۱۸ پاسخ

تنها چيزي كه هست هفته اي دو روز ميرم خونشون فقط غذا و كار خونه ندارم وگرنه بچه داري كلا با خودمه و دارم ميميرمممممممم

سلام نه خودم و خودم

سلام. نه عزیزم منم تنهام. پدرمادر خودم و همسرم و کلا خانواده هامون شهر دیگه هستن

ن بابا کدوم کمکی
له لهم خواهر

مامانم فقط ۱۰ روز اول رو پیشم موند بعدش خودم بودم خودم تا الان بهم سرنزده ببینه زندم یا مرده

فقط خودمم و همسرم گاهی علاوه بر بچه سرکار میرم و کارای خونه روهم انجام میدم 🥲

اره ی روزدرمیون بچه رو میذارم پیشش میرم باشگاه

والا منم تنهام میرم خونه مامانم پ و مادرشوهرم ولی بچم فقط پیش خودمه

نه ولله کمکی ندارم شهر غریبم گاهی حس میکنم نقشم فقط کوزتی هست بدون درک شدن
پاهام داره از درد میشکنه

من روزی یکی دو ساعت میسپارم به مادرشوهرم و میرم غذا میپزنم
طبقه پایین
ولی، هرجا میرم پیش مامانم یا مادرشوهرم دلم اروم نیست فقط، خودم باید به بچم رسیدگی کنم ـ
خودمم موندم اینایی که کمکی ندارن چ طاقتی، دارن

نه من تو شهر غریبم
هیچکی نیومد هیچکی
حتی روز بیمارستان هم تنها بودم سزارینم بودم وقتی اومدم خونه رفتم ظرف شستم و غذا درس کردم
خوتوادمم نیومدن تاالانم حتی یک دقیقه کسی پیش بچم نبوده که استراحت کنم

نه والا
همش خودم هستم
مامانم نمیتونه بچه داری کنه
فقط وقتی دلم میگیره میرم خونه مامانم
اونم بچم چسبیده بهم

من هفته ای سه بار صبح تا عصر میرم خونه مامانم

من هر روز میرم خونه مامانم وگرنه باید برم تیمارستان

منم دست تنها هستم خونه مامانم بیست دقیقه راهه باهام ولی کمک اصلا کار خونه بچه داری تازه عصرا هم مشتری میگیرم کار ژل و بوتاکس انجام میدم
همه کاری خودم انجام میدم فقط هرازگاهی مادر شوهرم میگم بیاد عصرا ک‌شلوغم دخترمو یک ساعت بگیره

نه هییییچ کس به جز خودم به ابن دوتا بچه و کارای خونه نمیرسه رسما پوره شدم🫠🫠🫠

نه تو شهر غریب تک و تنها دو تا بچه شیر به شیر و شوهری که همش سر کاره
دوست و اشنا هم ندارم

من هرروز می‌رم خونه مامانم اونجاهم کلن بچه با مامانمه یا وقتایی که مهمون یا کار داشته باشم میاد میبرش خونشون

سوال های مرتبط