۴ پاسخ

نگران نباش گلم یه ذره که هوا گرم تر بشه میتونید باهم بیرون برید مثل پارک و بازار یا حتی مسجد و امام زاده ها
وقتی بیرون بری یا مثلا بچتو مهدکودک بزاری اتفاقا خیلی هم اجتماعی میشه
من خودم با خانوادم غریب بودیم و ماه ها آدم نمیدیدم ولی من شدیدا اجتماعیم

دختر منم همینه🥲💔هیچکسو نمیبینیم و کسیم خونمون نمیاد
واقعا منم نگرانم بچم گوشه گیر بار بیاد
همین الان تا سوار اسنپ میشم جایی بریم کلی گریه میکنه
درکل هرکس رو غیر منو باباش میبینه جیغ میزنه و گریه میکنه☹️

خواهرم کجایی اگر تهرانی بیا خونه ی من ما هم تنهاییم .....

عزیزم چرا رفتی شهر دیگه؟اخرش برمیگردن خونتون؟

سوال های مرتبط

مامان آنیا خانوم مامان آنیا خانوم ۱۰ ماهگی
دیشب پنجمین شبی بود که نهایت تونستم ۲-۳ ساعت بخوابم ، اونم نصفه نیمه، وسط اون دو سه ساعتم چندبار بیدار شدم تبشو چک کردم، دارو دادم، شیر دادم و....
روزا هم نهایت بتونم نیم ساعت یه چرتی بزنم ، نشه هم که هیچ
متنفرم از واکسن، نمیدونم کی تموم میشن یه نفس راحت بکشیم
من دوتای قبلی اینقدرررررر اذیت نکشیدم ، غریب نیستم تو شهر خودمونم ولی تک و تنها مراقبت کردم ازش ، یه نفر از در این خونه نیومد تو که بده من بچه رو دو ساعت نگهدارم تو بخواب، همسرم کمک میکنه تو نگهداشتنش ولی زیاد بلد نیس منم نمیتونم اعتماد کنم و بخوابم
خوب شد این گهواره هس آدم خودشو خالی کنه
از خودمم متعجبم که اینهمه روز رو بدون خواب و با خستگی فراوان چجوری گذروندم منی که تحمل دو ساعت زود بیدار شدن رو نداشتم، کلاسهای دانشگاه رو همش از ساعت ۱۰ به بعد برمیداشتم🙃 ولی الان... چیه آخه این مادر بودن...خدا چقدر عشق تو وجود آدم میکاره که بخاطر بچش از خواب و خوراکشم میزنه و آخ نمیگه
دیروز بردیمش دکتر چون تبش پایین نمیومد ، گفت تب واکسن تا الان نمیمونه نهایت ۲-۳ روزه تموم میشه ، بیماری ویروسی گرفته... حالا نمیدونم از کجا گرفته چون میگم دیگه اصلا کسی رو ندیدیم خیلی وقته خونه ایم ، بچه هر چقد که شیرینی داره همونقدر هم استرس و دلهره داره تو این ۶ روز پدرم در اومد ، دعا کنین با دلای پاکتون مامانا که دیگه خوب بشه ، حس میکنم بدنم دیگه نمیکشه



پوشک
شیرخشک
تب
رفلاکس
حساسیت
سرلاک
شیرمادر
سزارین
۳۰ فروردین