتی زایمان کنی خدا حفظش کنه یه سوال داشتم شما موقع خوابیدن وقتی میخواین پهلو به پهلو بشین میشینین بعد پهلو به پهلو میشین؟

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد هفته سی‌ونهم بارداری
۷ ماه از روزی که فهمیدم مادر شدم گذشت ...

پسرکم شروع هشت ماهگی مون بهت تبریک میگم کلی رشد کردی و بزرگ شدی بدون اینکه مامانی رو اذیت کنی 🥹
لگدای محکم میزنی و من ذوق میکنم واسشون😍
مادر شدن تجربه خارق‌العاده ایه هر روز و هر هفته و هرماه که میگذره حس ها و تجربه های متفاوتی رو تجربه میکنی ✨️
مثل امروز که برای من واقعا روز متفاوتی بود و به همه خانوادم گفتم که امروز هشت ماهگیم شروع شده 😅
برای من بارداری اونطوری که فکر میکردم نبود همیشه فکر میکردم باردار بشم خیلی قراره اذیت بشم خیلی لوس بشم و بقیه رو اذیت کنم
حالم‌ بد بیشه و ویار های عجیب و غریب داشته باشم ولی اصلا اینطوری نبود و خیلی ساده گذشت جوری که بعضی وقتا یادم میره باردارم🥲
با اینکه کم مونده پسرم دنیا بیاد هنوز با مادر شدنم کنار نیومدم و احساس غریبگی خیلی زیاد دارم باهاش و فکر میکنم اینکه نتونستم اسمش انتخاب کنم بخاطر همین موضوع هستش ولی امیدوارم وقتی دنیا بیاد دیگه اینطوری نباشم 🫠
دوست دارم احساساتم تو روزهای بارداری رو ثبت کنم برای همینه که اینجا میگم به شما تا بعدا بیام ببینم و یادم باشه چه حسی داشتم 🥰

بمونه به یادگار از اولین روز هشت ماهگی ۱۴۰۵/۳/۱۶